13 مهر 1394, 13:51
بر قله کرامت
شیخ جعفر کاشف الغطاء با پشت پا زدن به منافع مادى نام خود را به عنوان عالم موفق دینى ثبت نمود. از وى کراماتى به ثبت رسیده است که شاید شب زنده دارى، خدمت به خلق و خالق از عوامل و مقدمات این امور باشد.
مرحوم شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، از نوادگان شیخ جعفر، از مادر شیخ محمد و شیخ مهدى چنین نقل مى کند:
«مرحوم شیخ جعفر (در حال نماز شب) گاه با خدا مناجات مى کرد و گاه نماز مى خواند و گاه به زمین مى افتاد و گریه و زارى مى نمود. شبى از شبهاى تابستان روى پشت بام خوابیده بودم و محمد شیرخواره بود و در پهلویم مرحوم شیخ هم در گوشه دیگرى از پشت بام بود که با من حدود 15 ذراع فاصله داشت. مرحوم شیخ بیشتر شبها را بیدار بود و در ثلث آخر شب مشغول گریه و زارى مى شد و نهان و آشکارا تضرّع نموده، جسد خود را روى سطح بام مى کشیدو مکرر مى گفت: یا جعفر یا جعفر یا قلیل الحیاء یا کثیر الشّقاء و... و مى گریست....
شبى از گریه او بیدار شدم و در رختخوابم خوابیده بودم. در این حال شنیدم که با صداى ضعیف مى فرمود: کیست که برایم آب بیاورد. کیست که یک شربت آب به من بنوشاند و این کلمات را تکرار مى کرد.
کوزه هاى آب لب بام بود برخاستم که به او آب بدهم که کوزه از لب بام پایین آمد و به نزد شیخ رفت و شیخ از آن نوشید و کوزه به جاى خودش برگشت.»[35]
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان