دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گناه

No image
گناه

كلمات كليدي : سياهي دل، شكستن حريم الهي، ريشه بلاها، عذاب خداوند

نویسنده : مهدي اميني

گناه در لغت به معنای جرم، خطا، معصیت، تقصیر، غلط و نافرمانی می‌باشد[1]و در اصطلاح به معنی ارتکاب کارهایی توسط مکلف است که شارع مقدس آنها را نهی کرده و انجام آن کارها عقاب داشته باشد.[2]

در لغت عرب به گناه «ذنب» گفته می‌شود. «ذنب» به معنی دنباله یا دُم است و گناه دنباله دارد و انسان را رها نمی‌کند و عقوبت به بار می‌آورد.[3]

انسان آیینه‌ای است که نور الهی در آن می‌تابد. چرا که انسان به مقام خلیفه اللهی نائل گردیده و می‌خواهد در این دنیا مظهر صفات خدای سبحان باشد و هنگامی که گناه از او سر می‌زند آیینه دلش چرکین می‌شود و تیرگی گناه، روشنایی دلش را خاموش می‌کند و آن دلی که می‌توانست عرش خدا باشد به سبب گناه کردن تبدیل به سیاه چاله شیطان می‌شد و سبب دوری از رحمت الهی می‌گردد.

گناه سبب سیاهی دل

معمولاً انسان مواظب است که لباسش کثیف و آلوده نشود و اگر آلوده بشود در اولین فرصت لباسش را پاک می‌کند. آیا رواست بگذاریم دلمان سیاه والوده شود. اگر به سبب گناه نقطه سیاهی در دلمان ایجاد شد باید آن سیاهی را پاک کنیم تا نور رحمت خدای سبحان در آن بتابد. حضرت امام باقر(ع) می‌فرمایند:

«در دل هر بنده، نقطه سپیدی است که چون گناه کند از آن نقطه سیاهی بیرون می‌آید که اگر توبه کند آن سیاهی از بین می‌رود ولی اگر گناه کرده و اصرار ورزد آن سیاهی بیشتر می‌شود تا سپیدی را بپوشاند و چون سپیدی پوشیده گردد صاحب آن هرگز به نیکی برنمی‌گردد».[4]

پرهیز از گناه

انسان عاقل هیچ وقت گناه نمی‌کند. چرا که حقیقت گناه، آتش و غضب الهی است و روح انسان را مسموم می‌کند و مانع پیشرفت انسان می‌گردد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«در شگفتم از مردمی که از غذا پرهیز می‌کنند؛ چون می‌ترسند به سلامتی شان آسیب برساند. چگونه از گناهانی که آنها را به آتش می‌افکند پرهیز نمی‌کنند»[5]

انسان همانگونه که به غذا و لباس جسمش اهمیت می‌دهد شایسته است که به غذای روحش که ریشه انسانیت است نیز توجه نماید و از بدیها به سوی خوبیها گام بردارد.

حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «دوری کردن از بدیها، سزاواراتر از انجام خوبیهاست».[6]

گناه ریشه همه بلاها

اگر در جایی آتشی روشن شود و یا آتش جایی را بسوزاند، دودی که از آتش بلند می‌شود آن جا را سیاه می‌کند. گناه هم آتشی است که ایمان انسان را می‌سوزاند و نعمتها را به سیاهی بلا و مصیبت تبدیل می‌کند. امام صادق(ع) فرمودند: «سرعت تأثیر گناه در آدمی از سرعت تأثیر در گوشت بیشتر است و بیشتر بلاها و مصیبتها از ناحیه گناه است».[7]

حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «از گناهان دوری کنید؛ زیرا هیچ بلایی رخ ندهد و از هیچ روزی کم نشود مگر به سبب گناه، حتی خراش برداشتن و به زمین خوردن و مصیبت. چرا که خدای عزوجل می‌فرمایند: «وما أصابکم من مصیبۀ فبما کسبت أیدیکم و یعفوإ عن کثیر»[8] اگر شما را مصیبتی رسد به خاطر کارهایی است که می‌کنید و خدا از بسیاری در می‌گذرد.»[9]

رابطه گناهان کوچک و گناهان بزرگ

انسان گاهی خیال می‌کند گناهان کوچک خطر جدی ندارند و چون گناه، کوچک است اصلاً به چشم نمی‌آید. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «رسول خدا(ص) در زمین خشک و بی‌گیاه به اصحابش فرمود: مقداری هیزم بیاورید. عرض کردند: ای رسول خدا! ما در این سرزمین خشک و بی‌گیاه هستیم که در آن هیزمی یافت نمی‌شود. حضرت فرمود: هرکس هرچه یافت بیاورد. آنها هیزمها را جمع کردند و در برابر حضرت انباشتند. پس رسول خدا(ص) فرمودند: گناهان نیز این گونه جمع می‌شوند. آن گاه فرمودند: از گناهان کوچک بپرهیزید! بدانید که بازخواست کننده گناهان می‌نویسد؛ هر کاری را که پیش از این کرده‌اند و هر اثر و نشانی که به جا گذاشته‌اند و هر چیزی که در کتاب مبین شمارش کرده‌ایم».[10]

امام رضا(ع) می‌فرمایند: گناهان کوچک مسیر گناهان بزرگ هستند و کسی‌که از خداوند در کم، ترس نداشته باشد در زیاد نیز از او نمی‌ترسد».[11]

بزرگترین گناهان

شاید بعضی گمان کنند که آدم کشی و شرابخواری و از این قبیل گناهان، از بزرگترین گناهان هستند و گناهان دیگر چنین نیستند ولی با مراجعه به روایات معصومین علیهم السلام روشن می‌شود گناهان دیگری هم وجود دارد که جزو بزرگترین گناهان هستند ولی ما از آنها بی‌خبریم که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. کوچک شمردن گناه: یکی از بزرگترین گناهان، گناهی است که صاحب گناه، آن را کوچک شمارد و در نظرش این باشد که گناه من نسبت به دیگر گناهان مثلاً قتل یا دزدی، گناهی حساب نمی شود و خیلی کوچک است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بزرگترین گناه نزد خدای سبحان، گناهی است که گنهکار آن را ناچیز انگارد.»[12]

2. گناهی که به سبب آن تن انسان رشد کند: حضرت امام باقر(ع) می‌فرمایند: «همه گناهان بدند و بدترین آنها، گناهی است که بر آن گوشت و خون بروید.»[13] گناهانی از قبیل دزدی مال حرام، ربا، رشوه، کم فروشی، گران فروشی، کسب و کار حرام از مصادیق گناهانی است که به سبب آن تن انسان با آن رشد می‌کند.

3. اصرار ورزیدن بر گناه: کسی که گناهی را انجام می‌دهد. (هر چند به ظاهر کوچک) ولی از چنین گناهی پشیمان نیست و مدام دنبال راهی است که آن گناه را دوباره انجام دهد و به آن اصرار می‌ورزد چنین شخصی مرتکب گناهی بزرگ شده است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بزرگترین گناه نزد خداوند، گناهی است که مرتکبش بر آن اصرار ورزد.»[14]

4. نادانی به عیبهای خویش: نادانی در سیره ائمه معصومین علیهم السلام از بزرگترین گناهان به حساب می‌آید. چرا که خود همین نادانی ریشه بسیاری از گناهان دیگر می‌باشد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «نادانی انسان به عیبهای خویش، از بزرگترین گناهان اوست.»[15]

گناهان کبیره

انسان اگر به زشتی گناه تأمل کند، متوجه می‌شود که همه گناهان بزرگ هستند. چرا که گناه یعنی شکستن حریم الهی و کسی که فرمان الهی را زیر پا گذارد، خود گناه بزرگی است ولی بعضی از گناهان در سیره معصومین علیهم السلام به اسم «گناهان کبیره» نامیده شده است و ‌معیار کلی در باب گناهان کبیره را حضرت امام صادق(ع) اینگونه بیان می‌کنند:«گناهان کبیره گناهانی هستند که خدای عزتمند جهنم را بر آنها واجب کرده است».[16]

بعضی ‌از مصادیق گناهان کبیره در جمع بندی روایات عبارتند از: کفر به خدا، ناامیدی از رحمت خدا، کشتن عمدی مؤمن، تهمت زدن به زن پاک، گریختن از جهاد، خوردن مال یتیم، نافرمانی از پدر و مادر، رباخواری، شراب خواری و....[17]

آثار گناهان

حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند: «سرعت اثر گذاشتن گناه در انسان از سرعت اثر‌گذاری کارد در گوشت بیشتر است».[18]اینگونه استفاده می‌شود که اثر گناه در نحوه زندگی انسان از اثر چاقو سریعتر است ولی چون گاهی دل زنکار می‌بندد این اثر احساس نمی‌شود.

در اینجا به برخی آثار گناهان اشاره می‌شود:

الف) گناهانی که مانع استجابت دعا می‌شوند عبارتند از: آزردن پدر و مادر، خبث باطن، دو رویی، باور نداشتن به اجابت دعا، به تأخیر انداختن نمازهای واجب تا وقتشان بگذرد، نیکو کار نبودن، صدقه ندادن، بدزبانی و زشتگویی.[19]

ب) گناهانی که مانع بارندگی می شوند عبارتند از: دروغ گویی حکم رانان، قضاوت ظالمانه قاضیان، شهادت دروغ، کتمان دروغ.[20]

ج) گناهانی که نعمتها را به نقمت تبدیل می کند عبارتند از: زورگویی و سرکشی.

د) گناهانی که پشیمانی به بار می آورد مانند آدم کشی.

و) گناهانی که آبرو و حیثیت را از بین می برد مانند شرابخواری.

ه) گناهانی که جلو روزی را می گیرد مانند زنا.

ی) گناهانی که مرگ را شتاب می دهد مانند قطع رابطه با خویشاوندان.»[21]

پاک شدن گناه

یکی از نعمتهای خدای سبحان این است که مانع ریختن آبروی انسان در برابر اولین و آخرین بنده‌هایش می‌شود. به همین خاطر هر بنده‌ای را که مصلحت باشد با انواع بیماریها و بلاها، پلیدی گناهانش را پاک می‌کند.

خداوند به وسیله بعضی چیزها گناهان بنده‌اش را پاک می‌کند:

1. کیفر دنیوی: کسی که مرتکب گناهی شود خداوند منان او را در این دنیا گرفتار فقر، بلا، و مصیبت می‌کند تا از گناهش پاک شود. پیامبر اعظم(ص) می‌فرمایند: «هرگاه مؤمن مرتکب گناهانی شود، به سبب آنها به فقر گرفتار شود و اگر آن، گناهانش را پاک نکرد به بیماری مبتلاشود و اگر این نیز گناهانش را پاک نکرد، هنگام مردن به سختی جان دهد تا آن که سرانجام خدا را بدون گناهی که به سبب آن باز خواست شود، دیدار کند و دستور داده شود که او را به بهشت ببرند.»[22]

2. بیماریها: انسان باید شکرگذار خدا باشد. زیرا با یک بیماری معمولی، خداوند می‌خواهد گناهش در این دنیا پاک شود و به آتش قهر الهی دچار نشود. امام رضا(ع) می‌فرمایند: «بیماری برای مؤمن، تطهیر و رحمت است و برای کافر، عذاب و لعنت، بیماری همواره با مؤمن هست تا آنکه گناهش بکلی پاک شود.»[23] و پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «لحظات درد کشیدن، لحظه‌های گناهان را از بین می‌برد.»[24] امام سجاد(ع) هرگاه بیماری را می‌دید که بهبود یافته است، به او می‌فرمود: پاکی از گناهان را به تو تبریک می‌گویم، عمل شایسته را از نو آغاز کن.

3. اندوه: سومین عامل پاک کننده گناهان اندوه می باشد. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «لحظات نگرانی و اندوه، لحظات کفاره گناهان است. اندوه و نگرانی مؤمن پیوسته با مؤمن هست و زمانی رهایش می‌کند که از گناهان پاک شده باشد.[25]

4. کارهای نیک: انسان ساعاتی از شبانه روز را با انجام کارهای نیک می‌تواند سبب پاکی گناهانش شود. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «هرگاه کار بدی کردی، کار نیک انجام بده که آن بدی را پاک می‌کند.»[26]

5. خوش اخلاقی: شخصی که خوش اخلاق است هم دیگران از وی در آسایشند و هم باعث بخشودگی گناهانش می باشد. امام صادق(ع) می فرمایند: «چهار چیز است که هرکس داشته باشد اگر سرتاپا غرق گناه باشد، خداوند، آن گناهان را به حسنه و نیکی تبدیل می‌کند؛ راستی، شرم، خوش‌اخلاقی و سپاس‌گزاری»[27] همچنین عوامل دیگری از قبیل فریادرسی به ستمدیدگان، سجده زیاد، حج و عمره به جا آوردن، صلوات فرستادن بر محمد و آل او و مرگ که باعث پاکی انسان از گناهش می‌شود.

گناهان زود کیفر

بعضی گناهان هستند که اگر انسان مرتکب آنها شود کیفر آن گناه زودتر از گناهان دیگر سراغ انسان می‌آید. حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرمایند:

«سه گناه است که کیفرشان در همین دنیا می رسد و به آخرت نمی‌افتد: آزردن پدر و مادر، زورگویی و ستم به مردم و ناسپاسی نسبت به خوبیهای دیگران.»[28]

بلاهای جدید به سبب گناهای جدید

امروزه در جوامع مختلف بیماریها و مصیبتهایی رایج شده است که در روزگاران قدیم اثری از آنها نبود. چرا که بلاهای جدید به سبب گناهان جدیدی است که مردم مرتکب آن می‌شوند. حضرت امام رضا(ع) می‌فرمایند:

«از امام کاظم شنیدم هرگاه مردمان، گناهان جدیدی که پیش از آن انجام نمی‌دادند ایجاد کنند، خداوند بر ایشان بلاهای تازه‌ای که آنان نمی‌شناسند به وجود می‌آورد.»[29]

مقاله

نویسنده مهدي اميني
جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
Powered by TayaCMS