دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نفاق

امیرالمؤمنین علی (ع):«از نفاق دوری کن، به درستی که فرد دو رو نزد خداوند متعال دارای جایگاه و منزلت نیست.» (شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج‌2، ص304)
نفاق
نفاق

نفاق

قال علی(ع): «ایّاک و النّفاق فانّ ذا الوجهین لا یکون وجیها عند اللّه‌»

«نفاق‌» از «نفق»، به معناى تونل‌هاى زیرزمینى است که براى استتار یا فرار از آن استفاده مى‌شود. بعضى از حیوانات مثل موش صحرایى و سوسمار، لانه‌هایى براى خود درست مى‌کنند که دو سوراخ دارد. منافق نیز، راه پنهان و مخفى براى خود قرار مى‌دهد تا هنگام خطر از طریق آن فرار کند،[1] به عبارت دیگر نفاق یعنی هم‌رنگ نبودن ظاهر و باطن.

آن مقداری که ادیان، حکومت‌ها، کشورها، روابط افراد و... از کینه‌های قلبی و دوستی‌های ظاهری ضربه خورده، از دشمنی‌های رو در رو آسیب ندیده است؛ اما چه چیزی بر پیکره‌ این خصلت نهفته که این‌چنین زشت و ناپسند است و در تمام مذاهب و ادیان از جمله دین مبین اسلام و در قالب آیات و روایات تقبیح شده و مؤمنین از آن برحذر داشته ‌شده‌اند؟ می‌توان جواب این سؤال را در توصیه حضرت امیر(ع) مشاهده کرد که در آن‌جا می‌فرماید: اى بندگان خدا، شما را وصیت مى‌کنم که از خداوند بترسید و از منافقان برحذر باشید؛ آن‌ها گمراه هستند و شما را هم گمراه مى‌کنند، آن‌ها اهل لغزش مى‌باشند و شماها را هم مى‌لغزانند، آن‌ها به رنگ‌هاى مختلف درمى‌آیند و فتنه‌اى دیگر مى‌کنند، مى‌خواهند به هر وسیله‌اى خود را به شما برسانند و شما را در دام خود بیفکنند.[2]

عنصر آسیب‌رساننده نفاق، نبود آگاهی دقیق از موضع وفاق و همراهی واقعی وی و عدم این همراهی است، چون فرد منافق در اکثر عقاید و نظرها خود را موافق جلوه می‌دهد؛ در همین رابطه حضرت علی(ع) می‌فرماید: من کثر نفاقه‌ لم یعرف وفاقه.[3] لذا مؤمن باهوش نباید هر موافقتی را به معنای همراهی تلقی کند، بلکه درون افراد ملاک است.

ویژگی‌های منافق در قرآن[4]

1.    اهل خدعه و نیرنگ است؛ «یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ؛[5] مى‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالى‌که جز خودشان را فریب نمى‌دهند، (اما) نمى‌فهمند.»

2.    اهل فساد است؛ «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛[6] و هنگامى که به آنان گفته شود: در زمین فساد نکنید، مى‌گویند: ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم.»

3.    مؤمنین را تحقیر می‌کند؛ «وَ إِذا قیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ؛[7] و هنگامى که به آنان گفته شود: همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید! مى‌گویند: آیا هم‌چون ابلهان ایمان بیاوریم؟! بدانید این‌ها همان ابلهانند، ولى نمى‌دانند!»

4.    اهل عبادت نیست؛ «وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاهِ قامُوا کُسالى؛[8] هنگامى که به نماز برمى‌خیزند، با بی‌حوصلگی برمى‌خیزند.»

5.    ریاکار است؛ «یُراؤُنَ النَّاس؛[9] ‌ در برابر مردم ریا مى‌کنند.»

غلام همت دردى‌کشان یک رنگم          نه آن گروه که ازرق‌لباس و دل‌سیهند[10]

امیرمؤمنان(ع) معیار ایمان و نفاق

حضرت امیر می‌فرماید: اگر با این شمشیرم به بینى مؤمن بزنم که با من دشمن شود، دشمنى نخواهد کرد، و اگر همه (کالاى) دنیا را بر سر منافق بریزم که مرا (به‌راستى) دوست دارد، دوست نخواهد داشت؛ چون ‌که (در حکم الهى) گذشته و به زبان پیغمبر امّى(ص) جارى گشته که فرموده: یا على مؤمن با تو دشمن نمى‌شود و منافق ترا دوست نمى‌دارد.[11]

واهمه‌ نفاق

با تمام این مطالب که در باب نفاق و عناصرش گفته شد، گاهی اوقات این سؤال برای مؤمنین هم شکل می‌گیرد که آیا خوی نفاق در وجود او راه یافته است یا خیر؛ یکی از اصحاب امام صادق(ع) از ایشان پرسید: اى فرزند پیامبر خدا، آیا تو بر من واهمه‌اى دارى که منافق باشم؟ حضرت به او فرمود: وقتى روز یا شب در خانه‌ات تنها مى‌شوى، آیا نماز نمى‌خوانى؟ گفت: چرا، فرمود: براى چه کسى‌ مى‌خوانى؟ پاسخ داد: فقط براى خداوند عزوجل، فرمود: بنابراین چگونه مى‌شود منافق باشى و حال آن‌که نماز را فقط براى خدا خوانده‌اى، نه غیر خدا.[12]

جمعى که ره مهر و وفا داشته‌اند        آئین ریاضت و صفا داشته‌اند

دورند ز قومی که به تزویر و نفاق‌          با اهل خدا جور و جفا داشته‌اند[13]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

در چند دهه گذشته، دیدگاه‌ها و نظریه‌های فیلسوف امریکایی ـ جان‌راولز در‌مورد عدالت، نظریه‌های بیشماری را به خود جلب کرده است. فیلسوف مزبور کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

در این مقاله به بررسى نظریّه معرفت یا کیفیت ادراک از دیدگاه مکتب تفکیک و مقایسه‌اش با دیدگاه‌هاى کلامى و فلسفى پرداخته، و نشان داده شده است به رغم ادّعایى که شده، این مکتب در زمینه ادراک علمى و عقلى، روش و محتوایى غیر از سایر مکاتب ندارد. در این مقاله نشان داده‌ایم که مرز قاطعى بین تعقّل فلسفى و کلامى و آن‌چه در مکتب تفکیک تحت عنوان تعقّل دینى یا نورى مطرح شده نمى‌توان قائل شد.
بسط ناپذیری تجربه نبوی

بسط ناپذیری تجربه نبوی

نویسنده، زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى‌» را مدل کانتى مى‌داند.
Powered by TayaCMS