دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image
حروف شبیه به "لیس"

نویسنده: اقدس رحيمي

كلمات كليدي : نسخ، نفي اتصاف اسم به خبر، حكم معطوف بر خبر حروف شبيه به "ليس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند[2] و در معنا نیز بر نفی اتصاف اسم به معنای خبر در زمان حال[3] دلالت دارند.[4] این حروف عبارت‌اند از: "ما"، "لا"، "إنْ" و "لات".[5] به عنوان مثال "ما" در جمله‌ی «ما زیدٌ قائماً» از حروف شبیه به "لیس" است که در عمل، "زید" را به عنوان اسم خود، رفع و "قائماً" را به عنوان خبر خود، نصب داده و در معنا بر نفی اتصاف اسم (زید) به معنای خبر (قیام) در زمان حال دلالت دارد.

جایگاه حروف شبیه به "لیس"

در میان عالمان نحو در تبیین مباحث حروف شبیه به "لیس"، دو رویکرد مشاهده می‌شود؛ بعضی[6] با توجه به عمل رفع ‌این حروف در اسم خود، در ضمن بررسی نواسخ در باب "مرفوعات" بعد از "افعال ناقصه"، به حروف شبیه به "لیس" و مباحث آن اشاره کرده‌اند و در مقابل، بعضی[7] به عمل نصب این حروف در خبر خود توجه کرده و در پایان مبحث نواسخ در باب منصوبات، به بررسی حروف شبیه به "لیس" پرداخته‌اند.

ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی مفردات، هر یک از حروف شبیه به "لیس" را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آنها در نفی اشاره میکند.

حکم معطوف بر خبر حروف شبیه به "لیس"

حکم اعراب آنچه بر خبر این حروف عطف می‌شود با توجه به نوع حرف عطف، بر دو گونه است:

1. وجوب رفع

در صورتی که حرف عطف همچون "بَلْ" و "لکِنْ" اقتضای مثبت بودن معطوف را داشته باشد، رفع معطوف بنا بر خبر برای مبتدای محذوف ضروری است؛ زیرا با این عطف، نفی خبر نقض شده و از این رو نصب معطوف جایز نیست.[8] باید توجه داشت تعبیر "حرف عطف" در این موارد مجازی و به اعتبار شباهت ظاهری آنها با شکل عطف است[9] و در واقع عطفی صورت نگرفته و حروف مذکور ("بل" و "لکن") حرف ابتدا هستند.[10] مانند: «ما الرجل قائماً بل جالسٌ»؛ در این مثال "بل" حرف ابتدا و اسم بعد از آن (جالسٌ) مرفوع و خبر برای مبتدای محذوف (هو) واقع شده و تقدیر عبارت "بل هو جالسٌ" بوده است.

در صورتی که حرف عطف همچون "واو" و "فاء" اقتضای مثبت بودن معطوف را نداشته بلکه معطوف در نفی و اثبات با معطوفعلیه مشابهت داشته باشد، رفع و نصب معطوف جایز است. رفع معطوف به اعتبار اصل اولی و موقعیت نخستینمعطوفعلیه (مرفوع بودن معطوفعلیه قبل از آمدن حروف شبیه به "لیس")[11] بوده و نصب آن به اعتبار موقعیت فعلی معطوفعلیه (منصوب بودن معطوفعلیه بعد از آمدن حروف شبیه به "لیس") میباشد. به عنوان مثال "زاهد" در عبارت «ما الرجلُ قنوعاً و زاهد» توسط "واو" بر خبر "ما" (قنوعاً) عطف شده است از این رو نصب معطوف (زاهداً) و همچنین رفع آن (زاهدٌ) جایز است.

حروف شبیه به "لیس" در قرآن و حدیث

[12]، (این بشر نیست)؛ در این آیه‌ی شریفه "ما" از حروف شبیه به "لیس" بوده که اسم آن (هَذَا) در محل رفع و خبر آن (بَشَراً) منصوب واقع شده است.[13]

2. حدیث «وصیته لابنه الحسین علیه السلام: أَیْ بُنَیَّ مَا شَرٌّ بَعْدَهُ الجَنَّةُ بِشَرٍّ، وَ لَا خَیْرٌ بَعْدَهُ النَّارِ بِخَیْرٍ»[14]، (سفارش حضرت علی علیه‌السلام به فرزندش امام حسین علیه‌السلام: فرزندم آن عملی که ظاهرش شر نماید ولی عاقبتش رفتن به بهشت باشد، شر نیست و آن خیر ظاهری که سرانجامش جهنم باشد، خیر نیست)؛ در این حدیث شریف "ما" از حروف شبیه به "لیس" بوده که اسم آن (شرٌّ) مرفوع و خبر آن (بِشَرٍّ) در لفظ مجرور به "باء" زائده و در محلّ نصب است.

 نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که مبحث شرایط عمل حروف شبیه به "لیس" که در دو بخش "شرایط عمومی" و "شرایط اختصاصی" بیان شده و همچنین نکاتی پیرامون هر یک از حروف شبیه به "لیس"، از مباحث مهم حروف شبیه به "لیس" هستند که در ضمن عنوان مستقل شرایط عمل حروف شبیه به "لیس" مورد بررسی قرار میگیرند.

 

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

No image

ادات جواب

"جواب" اسم مصدر از ماده "إجابة" و در لغت به معنای پاسخ دادن آمده است. در اصطلاح نحو "جواب" عبارت است از تایید یا نفی کلام سابق با ادات مخصوص و "ادات جواب" حروفی هستند که این معنا را افاده داده اند
No image

تحذیر

"تحذیر" مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "حذر" و در لغت به معنای بیم‌دادن و بر حذر داشتن است. در اصطلاح نحو، "تحذیر" عبارت است از توجه دادن مخاطب بر امر مکروه (ناپسند) جهت اجتناب از آن، با نصب اسم مذکور توسط فعل محذوف "إحذر" و نظائر آن
No image

ادات نفی

معنای لغوی نفی (انکار کردن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم جمله‌ای را با ادات مخصوص انکار میکند. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل انکار کردن به غیر ادات مخصوص[3] نیز میشود.
No image

اشتغال

اشتغال، بر وزن إفتعال از ماده‌ی"شغل" است که در لغت به معنای سرگرم شدن بوده[1] و هرگاه با "عن"[2] متعدی شود، متضمن معنای اعراض (رویگردان شدن) خواهد بود.
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.
Powered by TayaCMS