دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کردار و حسادت عایشه

No image
کردار و حسادت عایشه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : عايشه، حميراء، فتنه، جمل، قتل عثمان

حسادت از آن دسته رذائل اخلاقی بشمار می­رود که در دین و شریعت اسلامی به شدت مورد نکوهش واقع شده­است. حسادت و تکبر بود که ابلیس را به نافرمانی از امر خداوند کشاند و موجب کفر وی شد. بروز حسادت در شخصیتهای تاریخی می­تواند بازتاب اجتماعی خاصی را دنبال کند و نیز روشن­کننده بسیاری از حقائق شود. در این مقاله به این صفت رذیله در شخصیتی می­پردازیم که در چند فتنه نقش اصلی را بازی کرده و حسادتهای او نفاق را در دلش بارور نموده، یعنی عایشه دختر ابوبکر. برخی با جانب داری از عایشه در فتنه­ها، او را مجتهدی دانسته­اند که به علم خود عمل کرده و احتمال خطاء را در وی نفی نکرده­اند؛ اما با شناخت مقداری از کردارش به این نتیجه می­رسیم که او اساسا با تصمیمات احساسی خود در برابر حق ایستادگی و مخالفت می­کرده.

1. اذیت پیامبر(ص)

گاهی از شبها که پیامبر(ص) برای عبادت از بستر برمی­خواست و یا به زیارت اهل­قبور به بقیع می­رفتند، عایشه را غیرت زنانگی می­گرفت و خود شخصا به تعقیب آن حضرت می­رفت و یا کنیزش را به تعقیب می­فرستاد.[1] آن حضرت نیز به وی خطاب می­کرد که آیا گمان داری که خداوند و پیامبرش بر تو ستم روا می­دارند. باز هم گرفتار شیطانت شده­ای. وای بر تو (عایشه) اگر می­توانستی چه­ها که نمی­کردی.[2] روزی پیامبر(ص) شکایت او را به پدرش ابوبکر نمود، درحالی که او بی­شرمانه در حضور پدرش به پیامبر(ص) گفت: عدالت داشته باش (در موقعیتی دیگر عایشه نسبت به پیامبر(ص) خشمگین بود و گفت: توئی که گمان می­کنی فرستاده خدائی؟) که سیلی محکمی از پدرش دریافت نمود بطوریکه از دهانش خون جاری شد.[3] وی احترام پیامبر(ص) را حتی در نماز نگاه نمی­داشت و پای خود را در محل سجده آن حضرت قرار می­داد[4] و مثل جنازه جلوی آن حضرت دراز می­کشید و به این مطلب افتخار می­کند،[5] تا اینکه خود پیامبر(ص) در حالت سجده پای او را از محل سجده دور می­کردند.[6]

2. نافرمانی از دستورات خداوند و پیامبر(ص)

نافرمانی او از دستورات قرآن و پیامبراکرم(ص) را در چند مورد می­توان پی­گیری کرد که برخی شخصی و برخی جنبه سیاسی دارد:

الف. از نافرمانیهای وی اطلاع دادن او به ابوبکر و عمر و ابوعبیده برای برگشتن از سپاه اسامه است.[7]

ب. دیگر نافرمانی وی با دستور خداوند و پیامبر(ص) زمانی است که او برای مبارزه با امیرالمومنین علی(ع) به بصره لشگرکشی می­کند و جنگ جمل را می­آفریند.[8]

ج. او بود که دستور تیر باران بدن مطهر امام­حسن(ع) را صادر کرد و برخلاف دستور صریح خداوند مبنی بر مودت به ذوی القربی عمل نمود.[9]

3. بدگوئی از خدیجه(س)

پیامبر(ص) هر روز از خدیجه یاد می­کرد و عایشه حسادت می­کرد. عایشه از آن حضرت بدگوئی می­کند و می­گوید: او پیرزنی ...بود که خداوند بهتر از آن را به شما عطاء کرده­است. پیامبر(ص) از این گفته به شدت ناراحت می­شود و می­فرماید: خداوند بهتر از او را به من نداده است....[10] همچنین وقتی هاله خواهر خدیجه به دیدار پیامبر(ص) می­آمد، آن حضرت به یاد خدیجه می­افتاد، عایشه به شدت ناراحت می­شد و به پیامبر(ص) می­گفت: از پیرزن بی­دندان قریش نگو، او قبلا مرده است و خدا بهتر از آن را به تو عنایت فرمود. با این کلام نسبت به خدیجه (س) بی احترامی می­کرد.[11] عایشه می­گوید با اینکه خدیجه را ندیده بودم اما به هیچ کدام از زنان پیامبر(ص) چون خدیجه احساس حسادت نمی­کردم.[12]

