24 آبان 1393, 13:56
كلمات كليدي : اسباغ، تسبیغ، اشباع، علم عروض، مسبغ
نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه
1- مفاعلین: اسباغ در مفاعلین آن است که، پیش از نونِ مفاعیلن، الفی بیفزایند تا «مفاعیلان» شود که آن را «مسبغ» میگویند. اگر این زحاف را با زحاف قبض جمع کنند، «مفاعلان» شود که «مقبوضِ مسبغ» است، و اگر با تخنیق جمع کنند، «مفعولان» شود که «مخنق مسبغ» است.
این مزاحفات در بحرهای هزج، مضارع، مشاکل و طویل به کار میرود.
2- فاعلاتن: اسباغ در فاعلاتن آن است که، پیش از نونِ فاعلاتن، الفی بیفزایند تا «فاعلاتان» شود و به جای آن «فاعلییان» میگذارند که آن را «مسبغ» میگویند. اگر این زحاف را با زحاف خبن جمع کنند، «فعلییان» شود که «مخبونِ مسبغ» است، و اگر با صلم جمع کنند، «فعلان» شود که «اصلمِ مسبغ» است، و اگر با جحف جمع کنند، «فاع» شود که «مجحوفِ مسبغ» است.
این مزاحفات در بحرهای رمل، مضارع، مجتث، خفیف، قریب و مدید به کار میرود.
3- فعولن: اسباغ در فعولن آن است که، پیش از نونِ فعولن الفی بیفزایند تا «فعولان» شود که آن را «مسبغ» میگویند و در بحرهای متقارب و مقلوبِ طویل به کار میرود.
اسباغ از تغییراتِ موضوعۀ عرب است که در شعر فارسی نیز به کار میرود. این زحاف به ضرب و عروضِ بیت اختصاص دارد، بنابراین همیشه در آخر مصراع واقع میشود.
نامهای دیگر اسباغ، «تسبیغ» و «اشباع» است.
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان