دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذم شبیه به مدح

No image
ذم شبیه به مدح

كلمات كليدي : ذم شبيه به مدح، بديع معنوي، استدراك، مدح شبيه به ذم، هجو في معرض المدح، استثنا، تهكم، ادبيات فارسي

نویسنده : ريحانه رضواني

ذم شبیه به مدح[1] یا تأکید الذم بما یشبه المدح، معنی کلام در این آرایه ذم است اما چون از حروف استثنا و کلمات مدحی استفاده شده است، به نظر می‌رسد که شاید مقصود کلام مدح باشد.

تو به هنگام وفا گرچه ثباتیت نبود

می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری

حافظ

در بیت مذکور آوردن واژه‌هایی چون: گرچه، وفا، شکر، دوام، موهم مدح است.

گاهی ممکن است کلام متضمن لغات و اشارات و تلمیحاتی باشد که مفاد ذمی آن جز برای اهل فن آشکار نگردد، چنان‌که صبای کاشانی از شاعران دوره‌ی بازگشت در هجو صدر اصفهانی صدراعظم فتحعلیشاه در مثنویی گوید:

ای طایر عیسی آفرینش

وی طایر عیسوی به بینش

وجود الفاظی چون عیسی و بینش موهم مدح است، اما معنی شعر ذمی است. زیرا مرغ عیسی خفاش بود که کور است؛ صدر مردی بی‌سواد بود و به خیال این‌که صبا او را مدح کرده است سیصد تومان به او صله داد. یا مثلا در معرفی کسی به طنز بگویند، ایشان از اجله‌ی ادانی[2] عصر است.[3]

ذم شبیه به مدح در بدیع

در اصطلاح بدیع آن است که گوینده یا نویسنده نکوهشی را به نکوهش دیگر استوار سازد؛ تأکید الذم بما یشبه المدح که آن‌را هجو فی معرض‌المدح خوانند. این صنعت چنان است که متکلم قصد هجا داشته باشد به الفاظی ظاهر آن‌ها مدح نماید، ولی باطنش قدح باشد.[4]

الحق این مطرب ما گرچه زند سازی بد

لیکن این خاصیتش هست که ناخوش خواند

کمال‌الدین اسماعیل

این بیت صنعت ذم شبیه به مدح دارد. نکوهش در آغاز به ستایش شبیه است و به‌سبب وجود حروف استثنا در کلام، ستایش به‌نظر می‌آید.

مدح و ذم از نظر زیبایی‌شناسی

مدح و ذم از نظر زیبایی‌شناسی، در مبحث فریب‌آرایی بررسی می‌شود. فریب‌آرایی این است که هرگونه سخن گول‌زننده و خلاف انتظار خواننده را فرا می‌گیرد. تا‌کنون به این گستردگی و فراگیری نزد بدیعیان شناخته نبوده و نام نشانی نداشته است؛ مانند مدح شبیه به ذم، ذم شبیه به مدح، ایهام و....

ای به دانش هژبر یزدانی

وی به مکنت ابوذر ثانی

سادات ناصری

دارای ذم شبیه به مدح است؛ این شیوه‌ی سخن‌پردازی را از آنجا که به ظاهر ساخت و بافت ستایشی دارد، اما برخلاف انتظار به ستایش می‌انجامد و از همین‌روی بیشتر و بهتر بر دل می‌نشیند، ذم شبیه به مدح (نکوهش ستایش نمون) نامیده‌اند. در این نمونه، ساخت و بافت بیت به‌ویژه ترکیب پرطمطراق «هژبر یزدانی» به معنی شیر خدا و ترکیب ستایش‌آمیز «ابوذر ثانی» حال و هوایی ستایشی به متن می‌بخشد و خواننده می‌پندارد که گوینده کسی را می‌ستاید، اما آن‌گاه که درمی‌یابد «هژبر یزدانی» نام سرمایه‌داری بی‌سواد و تبهکار و ابوذر نماد درویشی و ثروت‌ستیزی است تازه می‌فهمد چه فریبی خورده و آنچه را ستایش می‌پنداشته چه نکوهش تند و تیزی بوده است.[5]

خواجه بفزود ولیکن به ورم

گشت مشغول ولیکن به شکم

میزبان بود ولیکن به رباط

نانم آورد ولیکن به درم[6]

