دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حدتوکل

اگر به کسی سه چیز عطا شد از سه چیز دیگر ممنوع نمی‌شود: کسی که توفیق دعا یافت، اجابت دعا را دریافت می‌کند ، و کسی که توفیق شکرگزاری بهره او شد، زیاده نعمت ، نصیب او می‌گردد، و کسی که توکّل بر خدا به او داده شد کفایت امور به او عطا می‌شود . (اصول کافی، ج 2، ص 65.)
حدتوکل
حدتوکل

حدتوکل

برای روشنتر شدن حدّ توکل فائده استعانت به توکل، ترغیب قرآن و عترت طاهرین (علیهم السلام) به توکل، استمرار سنّت و سیرت انبیا و مرسلین (علیهم السلام) بر توکل و مانند آن، چند نکته ارائه می‌شود.

یکم: توکّل بر خدا همراه با اعتقاد توحیدی به حسیب و کافی بودن اوست؛ یعنی، متوکل راستین بر خدا، معتقد است که تنها مبدأ کفایت او خداوند است، چنانکه از آیه: ﴿ فإن تولّوا فقل حسبی الله لا إله إلا هو علیه توکلت ﴾[1]، از جهت تقدیم خبر بر مبتدا، حصر حسیب و کافی بودن خداوند استنباط می‌شود و در چنین فضای توحیدی، توکل، مطرح می‌شود، و آن نیز به صورت حصر؛ زیرا از تقدیم کلمه، «علیه» بر «توکلت» چنین برمی‌آید که تنها تکیه‌گاه موحّدِ ناب همانا خدای حسیب است، از این رو امام علی (علیه السلام) فرموده‌اند: «لا شهیدَ غیرُهُ ولا وکیلَ دونَهُ»[2].

دوم: چون خداوند تنها حسیب و کافی است، از این رو در جهاد (اصغر و اکبر) تنها پشتوانه مجاهد نستوه توکّل بر خداوند خواهد بود. بر این اساس حضرت نوح در مصاف و هماوردی با قوم تبهکار خویش دستور یافت تا بگوید: ﴿ فَعَلی الله توکلت فَأجمعوا أمرکم وشرکائکم ﴾[3]. و خداوند نیز درباره‌وارستگان از سلطه وسوسه‌گر و سیطره اغواگر و هَیْمَنه اضلال‌کننده، یعنی ابلیس فرمود: ﴿ إنّه لیس له سلطان علی الّذین آمنوا وعلی ربّهم یتوکّلون ﴾[4]. پس مهمترین عامل رهایی از دشمن در جهاد اصغر و اکبر، همان توکّل به خداوند در سایه ایمان به او خواهد بود.

سوم: حضرت امام صادق (علیه السلام) حدّ توکل را، مقام یقین، معرفی کرده، چنین فرمودند: «لیس شی‌ء إلا وله حدّ»، آنگا ابوبصیر عرض کرد: حدّ توکل چیست؟ فرمود: «ألاّ تخاف مع الله شیئاً»[5]؛ یعنی حدّ یقین که مرحله نهایی توکل می‌باشد این است که انسان متوکل و متیقّن با ادراک همراهی خداوند از هیچ چیز هراسناک نیست، نه از دشمن کوچک و نه از عَدوّ بزرگ؛ زیرا تنها کسانی که از خداوند می‌ترسد عالمان الهی هستند: ﴿ إنّما یخشی الله من عباده العلماء ﴾[6]، و این گروه که همان مبلغان راستین پیامهای خداوند هستند، تنها از او می‌ترسند نه از شخص یا چیز دیگر: ﴿ الّذین یبلّغون رسالات الله ویخشونه ولا یخشون أحداً إلاّ الله ﴾[7].

بنابراین، مستفاد از مجموع این دو حصر این است که، عالمان الهی که اهل توکّل و یقین هستند فقط از خداوند هراسناکند و از هیچ شی یا شخص دیگری ترس ندارند و چون، یقین به عنوان حدّ توکل، مطرح است همه مزایا و کمالهای وجودی که از لوازم یقین شمرده می‌شود، بر توکل مترتب خواهد بود؛ زیرا آن کمالها حدّ توکل است که مقام توکّل به آن فضایل محدود می‌گردد.