4. اهانت به علی(ع) در حضور پیامبر(ص)

اصحاب در حضور پیامبر(ص) بودند و عایشه پشت سر آن حضرت نشسته بود و امیرالمومنین(ع) وارد شد و ایشان به اشاره پیامبر(ص) کنار او و عایشه قرار گرفت. در این هنگام عایشه او را هل داد و با غضب گفت: جائی برای نشستن جز دامن من پیدا نکردی. پیامبر(ص) نیز با غضب فرمودند: ای حمیراء، من را در مورد علی(ع) اذیت نکن.[13] یکی از کارهائی که با ارتکاب آن، مورد عتاب دیگر زنان واقع شد، عقده گشائی و خوشحالی او از خبر شهادت حضرت امام علی(ع) بود که با این شعر ابراز نمود.[14]

فالقت عصاها فاستقرت بها النوی کمــا قر عینا بالایاب المــــسافر

امیرالمومنین علی(ع) می­فرماید: خوی زنانه او (عایشه) دیده عقلش را بسته بود و شراره کینه او با من در دلش چون کوره آهنگران زبانه می­کشید.[15]

5. اذیت نمودن فاطمه(س)

روزی عایشه با فریاد به فاطمه(س) می­گفت: ای دختر خدیجه به خدا قسم تو برای مادرت نسبت به ما برتری می­دانی، کدام برتری؟! او هم مانند بعضی از ما بود. فاطمه(س) این کلام را شنید و وقتی به پیامبر(ص) نگاه کرد، گریه­اش جاری شد. پیامبر(ص) با غضب جواب عایشه را دادند.[16] ابن­ابی­الحدید به نقل از استادش می­گوید: فاطمه دل پری از دست عایشه داشت؛ زیرا زنان مدینه سخنان نیشدار عایشه را برای وی نقل می­کردند.[17]

6. حسادت به ماریه

عایشه می­گوید: ماریه زنی زیبا بود و مورد علاقه رسول الله(ص)، چون از نزدیک علاقه آن حضرت را به او می­دیدیم به بد رفتاری با وی برآمدیم؛ بخصوص وقتی که ابراهیم را به دنیا آورد. تا اینکه ماریه از دست ما به رسول الله (ص) شکایت برد و آن حضرت خانه وی را تغییر دادند. روزی پیامبر(ص) در حالی که ابراهیم در دست ایشان بود به عایشه فرمودند: ببین چقدر به من شباهت دارد. عایشه در جواب گفت: نه هیچ شباهتی به شما ندارد.[18]

7. بهتان منافقین به ماریه و فرزندش ابراهیم و تأیید عایشه

وقتی منافقین برای بد نام کردن پیامبر(ص) توطئه بهتان و افتراء به ماریه را پیش گرفتند، در داخل خانه پیامبر(ص) نیز عایشه به حمایت از منافقین پرداخت و به پیامبر(ص) گفت: که ابراهیم فرزند تو نبود!! بلکه فرزند جریح قبطی پسر عموی ماریه است.!! پیامبر(ص) فرمودند (اگر راست گفته باشی و برای تحقیق) امیرالمومنین علی(ع) را به دنبال جریح فرستاد تا اینکه بعد از تحقیق او را بکشد؛ اما ماجرا چنین شد که این بهتان و افتراء را امیرالمومنین(ع) کشف کرد و به آن حضرت خبر داد و عایشه از اینکه این ماجرا و توطئه با تلاش امیرالمومنین علی(ع) از بین رفت ناراحت شد. [19]

