دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نداى غیبى

No image
نداى غیبى

نداى غیبى

از این عالم بزرگوار نقل شده است: دچار پا درد شدم و براى معالجه به بغداد مسافرت کردم. زمانى که از معالجه فارغ شدم، جمعى از اهالى بغداد دورم را گرفتند و از من در خواست کردند. در بغداد اقامت کنم و به اصلاح امور دینى آنان بپردازم. من هم در خواست مردم را اجابت کردم. وقتى شب فرا رسید، ندایى آمد!:

اى محمد طه ما تو را براى بلاء برگزیدیم و امتحان و مسکن تو در نجف است. شب را به صبح رساندم. وقتى مردم دورم را گرفتند، معذزت خواهى کردم و راه نجف را پى گرفتم. اولین امتحان، مرگ تنها فرزندم مهدى بود. طولى نکشید که بلاى دوم یعنى نابینایى به سراغم آمد.

سومى را ذکر نکرد. وقتى اصرار کردند، گفت: ریاست. و در این راه کمک از خدا و حسن عاقبت را خواهانم.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد طه نجف

محمد طه نجف

پر بازدیدترین ها

No image

شرح مختصر النافع محقق حلى

علامه عبدالحسین امینى مى‌گوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیده‌ام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشته‌اى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مى‌گذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قول‌هاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مى‌رسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصل‌تر باشد.

Powered by TayaCMS