چهارم: از جهت سیر صعودی که برای مراحل سالکان کوی حق ذکر می‌شود، توکل پایینتر از رضا و نیز پایینتر از تفویض است، لیکن در برخی از جوامع روایی همانند کافی، یک عنوان برای هر دو ذکر شده؛ یعنی، مرحوم کلینی چنین فرموده است: «باب التفویض إلی الله والتوکّل علیه». البته چنین کاری وقتی مصحّح دارد که روایات تفویض و نیز احادیث توکّل یکجا جمع‌آوری شده باشد، گر چه آن هم با نظم صناعی مناسب نیست؛ زیرا، لازم است حدیث هر عنوانی جدای از احادیث عناوین دیگر گردآوری گردد. لیکن برخی از صاحب‌نظران اخلاقی، مرحله نهایی توکل را با مرحله ابتدایی تفویض هماهنگ می‌دانند، از این رو هر دو عنوان یاد شده را، در یک، باب، ذکر می‌کنند.

مشابه این التقاط و اختلاطِ نا هماهنگ، در بعضی از مطالب فقهی نیز راه‌یافته است، چنانکه در مبحث خیارات مکاسب شیخ انصاری (ره) و دیگران، وکیل در عقد به چند قسم منقسم شده است که بعضی از آنان وکیل مُفَوَّض، نام گرفته‌اند؛ یعنی وکیلی که موکّل، همه اختیارهای خود را به او تفویض کرده است. چنین وکیلی، احکام بایع و مشتری را داراست.

البته سرّ نامگذاری، باب، به عنوان تفویض و توکّل، همان طور که از روایات باب مزبور استظهار می‌شود، اشتمال همان روایات بر دو عنوان تفویض و توکل است، چنانکه از حضرت ابی‌الحسن اوّل (علیه السلام) سؤال شد، معنای آیه ﴿ ومن یتوکّل علی الله فهو حسبه ﴾[8] چیست، فرمودند: توکّل بر خداوند دارای درجاتی است و یکی از آن درجات این است که در همه کارهای خودت بر خداوند توکّل کنی، هر چه درباره تو کرده است از او راضی باشی، بدانی که هیچ خیری را از تو باز نداشته و کوتاهی نکرده، و بدانی که حُکم تنها در اختیار خداست. پس باتفویضِ همه کار به خداوند، بر او توکل و در آنها به خدا اعتماد کن[9]. در این حدیث عنوان رضا و تفویض و توکل با هم یاد شده است با این که از لحاظ طبقه‌بندی منازل سالکان در مصطلحات علم اخلاق، عنوان رضا بالاتر از توکّل و پائینتر از تفویض است.

پنجم: آنچه از حدیث مذکور در نکته سابق برمی‌آید این است که توکّل دارای درجات است، البته این مطلب همچون مطالب دیگری که در نصوص این باب آمده، صحیح و سودمند است، توکل که یکی از منازل اخلاق و یکی از دستورهای دینی است، گاهی از جهت مبدأ فاعلی و زمانی از لحاظ ساختار درونی و گاهی نیز از جهت مبدأ غایی، قابل بررسی است و تفاوتهایی نیز از این لحاظ، پدید می‌آید؛ همان طور که نماز و روزه گاهی برای خوف از عذاب خداست و زمانی برای شوق به بهشت اوست و گاهی نیز برای شکر نعمت او و نیل به لقای او، توکل نیز از لحاظ مبدأ غایی مراتب گوناگون دارد که برترین آن توکّل عارفان است؛ زیرا هدف اصیل آنان تنها لقای خداست که در دعای کمیل، چنین آمده است: «یا غایة آمال العارفین»[10].

