دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسادت دشمن آرامش

No image
حسادت دشمن آرامش

حسادت سراغ همه می‌رود. کمتر کسی می‌تواند ادعا کند که در طول زندگی خود اصلاً حسودی نكرده است، اما مسأله مهم چگونگی برخورد با این حس ویرانگر می‌باشد.حسادت، احساسی منفی است كه به ما دست می‌دهد و بیشتر با اندوه و نارضایتی همراه می‌باشد. انسان همواره علاقه مند به پیشرفت و تکامل بوده و هست و ضمیر ناخودآگاه به این موضوع آگاه است و برای آن تلاش می‌کند. كسانی كه در اثر خود کم بینی، شخصیت شان را ناچیز می‌پندارند، پیشرفت و موفقیت اطرافیان را مورد حمله قرار داده و تمام توان شان را برای از بین بردن آن به کار می‌گیرند. ویروس حسادت، شخص حسود را هم چون خوره از درون نابود می‌کند و به دیگران نیز آسیب های جدی خواهد رساند. حسادت وقتی به وجود می‌آید که كسی احساس کند، آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. انسان به چیزی حسودی می‌کند که برایش ارزش دارد. کسی که حوصله کار با کامپیوتر را ندارد به یک متخصص كامپیوتر حسودی نمی‌کند. مساله این نیست که یک خانواده در فقر و بدبختی دست و پا بزند و دیگری ثروت زیادی داشته باشد. حسادت گاهی به خاطر این است که دیگری چیزی بیشتر از من دارد؛ به عنوان مثال، آدم حسودی كه یك ماشین آخرین مدل دارد به كسی كه دو ماشین مدل بالا دارد حسادت می‌كند (شاید چندان از پول دارها خوشمان نیاید و برخی اوقات از زور ناراحتی، آنان را نُزول خور و كلاهبردار خطاب كنیم، ولی در خلوت، دل مان می‌خواهد که ما نیز به نحوی پول دار شویم). آیا این طبیعت انسان است یا شرایط باعث می‌شود که این گونه رفتاركنیم؟چنین طرز فكری برخلاف منافع خودمان است (چون میل به بهتر زیستن ریشه در همه امیال مادی ما دارد). اگر ثروت کسی، مانع خوشحال بودن ما می‌شود، به این دلیل است که نتوانسته ایم حسادت خود را مهار کنیم. تا زمانی که طرز تفکرمان را تغییر ندهیم، زندگی پُرباری نخواهیم داشت. متأسفانه به داشته‌های مان كمتر توجه می‌كنیم، و بیشتر تمرکزمان بر دارایی دیگران است. این مساله بغرنج، ایجاد ناراحتی می‌کند و ما را برده خود می‌سازد. حال چگونه احساس آزادی و آرامش كنیم، وقتی خوشحالی مان در گرو این است که بیشتر از دیگران داشته باشیم؟هنگامی‌كه احساس ناامنی می‌كنیم، حسادت در تاریكی كمین می‌کند و آماده می‌شود تا به ما هجوم بیاورد. دایره تاثیر حسادت، نامحدود است و می‌تواند رابطه زوج‌ها، همكاران، دوستان، شركا و... را خدشه دار ‌كند. حسادت یك ویژگی رفتاری و شخصیتی ارثی نیست؛ به همین دلیل با ایجاد و اجرای راهکارهای مناسب در خانواده و اجتماع می‌توان مانع پیشرفت و حتی پیدایش آن شد. بد نیست بدانید که بیشتر، عوامل محیطی، دوران کودکی و بلوغ باعث تشدید حسادت می‌شوند. شكل حاد حسادت باعث بروز پرخاشگری نسبت به طرف مقابل می‌شود. 1- کسانی بیشتر حسادت می‌کنند که توانمندی‌های خودشان را دست کم می‌گیرند.2- افرادی که خودشان را توانا می‌دانند، ممکن است به موقعیت والای دیگران غبطه بخورند.3- هرچه پایگاه اجتماعی افراد به هم نزدیک تر باشد، بیشتر به یکدیگر حسادت می‌کنند.آثار حسادت را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد:

آثار روانی

تأثیری که بر حالات روانی و خُلق و خُوی فرد می‌گذارد؛ در او به صورت یک عُقده ظاهر می‌شود.

آثار رفتاری

شخص را وادار به صدمه زدن می‌کند؛ مانند: بدگویی، افترا، گروکشی اطلاعات، چوب لای چرخ گذاشتن و...

آثار ذهنی

حسادت مانند هر احساس منفی دیگری، نیروی مُختل كننده از خود تولید می‌کند.

آثار اجتماعی

به طورمعمول باعث می‌شود که شخص در نزد دیگران كم ارزش جلوه كند.

راهکارهای درمان حسادت

در درجه اول، باید نحوه تفکر و نگرش مان را تغییر دهیم و اثرات منفی حسادت را به خود یادآوری کنیم. حسود نبودن منافع زیادی دارد. منافعی مانند یک زندگی توأم با آسایش و آرامش. می‌باید متذکر شد که حسادت یكی از معدود احساسات منفی ا ست كه به راحتی موجب سلب آسایش و آرامش می‌گردد و به سُست شدن پایه های خوشی و خوشبختی انسان منتهی می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

در چند دهه گذشته، دیدگاه‌ها و نظریه‌های فیلسوف امریکایی ـ جان‌راولز در‌مورد عدالت، نظریه‌های بیشماری را به خود جلب کرده است. فیلسوف مزبور کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

در این مقاله به بررسى نظریّه معرفت یا کیفیت ادراک از دیدگاه مکتب تفکیک و مقایسه‌اش با دیدگاه‌هاى کلامى و فلسفى پرداخته، و نشان داده شده است به رغم ادّعایى که شده، این مکتب در زمینه ادراک علمى و عقلى، روش و محتوایى غیر از سایر مکاتب ندارد. در این مقاله نشان داده‌ایم که مرز قاطعى بین تعقّل فلسفى و کلامى و آن‌چه در مکتب تفکیک تحت عنوان تعقّل دینى یا نورى مطرح شده نمى‌توان قائل شد.
بسط ناپذیری تجربه نبوی

بسط ناپذیری تجربه نبوی

نویسنده، زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى‌» را مدل کانتى مى‌داند.
Powered by TayaCMS