8. اهانت به ام­سلمه

او و حفصه لباس و پوشش ام سلمه را مسخره کردند و گفتند: شالی که او از دوش خود رها کرده مانند زبان سگ است.[20] و نیز زمانی ام­سلمه برای پیامبر(ص) غذائی آماده کرد و آن حضرت در خانه عایشه بودند. عایشه غیرت کرد و با سنگی آن ظرف را شکست. وی در حضور پیامبر(ص) با ظرف غذای حفصه و صفیه نیز چنین کرده بود.[21] به گفته بخاری در صحیح خود زنان پیامبر(ص) دو حزب بودند یکی به سرکردگی عایشه و دیگری ام سلمه.[22]

9. نسبت دروغ به پیامبر(ص) و اغواء برخی زنان

پیامبر(ص) زنی به نام سبأ (سناه) از بنی صعصعه به عقد خویش در آورد. زیبائی او باعث شد تا عایشه و حفصه نسبت به او حسادت کنند و سبب جدائی او از پیامبر(ص) شوند. به او گفتند که اگر رسول­الله(ص) را دیدی بگو: از تو به خدا پناه می­برم؛ زیرا ایشان از این سخن خشنود خواهد شد.[23] این حسادت را نیز نسبت به اسماء دختر نعمان و ملیکه دختر کعب و فاطمه دختر ضحاک و عمرة و جونیه و غزیه و ضباعه، اجراء کردند.[24]

10. درغگوئی وی در حضور پیامبر(ص) برای بدبینی به زینب بنت جحش

پیامبر(ص) از خانه زینب به خانه عایشه رفت، در حالی که شربتی از عسل نوشیده بودند. عایشه به آن حضرت گفت: از دهان شما بوی مغافیر (گیاهی بدبو) می­آید. پیامبر(ص) فرمود: اینطور نیست او به من شربتی از عسل داده­است، در این هنگام (برای از بین رفتن نقشه عایشه) آیه نازل شد که چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده تو برخودت حرام می­کنی.[25]

11. فخرفروشی حفصه و عایشه نسبت به صفیه بنت حی

روزی پیامبر(ص) صفیه را دید که گریه می­کند، از علت آن پرسیدند؛ گفت: عایشه و حفصه از من عیب جوئی می­کنند (به او می­گفتند ای دختر یهودی). پیامبر فرمود: چرا نگفتی پدرم هارون و عمویم موسی و همسرم محمد(ص) است.[26] همچنین وقتی رسول الله(ص) در لحظات آخر عمر بود، صفیه بسیار ناراحت بود و آرزو می­کرد که او به جای پیامبر(ص) در حالت احتضار باشد. این سخن صفیه از طرف برخی (عایشه و..) حمل بر تظاهر و ریا شد. اما پیامبر(ص) در آن حالت فرمود : صفیه حقیقت را ابراز می­کند.

12. کتک کاری با سوده بنت زمعه

روزی عایشه دید سوده این شعر را می­خواند: قبیله تیم و عدی (کنایه از ابوبکر و عمر) به دنبال این هستند که برای خود همپیمانانی ( برای غصب خلافت). بیابند. عایشه به حفصه گفت که او دارد به من و تو کنایه می­زند و به همین دلیل سوده را به باد کتک گرفتند.[27]

13. توهین به خوله و ملیکه

خوله دختر حکیم خودش را برای پیامبر(ص) بدون مهریه بخشید؛ اما عایشه مانع از این ازدواج شد و گفت: آیا برای یک زن خجالت آور نیست که خود را به مردی ببخشد و بدون مهر خواستار همسری او شود.[28] ملیکه دختر کعب نیز بعد از فتح مکه با تیغ حسادت عایشه برخورد نمود و به او گفت: آیا خجالت نمی­کشی از اینکه با قاتل پدرت ازدواج کردی.[29]

نکته

عایشه دختر ابوبکر چنین زندگانی پرماجرائی در دوران حضور پیامبر(ص) داشت و بعد از آن حضرت از بزرگترین فتنه­گرانی شد که سیاستهای ضد ولایت را رهبری می­کرد. فتنه جمل از بزرگترین معضلاتی بود که با حضور او به نبردی خونین تبدیل شد و مصیبتی بر دامن جامعه اسلامی نشاند. کردار و حسادتهای عایشه مقدمه­ای برای شناخت اعمال وی در فتنه جمل است.[30]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
Powered by TayaCMS