ششم: توکلّ بر خداوند گذشته از آن که مایه تحقّق مطلوب است، خود توکّل نیز، صبغه عبادی دارد و خالی از ثواب نیست، و عزّت و بی‌نیازی در موطن توکل می‌آرمد و هرگز متوکلّ را رها نمی‌کند، حضرت امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «إنّ الغنی والعزّ یجولان فإذا ظفرا بموضع التوکّل أوطنا»[11]؛ بی‌نیازی که بالاتر از استغناء است و همچنین عزّت و بزرگواری و کرامت در جَوَلان و گردش سریعند تا جایگاه استقرار خود را که جایگاه توکّل است بیابند، وقتی که به آن دسترسی یافتند در آن می‌آرمند، پس انسان متوکلّ بر خداوند، گذشته از نیل به مقصودِ محدودِخویش به مقام منیع بی‌نیازی و عزّت نیز بارمی‌یابد.

شاید همین فایده و منفعت را بتوان از آیه‌ای که دلالت دارد بر این که خداوند، حسیب متوکلّ است استنباط کرد؛ زیرا خدای غنّی عزیز، اگر کفایت کار کسی را بر عهده گرفت، حتماً چنان شخصی از بی‌نیازی و عزّتِ نسبی، برخوردار خواهد شد.

حسیب بودن خداوند برای متوکل در لسان حدیث به عنوان امری قطعی تلقی شده است؛ زیرا امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: اگر به کسی سه چیز عطا شد از سه چیز دیگر ممنوع نمی‌شود: کسی که توفیق دعا یافت، اجابت دعا را دریافت می‌کند و جواب مثبت به او داده می‌شود، و کسی که توفیق شکرگزاری بهره او شد، زیاده نعمت و افزودن کمال وجودی، نصیب او می‌گردد، و کسی که توکّل بر خدا به او داده شد کفایت امور به او عطا می‌شود: «من أُعطی ثلاثاً لم یمنع ثلاثاً: من أُعطی الدّعاء أُعطی الإجابة ومن أُعطی الشکر أُعطی الزیادة ومن أُعطی التوکل أُعطی الکفایة»[12]. آنگاه امام صادق (علیه السلام) به راوی فرمودند: آیا قرآن تلاوت کرده‌ای، خداوند می‌فرماید: ﴿ من یتوکّل علی الله فهو حسبه ﴾[13]، ﴿ لئن شکرتم لأزیدنّکم ﴾[14] و ﴿ ادعونی استجب لکم ﴾[15]. مشابه همین سه مطلب را شخصی که برای امام سجاد (علیه السلام) متمثل شد، به عرض آن حضرت رساند و سپس از منظر غایب شد[16].

هفتم: آنچه راجع به اصول کلی و جامع توکّل از قرآن و سنّت معصومین (علیهم السلام) استفاده می‌شود، مورد ارزیابی حکمای اسلامی در تبیین حکمت عملی به ویژه در مبحث توکّل است؛ حکیم سبزواری (قدس سرّه) درباره توکّل می‌گوید:

توکّل أن تدع الأمر إلی ٭٭٭٭ مقدّر الأُمور جلّ وعلا

ولیس هذا أن تکفّ عن عمل ٭٭٭٭ إذ رُبّ أمر بوسائط حصل

مخصّصات فاعل مقدّس ٭٭٭٭ وإن تجد فکُفّ فی الهواجس[17]

یعنی توکل آن است که کار را به خداوند، که تقدیرکنند امور است واگذار کنی و معنای آن این نیست که خود را از کار بازداری؛ زیرا بسیاری از کارها به وسایط و وسایل، پدید می‌آید، تمام و همه آن وسایل، تنها مجاری فیض خدایی است که منزّه از حَصْر و مبرّای از قید و حدّ است و هیچ یک از آن وسایط، جنبه فاعلیّت الهی و حقیقی ندارد و اگر تو می‌خواهی کار نیکی انجام دهی، هرگز از اسباب و وسایل پرهیز نکن، بلکه فقط در غبارروبی هواجس و خواطر نفسانی که حظوظ شخصی در آن مطرح است کوشش کن، نه آن که در مشتهیات نفسانی و برای تکاثر و افزون‌طبی جدیّت کنی و یا از کار بازمانی.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 370- 375
    پی نوشت:
  • [1] . سوره توبه، آیه 129.
  • [2] . نهج البلاغه، نامه 26، بند 1.
  • [3] . سوره یونس، آیه 71.
  • [4] . سوره نحل، آیه 99.
  • [5] . اصول کافی، ج 2، ص 57.
  • [6] . سوره فاطر، آیه 28.
  • [7] . سوره احزاب، آیه 39.
  • [8] . سوره طلاق، آیه 3.
  • [9] . اصول کافی، ج 2، ص 65.
  • [10] . مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
  • [11] . اصول کافی، ج 2، ص 65.
  • [12] . اصول کافی، ج 2، ص 65.
  • [13] . سوره طلاق، آیه 3.
  • [14] . سوره ابراهیم، آیه 7.
  • [15]. سوره غافر، آیه 60.
  •  .[16] اصول کافی، ج 2، ص 64.
  • [17] . شرح منظومه، بخش حکمت، مقصد هفتم، ص 352.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

