دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سیمای کارگزاران

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بر فرمانروایان فرض است که همواره سه وظیفه را درباره فرد و جامعه انجام دهند: 1- نیکوکاران را با پاداش نیک تشویق کنند و از این راه میل درستکاری را در آنان افزایش دهند. 2- پرده بدکار را پاره نکنند و گناهش را مستور نگاهدارند، تا از کرده خود پشیمان شود و از راه نادرست بازگردد. 3- با روشهای تفضل‌آمیز و منصفانه موجبات همبستگی و الفت جامعه را فراهم سازند.»
سیمای کارگزاران
سیمای کارگزاران

سیمای کارگزاران

قال الصادِق (علیه السلام):

«ثَلاثَةٌ تَجِبُ عَلَی السَُلطانِ لِلْخاصَّةِ وَالْعامَّةِ: مُکافَأةُ الْمُحْسِنِ بِالْاِحسانِ لِیَزدادُوا رَغْبَةً فِیهِ وَتَغَمُْدُ ذُنوبِ الْمُسیءٍ لِیَتُوبَ وَیَرْجِعَ عَنْ غَیِّه وَتَأَلُّفُهُمْ جَمیعاً بِالاْحسانِ وَالانِصافِ» (تحف العقول، ص319)

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«بر فرمانروایان فرض است که همواره سه وظیفه را درباره فرد و جامعه انجام دهند: 1- نیکوکاران را با پاداش نیک تشویق کنند و از این راه میل درستکاری را در آنان افزایش دهند. 2- پرده بدکار را پاره نکنند و گناهش را مستور نگاهدارند، تا از کرده خود پشیمان شود و از راه نادرست بازگردد. 3- با روشهای تفضل‌آمیز و منصفانه موجبات همبستگی و الفت جامعه را فراهم سازند.»

توضیح:

علی (علیه السلام) در ضمن بعضی از نامه‌های رسمی از تشویق نیکو کاران سخن گفته و انجام این وظیفه مؤثر تربیتی را به مأمورین عالی رتبه دولت خود، صریحاً خاطر نشان فرموده است. از آن جمله به مالک اشتر نوشته است:

«فَامْسَحْ فِی آمالِهِمْ وَواصِلْ فِی حُسْنِ الثَّناءِ عَلَیْهِمْ وَتَعَدیدِ ما اَبْلاذ وَ وُالْبَلاءِ مِنْهُمْ، فَاِنَّ کَثْرَةَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ اَفْعالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجاعَ وَتُحرِّضُ النّاکِلَ» (نهج‌البلاغه، نامه 53)

به آنان میدان بده تا به آرزوهای مشروع خویش برسند و پیوسته به نیکی یادشان نما. کسانی که با تحمل رنج و زحمت، به خوبی امتحان داده و انجام وظیفه کرده‌اند، خدماتشان را یک به یک به زبان بیاور و قدردانی کن، چه آنکه تشویق مکرر از کارهای خوب، دلیران را در انجام وظائف تهییج می‌کند و ضعیفان ترسو را تشجیع و تشویق می‌نماید.

آیین تشویق ها و تنبیهات کارگزاران

یکی از رخدادها در کارهای اداری، پدیده «تخلف» است; یعنی کارمند در قلمرو مسئولیت خویش، آنچه را که باید انجام دهد انجام ندهد و یا آن را ناقص و یا غلط انجام دهد. روشن است که در چنین صورتی، مسئول او با این کارمند برخورد خواهد کرد و این امری است طبیعی، اما بحث در این است که چگونه برخورد کند؟ اینجاست که ضعف ها و قوّت ها در مدیریت نمودار خواهند شد. همچنین ممکن است کارمندی وظایفش را به بهترین شکل انجام دهد و زمینه پیشرفت جامعه را فراهم نماید. واضح است که از کنار این مسئله مهم نمی توان به آسانی گذشت و قایل شد که مدیر یا کارمند به وظیفه اش عمل کرده است، بلکه مسئولان وظیفه دارند آن مدیر یا کارمند را تشویق نمایند، تا هم از زحمات آن مدیر یا کارمند موفق تشکر کرده باشند و هم در دیگران ایجاد انگیزه نمایند.