صنعت تأکید ذم شبه مدح یا هجو در معرض مدح، به این صورت است که پس از صفت مدح منفی، صفت مذمومی را استثنا یا استدراک نماید. در این شیوه‌ی سخن‌پردازی سخنور، کسی یا چیزی را به‌گونه‌ای نکوهش می‌کند که خواننده نخست فریب خورد و آن‌را ستایش پندارد. سخنوران برای ساخت و پرداخت این‌گونه فریب‌آرایی بیشتر از واژگان استدراک و استثنا «ولی، لیک، اما، الا و...» یاری می‌جویند؛ زیرا ساخت و سرشت کار برای این واژگان به‌گونه‌ای است که انتظار می‌رود آنچه پس از آن‌ها آید، وارونه‌ی چیزی باشد که پیش از آن‌ها آمده است و بر پایه‌ی همین ویژگی است که سخنور دامی شیرین در راه خواننده می‌گسترد و بر خلاف انتظار او پس از این واژگان چیزی می‌آورد که آنچه را پیش از آن‌ها آمده، نه نقض و رد بلکه تأکید و تکرار می‌کند.[7]

در ابدع‌البدایع چنین آمده که مراد از این صنعت آن است که متکلم پس از صفت مدح منفی صفت مذمومی را استثنا کند یا پس از اثبات مذمومی، صفت مذموم دیگری را اثبات کند.

نظر سوی دل‌افگاری نداری

وگر داری به ما باری نداری

جفا گفتم نداری، داری اما

وفا پنداشتم داری، نداری

رفیق اصفهانی

هر چند ثقیلی بودت مغز خفیف

ور خانه کثیف مطبخت پاک و لطیف

جامه چرکین تو را ولی سفره نظیف

بی‌بهره ز دین و لیک در فسق حریف

ربانی[8]

به شعر اگرچه کسی آشنا چو نیما نیست

سوای شعر خلافی میانه ما نیست

چنان‌که زندگی او جداست از دنیا

ترانه‌هاش تو گویی از آن دنیا نیست

ترانه خواند و گزم داد و سخت شیرین بود

از آن‌که با غزلش زهر کم ز حلوا نیست

چنین سخن که ترا هست بوالعجب سخنی است

که باز با همه شیرینیت گوارا نیست

حمیدی[9]

در واقع این صنعت ترفندی است که ظاهرا ستایش است، اما اندک تعمقی در سخن معلوم می‌کند که گوینده قصد نکوهش دارد.

دیگر مگو که زاهد ما را گذشت نیست

نگذشت اگرچه از سر دنیا، ز دین گذشت

حاجب شیرازی

معمولا ذم شبیه به مدح بر اساس ایهام یا اسثنای منقطع و یکی از موارد کاربرد متناقض‌نماست.[10] ذم شبیه به مدح از جمله صنایع معنوی بدیع است و از نظر مفهوم و موارد استعمال در مقابل مدح شبیه به ذم قرار دارد.

بنده را در مجلدی هنریست

که کتابی به صد مدد سازم

جز مقوا و جلد و شیرازه

هرچه سازم، به دست خود سازم

کار یک روز را به چالاکی

به نود روز یا به صد سازم

با همه زیرکی و استادی

دیر سازم ولیک بد سازم

تاج‌الدین حلوایی

مدح شبیه به ذم و ذم شبیه به مدح را هرچند ادیبان قدیم محدود به سخن گفتن در مدح یا ذم کسی کرده‌اند، اما کلا شیوه‌ای است که برای بیان مضمون‌های دیگر نیز به‌کار می‌رود؛ فراهم آوردن مقدمات ذهنی برای ادای منظوری و سپس غافلگیر کردن خواننده یا شنونده با ارائه‌ی مطلبی کاملا متفاوت با آن، صنعتی است که در زیر عنوان مدح شبیه به ذم و ذم شبیه به مدح نمی‌گنجد و هرچند نام دیگری ندارد، موارد استعمال آن در شعر گذشته بسیار است و استعمال آن اغلب رنگی از طنز دارد.

در مذهب ما باده حرام است ولیکن

بی روی تو ای ماه گل اندام حرام است

حافظ

من از بازوی خود دارم بسی شکر

که زور مردم آزاری ندارم

حافظ[11]

به این صنعت در بیت زیر توجه کنید:

نانشان نه گندمین و سخنشان درشت لیک

گاه عطا ترش‌روی و در وعده کاذبند

در حقایق‌الحدائق صنعت مبالغه مشابه آن است و در ابدع‌البدایع و فنون بلاغت همایی نمونه‌هایی تقریبا مثل هم بیان شده است.[12]

انواع ذم شبیه به مدح

تأکید ذم شبه مدح بر دو قسم است؛ یکی آن است که استثنا شود از صفت مدح نفی کرده از چیزی صفت ذمی برای او به تقدیر دخول صفت ذم در صفت مدح؛ نظیر: «فلانی در وی هیچ خیری نیست الا آن‌که اگر کسی با او نیکویی کند، او در برابر آن بدی می‌کند».

