دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چيستی نور خدا

No image
چيستی نور خدا

پرسش:

نور چيزي ديدني و محسوس است پس چگونه خدا نوري است که قابل رؤيت و محسوس نيست؟

پاسخ:

خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: «ليس کمثله شی» و از اين آيه برمي آيد که خداوند قابل ديدن نيست و از طرفي در آيات ديگري مانند «الله نور السماوات و الارض مثل نوره...» مي فرمايد خداوند نور است و يا در دعاي کميل آمده: «يا نور و يا قدوس» در حالي که نور قابل ديدن است اين آيات چگونه قابل جمع است؟

در قرآن کريم در بعضي از آيات سخن از «نور» گفته شده از جمله:

در آيه 35 سوره نور مي فرمايد: «الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکاةً» خداوند نور آسمان ها و زمين است.

در برخي از آيات ديگر قرآن نيز اشاره شده که ايمان نور است و انسان را از ظلمات به سوي نور خارج مي کند.

و در سوره مائده قرآن کريم را نور ناميده است.

و در سوره انبياء هدايت الهي را نور معرفي مي کند و همچنين در برخي آيات آيين اسلام را به عنوان نور مطرح مي کند.

و نيز شخص پيامبر اکرم(ص) به نام چراغ، و نور روشني بخش معرفي مي شود «سراجا منيرا» و در برخي از احاديث هم آمده است که «علم نور است» يا امامان معصوم(ع) نور هستند.

با توجه به مطالب فوق لازم است بدانيم که «نور» چيست؟ نور يک پديده اي است که در ذات خودش آشکار است و چيزهاي ديگر را هم آشکار و روشن مي کند. نور داراي ويژگی‌هايي مي باشد که برخي از آنها را برمي شماريم:

«نور زيباست»

«وسرچشمه زيبايی هاست»

«بالاترين سرعت ها از نور است»

«نور وسيله مشاهده موجودات است»

«نور پرورش دهنده گياهان و گل ها است»

«نور موجب پيدايش رنگ ها مي شود»

«نور باعث نابودي ميکروب ها مي شود»

«انرژی های زمين از نور تأمين مي شود»

«و افراد گمشده به وسيله نور راه خودشان را پيدا مي کنند و هدايت مي شوند».

با توجه به مطالب فوق روشن شد که نور ويژگي حيات بخشي و هدايتگري دارد پس اگر قرآن مي فرمايد: «خدا نور است» در حقيقت اين يک نوع تشبيه است يعني خدا همچون نور هدايتگر و حيات بخش است و هر موجودي به هر اندازه اي که با او ارتباط برقرار کند، از نورانيت او برخوردار می شود.

که گاهي يک موجودي مثل پيامبر(ص) نور مي شود، يا قرآن کريم که کلمات خداوند تبارک و تعالي است نور است و يا امام و علم نور مي باشند؛ در حقيقت اينها همه به خاطر ارتباطشان با خدا و به تعبيري آيينه بودن براي خدا و واقع نمايي شان نور هستند چرا که انسان را به سوي نور و سرچشمه نور واقعي که خداست رهنمون مي شوند. آري در حقيقت اين نور الهي است که به همه جان تازه مي بخشد حرکت و پرورش مي دهد و افراد را هدايت مي کند.

نکته ديگري که در اينجا لازم است يادآور شويم اين است که ما دو نوع «نور» داريم: نور مادی و نور معنوی.

نور مادي حسی ظاهری: همين نوري است که به وسيله الکتريسيته ايجاد مي شود و ما آن را مي بينيم.

آيا به خدا که نور مي گويند يعني همين نور؟! که با آيه «ليس کمثله شيء» رو به رو می‌شويم که هيچ چيز جز مثل خدا نيست پس خدا نمي تواند جسم باشد ولو به صورت يک جسم لطيفی مثل نور باشد.

پس در حقيقت اين يک نوع تشبيه، براي نور معنوي است که قسم دوم نور مي باشد، لذا مي گوييم: خدا نور است اما نوري معنوي، همانطور که پيامبر و امام و قرآن نور هستند اما نوری معنوی؛ بنابراين در اينجا هدف اين بوده که نقش هدايتي خداوند تعالي را به وسيله «مثال نور» به وسيله «مثال نور» به ما معرفي کنند نه اينکه مي خواهند بگويند که خداوند تبارک و تعالی نور ظاهری و حسی و مادی است.

بنابراين با توجه به مطالب فوق به دست مي آيد که آيه «ليس کمثله شيء» مي خواهد «مثليث» و اينکه خدا مثل چيزي باشد را نفي کند، نه تشبيه کردن خدا به چيزي را، بلکه ما گاهي براي فهم معارف عالي نياز به تشبيه معقولات به محسوسات داريم تا مطلب را خوب درک کنيم.

به عنوان مثال ما براي اينکه خدا را به کودکان معرفي کنيم تا او را بيشتر بشناسند برايشان مثال مي زنيم و اين اشکال ندارد؛ اما اين بدين معنا نيست که خدا مثل دارد. مثل داشتن خدا، يک مطلب است، و اينکه خدا را تشبيه بکنيم به چيزي که درک آن ممکن و راحت تر شود مطلب ديگر مي باشد. که اين آيات درصدد بيان اين دو مطلب مي باشد.

روزنامه كيهان، شماره 21538 به تاريخ 28/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
Powered by TayaCMS