دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضطراب، سرگیجه آزادی مدرن

به مدد فیلسوفان اگزیستانس، ما امروز با خودآگاهی روشنی از دنیای پیرامون خود با جهان مدرن و عصر جدید زندگی بشر مواجه ایم.
اضطراب، سرگیجه آزادی مدرن
اضطراب، سرگیجه آزادی مدرن

نویسنده: آزاد جعفری

به مدد فیلسوفان اگزیستانس، ما امروز با خودآگاهی روشنی از دنیای پیرامون خود با جهان مدرن و عصر جدید زندگی بشر مواجه ایم. اینک ما نیک می‌دانیم که کلید واژه ناکامی‌ها، دردها و رنج‌های بشر امروز واژه اضطراب است. سرخوردگی‌های برآمده از عادات و روزمرگی ها، گرایش به ناامیدی و یاس و پوچی، سقوط در ورطه انکار نامسوولانه همه چیز از جمله خدا و ایمان و دین، همه و همه ریشه در مفهومی دارد که فیلسوفان جدید از آن با عنوان اضطراب یاد می‌کنند؛ اضطرابی که خود ریشه در مفهومی دیگر با عنوان سرگشتگی و غربت دارد. جرالد کوری (Gerald Corey) در کتاب «نظریه‌های روان درمانی» جمله‌ای را از روان درمانگر وجودی، رولو می‌(Rollo May) نقل می‌کند که حاوی مدعای مهمی در باب ریشه اصلی اضطراب مدرن است: «اضطراب، سرگیجه آزادی است. » یعنی اضطراب سرگیجه‌ای است ماحصل آزادی و البته بنا به قرائن، منظور از این آزادی، آزادی مدرن است نه آزادی حقیقی.

مدرنیته اگر یک چیز برای بشر به ارمغان آورده باشد، آن یک چیز آزادی است. ولی نه آزادی از تعلق، بلکه آزادی از تعهد. آزادی از خویشتن نه، بلکه آزادی برای خویشتن. همان آزادی که انسان «آری» گوی گذشته را به انسان «نه» گوی امروز بدل می‌کند و بنا به تمثیل نیچه او را از شترگونه‌ای که هر چه بارش می‌کنند و به هر کاری وا می‌دارندش، دم بر نمی‌آورد و بی چون و چرا تن در می‌دهد، تبدیل می‌کند به شیرگونه‌ای کینه جو و مغرور که خوی عناد و لجاجت دارد و جز چون و چرای متبخترانه و زیر بار هیچ حرف حق و ناحقی نرفتن، هنری ندارد. این مدرنیته و این آزادی شاید از آن رو که بشر را از زیر بار سنت‌ها و فراداده‌های تقلیدی و ناآگاهانه رهایی بخشید، شایسته تحسین و تجلیل باشد، اما از آن رو که بشر را در چنگال اسارتی دیگر یعنی خودخواهی و خودمحوری کینه جویانه گرفتار کرد، بی‌تردید سزاوار تقبیح و نکوهش است. اگر فیلسوفان اگزیستانس بخصوص مدرن ستیزترین ایشان یعنی نیچه، پیوسته از مضرات مدرنیته می‌گویند، دلیل امر چه بسا همین اسارت ثانی بشر باشد که به مراتب ویرانگرتر از اسارت نخست است. اضطراب که سرمنشا همه سرگشتگی‌های فکری و افسردگی‌های روانی بشر امروز است ریشه در همان آرمان اصلی مدرنیته یعنی آزادی دارد. آرمان نیچه ولی دگردیسی انسان از شتر آری گوی به شیر نه گوی نیست. آرمان او معصومیت و پاکی و بی‌گذشتگی کودک واری است که در آن خبری از روح کینه و نفرت نیست.

آرمان نیچه و نیز بسیاری دیگر از فیلسوفان وجودی، آزادی بی نفرت است. آزادی با عشق یا به تعبیر خود نیچه آزادی همراه با آری گویی مقدس که البته این تنها آغازی است بر یک حرکت حقیقت جویانه ژرف و طولانی که تفکر غربی قادر نیست غایت مقصود آن را آن گونه که هست و آن طور که باید، مشخص سازد و پیش رو نهد؛ چنان که خود نیچه از مهم‌ترین متفکرانی است که در این آغاز متوقف می‌ماند و لاجرم فیلسوفی صرفا منتقد و برانداز لقب می‌گیرد.