قسم دیگر آن است که اثبات شود برای چیزی صفت ذمی پس از آن استثنا شود صفت ذم دیگری برای او. زود رنجست ار چه لیکن بی‌وفاست.[13]

استدراک

این صنعت چنان بود که شاعر بیتی را بنا کند اندر مدح ولی در آغاز بیت شنونده را هجا نماید، پس هجا بود و از آغاز آن بوی مدح آید.

ترا فضیلت بر خویشتن توانم دید

ولیک فضیلت نامردمیست و بی‌خطری[14]

ابوالحسن آغاچی

اگر در آغاز کلام، الفاظی باشد که موهم ذم باشد و سپس مدح کند، صنعت استدراک محسوب می‌شود.

اثر میر نخواهم که بماند به جهان

میر خواهم که بود مانده به جای اثرا

رودکی[15]

تهکم

تهکم در لغت به معنی مسخره کردن و استهزا و دست انداختن است. در اصطلاح علم بدیع آن است که کسی را بستایند اما لحن بیان نشان دهد که مقصود از ستایش، تحقیر است مثل آن‌که «مجنون» را عاقل گویند. در بسیاری موارد تهکم همان ذم شبیه به مدح است، برای نمونه در این ابیات:

ترا هجا نکند انوری معاذالله

نه او که از شعرا کسی ترا هجا نکند

نه از بزرگی تو زانک در معایب تو

چه جای هجو که اندیشه هم گرا نکند[16]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

چگونه در مهمانی‌ها رفتار کنیم؟

رعایت آداب مهمانی می‌تواند روابط برادرانه میان مۆمنان را مستحکم‌تر ساخته و در رشد تعالی اجتماع تأثیر بسزایی داشته باشد.
No image

نقش ابراز علاقه و معاشرت درست در اسلام

نسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏ دوستداران، محبت‏خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان‏ علاقه‏ مند مى‏ شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏ بیشترى برخوردار مى‏سازد. ما اگر بدانیم كه خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم كه رسول‏ خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این ‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.
No image

اخلاق معاشرت اجتماعی، نمونه ای از سبک زندگی اسلامی

نمونه های بسیاری از سیره ی ائمه ی معصوم علیهم السلام درباره ی تشویق و تحریض مؤمنان به دوستی و برادری با هم، ایجاد پیوند برادری و دوستی بین آنها، اصلاح اختلافات و رفع کدورت ها گزارش شده است.
No image

اخلاق معاشرت و ارتباط با خویشاوندان در اسلام

سنّتِ «صله رحم»، از نیکوترین برنامه های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شکل نوین زندگی و مشغله های زندگیهای امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزشهای دینی و سنّتهای سودمند و ریشه دار دینی، از عوامل تحکیم رابطه ها در خانواده ها است. بویژه در مناسبتهای ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.
No image

تحلیل یافته‌های الگوی دینی رفتارها در خانواده و نقش رسانه ملی

آنچه از امور فطری در بحث تربیت مورد نظر است و مبنای تربیت مطرح می‌شود، امور فطری در زمینه خواست‌ها و گرایش‌هاست. البته باید توجه داشت آن دسته از خواست‌های فطری مبنای تربیت قرار می‌گیرد که ویژه انسان است و امتیاز او بر حیوان به شمار می‌آید، نه آن بخش از خواست‌ها و گرایش‌ها که میان هر دو مشترک است؛ زیرا در این بخش، انسان مانند حیوان برای شکوفاسازی نیازی به تربیت ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

هدف از تشکیل خانواده

No image

اخلاق و معاشرت در اسلام

اگر از انسانهاى موفق بپرسيد كه عامل موفقيت شما چه بود؟ بى درنگ يكى از عوامل مهم موفقيت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام مى‏دارند، و بر عكس اگر از انسانهاى شكست خورده در زندگى بپرسيد: چگونه به اين ناكامى‏ها مبتلا گشتيد؟ خواهند گفت: دوست ناباب.
No image

تحکیم خانواده از دیدگاه اسلام

حکمت غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تاکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن، گسترش ارزشهای انسانی، انتشار آرمان‌های توحیدی و سرانجام، جهانی شدن اسلام است، و بقای نسل انسان، در واقع، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است
No image

تعریف خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
No image

ویژگی های خانواده موفق از نظر اسلام

از دیدگاه اسلام انسانها از لحاظ ویژگیها ، توانایی و استعدادها متفاوت از یکدیگر هستند. بر این اساس در نظر گرفتن این تفاوتها را نیز در تربیت فرزندان در خانواده دارای اهمیت می‌داند. از نمونه احادیثی که ذکر شد و هزاران شواهد معتبر دیگر می‌توان به نقش اهمیت خانواده از دیدگاه اسلام پی برد. اسلام سعادت و شقاوت فرد را تحت تاثیر خانواده چه در دوران قبل از تولد و چه بعد از تولد می‌داند.
Powered by TayaCMS