چگونه در مهمانی‌ها رفتار کنیم؟

رعایت آداب مهمانی می‌تواند روابط برادرانه میان مۆمنان را مستحکم‌تر ساخته و در رشد تعالی اجتماع تأثیر بسزایی داشته باشد.
No image

نقش ابراز علاقه و معاشرت درست در اسلام

نسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏ دوستداران، محبت‏خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان‏ علاقه‏ مند مى‏ شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏ بیشترى برخوردار مى‏سازد. ما اگر بدانیم كه خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم كه رسول‏ خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این ‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.
No image

اخلاق معاشرت اجتماعی، نمونه ای از سبک زندگی اسلامی

نمونه های بسیاری از سیره ی ائمه ی معصوم علیهم السلام درباره ی تشویق و تحریض مؤمنان به دوستی و برادری با هم، ایجاد پیوند برادری و دوستی بین آنها، اصلاح اختلافات و رفع کدورت ها گزارش شده است.
No image

اخلاق معاشرت و ارتباط با خویشاوندان در اسلام

سنّتِ «صله رحم»، از نیکوترین برنامه های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شکل نوین زندگی و مشغله های زندگیهای امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزشهای دینی و سنّتهای سودمند و ریشه دار دینی، از عوامل تحکیم رابطه ها در خانواده ها است. بویژه در مناسبتهای ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.
No image

تحلیل یافته‌های الگوی دینی رفتارها در خانواده و نقش رسانه ملی

آنچه از امور فطری در بحث تربیت مورد نظر است و مبنای تربیت مطرح می‌شود، امور فطری در زمینه خواست‌ها و گرایش‌هاست. البته باید توجه داشت آن دسته از خواست‌های فطری مبنای تربیت قرار می‌گیرد که ویژه انسان است و امتیاز او بر حیوان به شمار می‌آید، نه آن بخش از خواست‌ها و گرایش‌ها که میان هر دو مشترک است؛ زیرا در این بخش، انسان مانند حیوان برای شکوفاسازی نیازی به تربیت ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

هدف از تشکیل خانواده

No image

اخلاق و معاشرت در اسلام

اگر از انسانهاى موفق بپرسيد كه عامل موفقيت شما چه بود؟ بى درنگ يكى از عوامل مهم موفقيت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام مى‏دارند، و بر عكس اگر از انسانهاى شكست خورده در زندگى بپرسيد: چگونه به اين ناكامى‏ها مبتلا گشتيد؟ خواهند گفت: دوست ناباب.
No image

تحکیم خانواده از دیدگاه اسلام

حکمت غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تاکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن، گسترش ارزشهای انسانی، انتشار آرمان‌های توحیدی و سرانجام، جهانی شدن اسلام است، و بقای نسل انسان، در واقع، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است
No image

تعریف خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
No image

بنياد هاي خانواده در مكتب اسلام. ازدواج و تحكيم خانواده. سبک زندگی

خانواده به عنوان اصلي ترين نهاد اجتماعي و زيربناي جوامع و منشأ فرهنگ ها و تمدن ها در تاريخ بشر بوده. اين کوچکترين نهاد، محبوب ترين نهاد در نزد خداست .
Powered by TayaCMS