24 آبان 1393, 14:3
كلمات كليدي : تكاثر، تفاخر، رقابت، ثروت اندوزي
نویسنده : روحالله رضائی
تکاثر هم معنی مکاثره و به معنی تفاخر کردن و رقابت کردن است[1]و در اصطلاح فرآنی آن را به دو معنی گرفتهاند: اول به معنای افتخار به کثرت مناقب و اولاد و اموال[2] و دوم به معنای رقابت در کثرت اولاد و اموال و مناقب.[3]اما برخی اعتقادی غیر از این دارند؛ مثلا طالقانی در پرتوئی از قرآن میگوید: کلمه تکاثر چون حروف زائدش بیش از وزن مفاعله است، متضمن معنای افزایش جویی پی در پی و نامحدود است. بنابراین، معانی افزایش جویی و افتخار و امثال اینها ضمنی یا از لوازم تکاثر میباشد و چنان که از ماده و هیئت تکاثر برمیآید معنای آن افزایش جویی بدون اندیشه و متأثر از محیط و رقابت بین افراد است که در اصطلاح از این گونه انعکاس غیر عاقلانه به (محاکات بلا رویه) تعبیر میشود.[4]
خداوند در قرآن کریم از کلمه «تکاثر» دوبار استفاده کرده است و همچنین یک سوره در قرآن کریم به نام تکاثر میباشد. برای این کلمه که بیشتر به معنای ثروت اندوزی گرفته میشود و جزء صفات رذیله است، خداوند مطالبی ذکر کرده و در دو آیه میآورد و هر کدام از آن آیات جنبههائی از تکاثر را توضیح میدهد، از این رو در این قسمت ما به بررسی و توضیح این آیات میپردازیم:
«اعْلَمُوا أنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزینَةٌ وَتَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکاثُرٌ فِی الْأمْوالِ وَالْأوْلادِ[5]....»
«بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است...»
در این آیه تکاثر همراه چهار صفت دیگر آمده است و آنها را جزء صفات دنیا یاد کرده است این صفات به گونهای است که زندگی دنیایی از آنها خالی نمیباشد همه اینها موهوماتی است که نفس آدمی به آنها و یا به بعضی از آنها علاقه میبندد، اموری خیالی و زائل است، که برای انسان باقی نمیماند، و هیچ یک از آنها برای انسان کمالی نفسانی و خیری حقیقی جلب نمیکند.
و از شیخ بهایی (رحمه الله) نقل شده که گفته است: این پنج خصلتی که در آیه شریفه ذکر شده، از نظر مراحل عمر آدمی، مترتب بر یکدیگرند، چون تا کودک است حریص در لعب و بازی است، و همین که به حد بلوغ میرسد علاقهمند به لهو و سرگرمیها میشود، پس از آنکه بلوغش به حد نهایت رسید، به آرایش خود و زندگیش میپردازد و بعد از این سنین به حد کهولت که رسید آن بیشتر به فکر تفاخر به حسب و نسب میافتد، و چون سالخورده شد همه کوشش و تلاشش در بیشتر کردن مال و اولاد صرف میشود.[6]
«ألْهیکُمُ التَّکاثُرُ[7]»
«افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است.»
این آیه متضمن توبیخ شدید مردم در جمع مال و نفرات است علامه طباطبائی در تفسیرش مینویسد: بنابر آنچه به کمک سیاق فهمیده میشود معنای آیه این است که: تکاثر و مفاخرات شما در داشتن مال و زینت دنیا، و مسابقه گذشتنشان در جمع عده و عده، شما را از آنچه واجب بود بر شما بازداشت، و آن عبارت بود از ذکر خدا، در نتیجه عمری را به غفلت گذراندید، تا مرگتان فرا رسید.[8]
این آیه و تمام این سوره در مذمت و تخطئه متکاثران است آیه سوم سوره ردع و تخطئه آنها را میرساند و دو آیه بعد تأکید برای این آیه میباشد.[9]
در اصطلاح قرآنی گفتیم که تکاثر به چه معانی به کار میرود. اما در استفاده روائی گاهی به معنای جدیدی به کار میرود و آن ثروت اندوزی است.[10] مانند تکاثر در روایت «التکاثر، (فی) الاموال جمعها من غیر حقها، ومنعها من حقها، و شدها فی الاوعیۀ»
«تکاثر جمع آوری اموال از طرق نامشروع، و خودداری از ادای حق آن و بستن آ»ها در خزینهها و صندوقها است.»
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان