دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقیقت نبی

No image
حقیقت نبی

كلمات كليدي : نبی، پیامبر، دریافت وحی، ابلاغ وحی، هدایت، ماموریت الهی، معارف آسمانی

نویسنده : مهدي جدي

در معنای لغوی نبّی چند احتمال وجود دارد:

الف- نبّی از ریشۀ نبأ (= خبر) گرفته شده و به معنای کسی است که دارای خبر است و به دیگران خبرهایی را می‌رساند؛

ب- نبی از ریشۀ «نَبْوَة» به معنای بلندی و ارتفاع گرفته شده و نبی به معنای شخصی است که از شأنی والا و مقامی بلند برخوردار است؛

ج- نبی به معنای راه و طریق است و پیامبران را از آن جهت نبی گویند که راه‌های هدایت بشری به سوی خداوند هستند.

متکلمان در بیان معنای اصطلاحی نبّی آورده‌اند:

«نبّی (پیامبر)، بشری است که برای هدایت انسان‌ها برانگیخته شده تا معارف الهی را بدون واسطۀ انسانی دیگر از خداوند گرفته به مردم برساند.»

در تعریف نبی،چند ویژگی است:

1-پیامبر، بشر است:

« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یوحَى إِلَی » (کهف/110)

« بگو من فقط بشری هستم مثل شما (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود.»

2- پیامبران راه‌های رسیدن به تکامل‌اند و هدف آفرینش را به انسان نشان می‌دهند و انسان‌ها با پیروی از پیامبران، سعادت جاودانه یافته و از گمراهی و رنج و عذاب الهی رهایی می‌یابند:

« فَإِمَّا یأْتِینَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَای فَلَا یضِلُّ وَلَا یشْقَى » (طه/123)

«هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه در رنج خواهد بود.»

3- پیامبران از سوی خدا آمده‌اند؛ آنان برای انجام مأموریتی از سوی خداوند در میان خلق ظاهر می‌شوند و خود سرانه اقدام به این کار نمی‌کنند:

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ » (جمعه/2)

«او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه می‌کند می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آمورد».

4- میراث پیامبران، مجموعۀ معارف نظری و عملی خاصّی است که بینشی نو و روشی دیگر در زندگی انسان‌ها ایجاد کرده است، کانون اصلی این معارف، کتاب‌های آسمانی است که از عالم الوهیت نشئت گرفته است:

« ولقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ » (نحل/36)

«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید».

بخشی از این معارف به گونه‌ای هستند که بشر نمی‌تواند با عقل خویش به آن‌ها دست یابد:

« وَیعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ » (بقره/151)

«و آن چه را نمی‌دانستید، به شما یاد داد.»

5- پیامبران این معارف را بدون واسطه انسانی دیگر از خدا می‌گیرند؛ برخلاف اوصیا و جانشینان پیامبر که دست کم بخشی از علوم خود را از یک واسطۀ انسانی یعنی پیامبر، می‌گیرند:

« قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّکَ بِالْحَقِّ » (نحل/102)

«بگو روح القدس آن را از جانب پروردگارت به حق نازل کرده»

6- مبدأ الهی؛ پیامبران منشأ معارف خود را عالم الوهیت می‌دانند و معتقدند که حاصل ذهن بشر نیست:

« وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَیکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ » (نساء/113)

«و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد، و آن‌چه را نمی‌دانستی به تو آموخت.»

7- دریافت؛ یک وظیفۀ مهم پیامبران دریافت معارف الهی است. آنان مدعی‌اند که آن معارف از جای دیگر به آن‌ها داده می‌شود و آن‌ها دریافت کننده و تابع آن معارف هستند و از خود چیزی بر آن نمی‌افزایند:

«وَمَا ینطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى» (نجم/3و4)

«و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده، نیست.»

8- ابلاغ؛ پیامبران وظیفه دارند تا این حقایق را به مردم ابلاغ کنند، پیامبران اساس ماموریت خود را ابلاغ می‌دانند:

«فهل علی الرسل الا البلاغ المبین» (نحل 35)

«آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند.»

بر این اساس، پیامبران شخصیت‌های برگزیده‌ای هستند که از سوی خدا فرستاده شده و مأموریت یافته‌اند به اصلاح خود و مردم بپردازند.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

در چند دهه گذشته، دیدگاه‌ها و نظریه‌های فیلسوف امریکایی ـ جان‌راولز در‌مورد عدالت، نظریه‌های بیشماری را به خود جلب کرده است. فیلسوف مزبور کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

در این مقاله به بررسى نظریّه معرفت یا کیفیت ادراک از دیدگاه مکتب تفکیک و مقایسه‌اش با دیدگاه‌هاى کلامى و فلسفى پرداخته، و نشان داده شده است به رغم ادّعایى که شده، این مکتب در زمینه ادراک علمى و عقلى، روش و محتوایى غیر از سایر مکاتب ندارد. در این مقاله نشان داده‌ایم که مرز قاطعى بین تعقّل فلسفى و کلامى و آن‌چه در مکتب تفکیک تحت عنوان تعقّل دینى یا نورى مطرح شده نمى‌توان قائل شد.
بسط ناپذیری تجربه نبوی

بسط ناپذیری تجربه نبوی

نویسنده، زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى‌» را مدل کانتى مى‌داند.
Powered by TayaCMS