آزادی خودپرستانه مدرن آشکارا در تقابل با آزادی حقیقی بشر یعنی آزادی دیندارانه و خداپرستانه است. اگر گفته‌اند آگاه باشید دل‌ها به یاد خداست که آرامش می‌پذیرد نه از آن روست که دین افیون توده‌ها باشد و خدا، دستاویزی برای خودفریبی و آرامش کاذب، بلکه از آن روست که غایت آفرینش انسان پرستش است و هرگونه تخطی از این قانون لایتغیر هستی نتیجه‌ای جز سرگشتگی و حیرت به دنبال نخواهد داشت.

آرامش تخدیری و آسودگی عافیت طلبانه، کوچک‌ترین نسبتی با دینداری حقیقی و تفکر ایمانی اصیل ندارد. مومن واقعی کسی است که چنین زبان حالی دارد: «ما زنده از آنیم که آرام نگیریم/ موجیم که آسودگی ما عدم ماست». غایت آفرینش البته پرستش است، اما پرستش هرگز در عمل متعبدانه ظاهر خلاصه نمی‌شود. پرستش عبادت است نه عادت و ‌‌چه عبادتی برتر از معرفت نفس و به دنبال آن معرفت رب؟ (من عرف نفسه فقد عرف ربه). علامه محمدتقی جعفری در کتاب «فلسفه و هدف زندگی» نخست در رد این پندار نادرست که منظور از عبادت، اعمال متعبدانه ظاهری است، می‌نویسد: «مردم معمولی اغلب گمان می‌کنند مقصود از عبادت همان حرکات و ورد و ذکرهای خشک و حرفه‌ای است و می‌پندارند این گونه عبادت هاست که انگیزه آفرینش انسان بوده است. روی همین تفسیر احمقانه، بهانه به دست متفکرنماها داده اند که بگویند چه هدف ناچیز و کودکانه‌ای است که میلیاردها عوامل طبیعی و انسانی دست به دست هم بدهند و انسانی به وجود بیاورند و آن انسان‌ها در میان میلیون‌ها عوامل مضر و سودمند و با شادی‌های محدود و ناراحتی‌ها و بدبختی‌های نامحدود زندگی کنند و هدف این زندگی هم چند بار خم و راست شدن و ذکرها و وردهای خشک و عادی و بی اثر باشد؟!»

اشاره علامه به شادی‌های محدود و ناراحتی‌ها و بدبختی‌های نامحدود در زندگی انسان‌ها اشاره‌ای است غیرمستقیم به همان اضطراب‌هایی که چاره و درمانشان به جای این که آزادی از تعهد و از آن بدتر آزادی از تفکر باشد، آزادی از تعلقات و حجاب‌های نفسانی است.

جالب اینجاست که از جمله مهم‌ترین این حجاب‌ها همان آرامش کاذبی است که بشر با ایمان ساختگی و با عبادت ظاهری برای خود به وجود می‌آورد. همانی که مولوی تشبیه‌اش می‌کند به بالش و ساحت عبادت را از آن مبرا می‌داند. در ادامه، علامه در فصلی با عنوان «ویژگی‌ها و مختصات زندگی هدفدار»، به بیان اهمیت آزادی حقیقی (برین) در زندگی انسان‌ها پرداخته و یکی از مراتب آزادی حقیقی را آزادی از آزادی‌های اجتماعی و فکری ـ که نمونه هایی از همان آزادی مدرن است ـ عنوان می‌کند: «زندگی با آزادی برین یکی از مختصات عالی زندگی هدفدار است. بدون به دست آوردن این آزادی که عبارت است از رهایی شخصیت آدمی از عوامل رکود و محدودیت در صندوق‌های خودپرستی و تخیلات، حتی در سایر آزادی هایی که برای جریان معمولی حیات به دست آورده شده است، مانند آزادی اجتماعی و آزادی عقیده، پاسخی منطقی برای معنای حیات نیافته ایم.» و البته گفتنی است آزادی عقیده تفاوت دارد با آزادی تفکر؛ چنان که استاد شهید مرتضی مطهری برخلاف آزادی عقیده، آزادی تفکر را جایز، بلکه واجب و مقدس می‌داند و معتقد است: «هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد، ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و آزادی تفکر باشد و به عکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد.»