الف) مدیریت صحیح

برنامه ریزی و برقراری مدیریت صحیح باید از سوی حاکمان اعمال شود. یکی از راه ها برای اعمال مدیریت صحیح، این است که فرقی بین افراد نیکوکار و بدکار گذاشته شود. در نامه امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر، به این موضوع اشاره شده است:

«هرگز نیکو کار و بدکار در نظرت یکسان نباشند; زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی رغبت، و بدکاران در بد کاری تشویق می گردند. پس هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده.»

بنابراین، حاکم اسلامی باید بین کارگزار خوب و بد تفاوت قایل شود و با هر کدام از آن ها برخورد لازم نماید.

ب) واگذاری مسئولیت بر اساس توانایی ها

واگذاری مسئولیت بر اساس توانایی و دادن اختیارات بر اساس مسئولیت، همچون معیار واگذاری مسئولیت ها، لیاقت و توانایی است. از این رو، در حکومت علی (علیه السلام) حتی استاندارهای حضرت وظایف و اختیارات یکسانی نداشتند. آن عده از یاران حضرت که کاملا مورد اعتماد بودند و از لحاظ توانایی های فکری و اجرایی، در حد بالایی قرار داشتند، به سِمت استانداری مناطق حسّاس و بزرگ منصوب گشتند و حضرت تقریباً تمام اختیارات خویش را به عنوان ولّی امر مسلمانان در آن مناطق به ایشان تفویض می نمود و از این رو، کلیه امور مربوط به نظام اداری، قضائی، اقتصادی، ارتش و حتی بیان امور دینی، در اختیار ایشان بود. افرادی همچون "قیس بن سعد"، "محمّدبن ابی بکر" و "مالک اشتر" در مصر، "عثمان بن حنیف" و "ابن عباس" در بصره چنین اختیاراتی داشتند. سایر کارگزاران بر اساس امور محوّله، از اختیارات کمتری بهره مند بودند. حتی گاهی برای کمک به استاندار یک منطقه، قاضی، فرمانده ارتش و مأمور جمع آوری مالیات جداگانه از سوی حضرت نصب می گردید.

بنابراین، پیش از هر چیز، باید حیطه کاری حاکم و کارگزار تعیین گردد; زیرا توبیخ مدیر یا کارمندی که در خصوص موضوعی هیچ مسئولیت قانونی ندارد، ظلم محسوب می شود.

منبع: برگرفته از مقاله سیمای کارگزاران دولت اسلامی از منظر امام علی(علیه السلام) نوشته محمّد فلاح سلوکلایی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دفتر تجارتی    Business office

دفتر تجارتی Business office

در لغت دفتری که تاجر معاملات خود را ثبت نماید و از روی آن سود وی تعیین گردد را دفتر تجارتی گویند.
استثنائات اصل عدم قابلیت استناد به ایرادات در مقابل سند تجاری

استثنائات اصل عدم قابلیت استناد به ایرادات در مقابل سند تجاری

یکی از اصول حاکم بر اسناد تجاری، اصل غیر قابل استناد بودن ایرادات در مقابل سند تجاری می‌باشد طبق این اصل، اسناد تجاری به خودی خود معرّف طلب صاحب آن می‌باشند و روابط حقوقی که ممکن است بین امضاکنندگان و ظهرنویسان موجود باشد و ادّعاهایی که هر یک از آنها بر دیگری درباره معامله‌ای که به صدور سند تجاری منجر شده است، در حقوق صاحب سند تجاری، تأثیری ندارد و سند تجاری گردش کرده و از طرف دارنده اصلی به دیگری منتقل شده و یک سند مستقل از رابطه حقوقی اصلی است
No image

عقد شرکت (societe)

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط شکلی صدور برات

No image

ضمان و اقسام آن

No image

اعتراض در برات

No image

عول و تعصیب

Powered by TayaCMS