دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل رسیدن به آرامش در زندگی

No image
عوامل رسیدن به آرامش در زندگی

حوادث ناگوار و مصائب و بحران‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی دنیوی است و تقریباً همه انسان‌ها در زندگی خود با چنین مسائلی روبه‌رو می‌شوند و این امری گریزناپذیر است؛ اما همه انسان‌ها در برابر این مسائل، برخورد یكسانی ندارند. برخی در مقابل كم‌ترین سختی و ناگواری، خود را می‌بازند و به كام ناامیدی و بیم و اندوه می‌اُفتند و به غیر از جزع و فزع و گریه و زاری و شكوه و ناله، كار دیگری نمی‌كنند و نه تنها نمی‌توانند مشكل را برطرف كنند، بلكه بر پیچیدگی و دشواری آن نیز می‌افزایند. اما برخی دیگر در مقابل ناملایمات و مصائب، چون كوه استوارند و از لابه‌لای سخت‌ترین دشواری‌ها راهی به سوی جلو پیدا می‌كنند و مشكل را پشت سر می‌گذارند. در برابر هر مشكلی مناسب‌ترین راه حل را پیدا كرده و پی‌گرفته‌اند. راز این استواری و ماندگاری، سلامت روان است كه بدون آرامش، مفهومی برای آن متصور نیست.

رهایی از چنگال بیم و اندوه: در منابع اسلامی بسیار به این مضمون برمی‌خوریم، آنان كه به ساحل امنیت و آرامش و ایمان رسیده‌اند از دو چیز در امانند: یكی بیم و دیگری اندوه (لاخَوفٌ َعلیهِم و لا هُم یَحْزَنُون) معمولاً انسان مضطرب، به دلیل این كه از نظر سازمان روانی، به هم ریخته است، انسانی است متزلزل و تزلزل، پایه‌سازِ بیم و هراس است. انسان متزلزل، از یك طرف خود را هر لحظه در معرض سقوط می‌بیند و از طرف دیگر تكیه‌گاهی برای خود سراغ ندارد تا به آن تكیه كند و از افتادن خویش جلوگیری نماید؛ ولی انسانِ برخوردار از آرامش كه آرامش خود را در سایه باور به تكیه‌گاهی مطمئن و پشتیبانی قدرتمند به دست آورده است و معتقد است كه در همه جا و همه حال و همه وقت، خدا با اوست، دلیلی برای ترسیدن نمی‌یابد. غُصه و اندوه نیز از همین قرار است. انسان، هنگامی اندوهگین می‌شود كه چیز عزیز و گرانبهایی را از دست بدهد و راه دست‌یابی مجدد به آن را برای خود بسته ببیند؛ اما انسان باورمندی كه در سایه ایمان و باور به خداوندِ حكیم و قادر به آرامش رسیده است، می‌داند كه حكیم، بدون مصلحت و حكمت، تصمیم نمی‌گیرد. قادر مطلق می‌تواند چیزی را كه در برهه‌ای و به خاطر مصلحتی از دست ما رفته، جبران كند و خودِ آن یا بهتر از آن را به ما بازگرداند؛ پس چه دلیلی برای حزن و اندوه باقی می‌ماند؟ البته حزن و اندوه به عنوان یكی از حالات انسانی در برابر از دست رفتنِ چیزی یا كسی تا آن‌جا كه به درهم‌ریختگی سازمان روانی انسان منجر نشود، خود به خود، پدیده مذمومی - كه باید با آن مقابله شود - نیست. پیامبر و امامان در فقدان عزیزان خود، اندوهگین می‌شدند و می‌گریستند؛ ولی اولاً اندوه آنان به خاطر امور پیش پا افتاده نبود و ثانیاً این اندوه، چنان آنان را بی‌اختیار و از خود بی‌خود نمی‌كرد كه از كارآیی بیفتند و نتوانند راجع به سایر وظایف خود، آن چنان كه باید، عمل كنند.

عوامل ایجاد آرامش

از نظر قرآن، دست‌یابی به آرامش، تنها از یك راه ممكن است و بس و آن، یاد خداست (الا بِذِكرِاللَهِ تَطْمَئِنُ القُلُوب). انزَلَ اللَهُ سَكینَتَه عَلی رَسُولِهِ و عَلی المُؤمِنین. یاد خداوند، محصول ایمان به خداوند است (الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر ا... الا بذكر ا... تطمئن القلوب)؛ یعنی اول باید خدا را باور داشت تا بتوان از ثمره اطمینان و آرامش به وسیله یاد خدا برخوردار شد. ناگفته پیداست كه منظور از یاد خدا، صرف ذكر زبانی نیست و ذكر حقیقی، ذكر دل است. اگر خداوند به عنوان پدید آورنده و برپا دارنده هستی، در عمقِ وجود هر انسانی، یعنی دل او حضوری دائمی و قوی داشته باشد، هیچ مشكل و مصیبت و حادثه ناگواری نمی‌تواند انسان را به لرزش و لغزش بیندازد و آرامش درونی او را به هم زند. یاد خدا بودن به این معناست كه دائماً متوجه باشیم عالم طبیعت، مالكی دارد و هدفی و انسان در محضر خدای حكیم، قادر، مهربان و خیرخواهی است كه در سخت‌ترین شرایط، بنده خود را تنها نمی‌گذارد و همیشه و همه جا با اوست. خدایی كه بر بندگان خویش از هر والدینی مهربان‌تر است و دوست دارد كه همه به كمال و صلاح و فلاح (رستگاری) برسند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
بسط ناپذیری تجربه نبوی

بسط ناپذیری تجربه نبوی

نویسنده، زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى‌» را مدل کانتى مى‌داند.
Powered by TayaCMS