نتیجه آن که آزادی مدرن، اگرچه در ظاهر به قصد آرامش بیشتر آدمی و رفاه افزون تر او پایه گذاری شده و مورد تبلیغ و ترویج قرار گرفته است اما در عمل، ثمری جز اضطراب و نا آرامی روزافزون بشر به دنبال نداشته است. اگر بشر دیروز آرامش اجتماعی و بیرونی نداشت، بشر امروز آرامش روانی و درونی ندارد. آزادی مدرن، بشر را از ناآرامی نرهانیده، بلکه رنجی بالاتر را جایگزین رنج گذشته او کرده است. درد و رنجی ویرانگر از جنس پوچی و فقدان معنا که هرگز قابل قیاس با ناراحتی‌های فراوان ولی قابل تحمل دوران پیش از مدرنیته نیست.

    روزنامه جام جم، شماره 2961، 14/7/89، صفحه 11

مقاله

نویسنده آزاد جعفری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

چگونه در مهمانی‌ها رفتار کنیم؟

رعایت آداب مهمانی می‌تواند روابط برادرانه میان مۆمنان را مستحکم‌تر ساخته و در رشد تعالی اجتماع تأثیر بسزایی داشته باشد.
No image

نقش ابراز علاقه و معاشرت درست در اسلام

نسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏ دوستداران، محبت‏خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان‏ علاقه‏ مند مى‏ شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏ بیشترى برخوردار مى‏سازد. ما اگر بدانیم كه خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم كه رسول‏ خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این ‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.
No image

اخلاق معاشرت اجتماعی، نمونه ای از سبک زندگی اسلامی

نمونه های بسیاری از سیره ی ائمه ی معصوم علیهم السلام درباره ی تشویق و تحریض مؤمنان به دوستی و برادری با هم، ایجاد پیوند برادری و دوستی بین آنها، اصلاح اختلافات و رفع کدورت ها گزارش شده است.
No image

اخلاق معاشرت و ارتباط با خویشاوندان در اسلام

سنّتِ «صله رحم»، از نیکوترین برنامه های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شکل نوین زندگی و مشغله های زندگیهای امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزشهای دینی و سنّتهای سودمند و ریشه دار دینی، از عوامل تحکیم رابطه ها در خانواده ها است. بویژه در مناسبتهای ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.
No image

تحلیل یافته‌های الگوی دینی رفتارها در خانواده و نقش رسانه ملی

آنچه از امور فطری در بحث تربیت مورد نظر است و مبنای تربیت مطرح می‌شود، امور فطری در زمینه خواست‌ها و گرایش‌هاست. البته باید توجه داشت آن دسته از خواست‌های فطری مبنای تربیت قرار می‌گیرد که ویژه انسان است و امتیاز او بر حیوان به شمار می‌آید، نه آن بخش از خواست‌ها و گرایش‌ها که میان هر دو مشترک است؛ زیرا در این بخش، انسان مانند حیوان برای شکوفاسازی نیازی به تربیت ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

هدف از تشکیل خانواده

No image

اخلاق و معاشرت در اسلام

اگر از انسانهاى موفق بپرسيد كه عامل موفقيت شما چه بود؟ بى درنگ يكى از عوامل مهم موفقيت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام مى‏دارند، و بر عكس اگر از انسانهاى شكست خورده در زندگى بپرسيد: چگونه به اين ناكامى‏ها مبتلا گشتيد؟ خواهند گفت: دوست ناباب.
No image

تحکیم خانواده از دیدگاه اسلام

حکمت غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تاکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن، گسترش ارزشهای انسانی، انتشار آرمان‌های توحیدی و سرانجام، جهانی شدن اسلام است، و بقای نسل انسان، در واقع، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است
No image

تعریف خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
No image

بنياد هاي خانواده در مكتب اسلام. ازدواج و تحكيم خانواده. سبک زندگی

خانواده به عنوان اصلي ترين نهاد اجتماعي و زيربناي جوامع و منشأ فرهنگ ها و تمدن ها در تاريخ بشر بوده. اين کوچکترين نهاد، محبوب ترين نهاد در نزد خداست .
Powered by TayaCMS