دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عجارده

No image
عجارده

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : خوارج، عجارده، ميمونيه، عبدالكريم بن عجرد، كفر اطفال

اندیشه­های افراطی در طول تاریخ اسلام را می­توان در فرق منحرف غالیان گزافه­گو و در خوارج، بیش از دیگر فرق منحرف مشاهده­ کرد.خوارج شخصی ترین برداشتهای خود را به نام دین بر جامعه تحمیل می­کردند بدون اینکه توجهی به گستره شریعت و پیچیدگی مسائل فقهی داشته­باشند.علت اصلی انحرافات این فرق عدم توجه اجتهادی و کافی به مسائل مربوط می­باشد. ساده انگاری و عرفی سازی مسائل شرعی که امروزه نیز تهدیدی برای جامعه می باشد، در این فرق بوده­است. اکنون با یکی از این فرق منحرف به نام عجارده آشنا می­شویم.

خواستگاه عجارده

عجارده فرقه­ای از خوارج به نام عطویه انشعاب پیدا نموده­است.[1] عطویه به گروهی از خوارج گفته می­شود که به پیروی عطیه بن اسود الحنفى پرداخته ­بودند.عجارده به پیروان عبدالکریم بن عجرد گفته می­شود.[2] شهرستانی وی را از پیروان ابی­بیهس از فرقه بیهسیه دانسته که بعد از مدتی با او ساز مخالفت را سر داده­است.[3]بطور کلی خوارج به کمترین اختلافی از یکدیگر جدا می­شوند و پایه گذار فرقه­ای به نام رئیس خود می­شوند و انشعاب درون فرقه­ای ایشان می­تواند نسبتهای گوناگونی داشته باشد.به عنوان نمونه عجارده به عنوان فرقه منشعب شده از ارازقه و نیز عطویه و بیهسیه و صفریه خوانده شده­است.[4]عجارده یکی از بزرگترین فرق خوارج معرفی شده­است؛ زیرا این فرقه پیروان مختلفی را به عنوان زیر مجموعه خویش در برداشت.به دلیل تفرقه زیاد در بین خوارج و شخصی انگاری مسائل دینی انشعاب در فرق خوارج بسیار ظهور و بروز داشت، بطوریکه تنها عجارده به بیش از پانزده فرقه تبدیل شده­است و این نشان دهنده گسست فکری شدید در جامعه خوارج است.

فرق عجارده

اشعری در مقالات­الاسلامیین و بغدادی در الفرق بین الفرق، فرق عجارده را بر پانزده شعبه بیان نموده، به نامهای این فرق به همراه برخی عقائد اشاره می­کنیم:[5]

1. میمونیه

این عده از عجارده پیروان فردی به نام میمون از اهل بلخ هستند.ایشان همانند معتزله معتقدند که خداوند افعال را به انسان تفویض نموده یعنی قائل به قدر شده­اند و مشیئت خداوند را از افعال انسان نفی می­کنند و معتقدند که افعال مردم مخلوق خدا نیست.بغدادی از عالمان اهل­سنت گفته­است:که میمونیه از فرق اسلام نیست؛ زیرا این فرقه ازدواج با دختران پسری و دختری و دختران دختران برادر و دختران پسران برادر را جایز می­دانند.[6]

2. خلفیه

این عده­از عجارده با میمونه مخالفت نموده­اند و قول به قدر (آزادی اراده در افعال اختیاری) را باطل می­دانند و معتقد به جبر هستند. چنانکه شعیبیه نیز اینگونه بودند.[7]

3. حمزیه

این عده­ همانند میمونیه معتقد به قدر هستند و جنگ با پادشاه و طرفداران او را جایز می­دانند.دشمنان حاکم را واجب القتل نمی­دانند مگر اینکه برعلیه آنها(خوارج) باشد. این گروه قتل و سرقت مخفیانه اموال مسلمین را در غیر از جنگ جایز نمی­دانند.

4. شعیبیه

این عده­از عجارده پیروان شخصی به نام شعیب هستند.وی افعال بندگان را مخلوق خدا می­داند واز این جهت با میمونیه مخالفت نمودند. اما علت این که این دو از هم جدا شدند این بود که مقداری از اموال میمون نزد شعیب بود.روزی میمون این مال را از شعیب مطالبه کرد. شعیب گفت:آن را به تو اعطاء می­کنم اگرخداوند بخواهد. میمون گفت:همین الآن خداوند خواسته آن را به من بدهی. شعیب گفت: اگر خداوند بخواهد که من نمی­توانیم آن را به تو ندهم.

میمون گفت:خداوند آنچه را که امر نموده می­خواهد و آنچه را که امر ننموده نمی­خواهد.اینجا نزاع بالا گرفت و به رئیس خود عبدالکریم بن عجرد نامه دادند تا مشکل را حل کند. او نوشت: ما می­گوییم آنچه را که خدا بخواهد می­شود و آنچه را که نخواهد نمی­شود. ما بدی را به خدا ملحق نمی­کنیم.این جواب مجمل نیز نتوانست مشکل شعیب و میمون را حل کند وبه همین دلیل این دو فرقه ازیکدیگر بیزاری جستند.

5. خازمیه

این افراد معتقدند که دوستی و دشمنی دو صفت ذاتی خداوند است و نیز قائل به قدر هستند.

6. معلومیه

این افراد معتقدند که هرکسی که تمام اسامی خداوند را نداند، به خداوند جاهل است. این عده افعال را مخلوق خداوند نمی­دانند

7. مجهولیه

این عده برخلاف معلومیه معتقدند که کسی که برخی از اسامی خداوند را بداند به خداوند آشناست.

8. صلتیه

این عده طرفدار عثمان بن ابی صلت هستند،معتقدند که اگر کسی به ایشان پیوست او را حمایت می­کنند ولی از طفل او بیزاری میجویند زیرا اطفال معرفتی به اسلام ندارند تا حکم به اسلام بر انها جاری شود.

9. ثعالبه

این گروه معتقد است که نسبت به اطفال کفار و مومنین ولایت و بیزاری معنی ندارد تا اینکه بالغ شوند وبه اسلام فراخوانده شود.

10. أخنسیه

نسبت به کسی که در سرزمینی با تقیه زندگی می­کند حکم به اسلام و کفر نمی­­کنند تا وقتی که او را به ایمان یا کفر بشناسند. ترور و کشتن سری را حرام می­دانند. این گروه پیرو فردی به نام اخنس بوده­اند.

11. معبدیه

این عده­ در صورت بی نیازی عبید خود، از ایشان زکات می­گیرند و در صورت نیازمندی آنها زکات آنها را به خودشان می­دهند. این عده­ بعد از مدتی به بطلان این نظر اعتقاد پیدا کردند.

12. شیبانیه

شیبان بن سلمه از یاران ابومسلم­خراسانی است. وی در کشتار مسلمین و جمع آوری غنائم از اموال مسلمین به ابومسلم کمک می­کرد؛ اما این کار به ضرر او تمام شد و خوارج به دلیل همیاری وی با ابومسلم، از او بیزاری جستند و بعد از قتل او ، عده­ای گفتند که او توبه کرده و نمی­توان از او بیزاری جست.اما فرقه ثعلبیه با این عده ­مخالفت کرد و همچنان از شیبان بیزار بودند زیرا معتقد بودند که کارهای فاسد او قابل جبران و بخشش و عفو نیست و علاوه بر این نه آشکارا توبه نموده و نه از روی تقیه.عده­ای که توبه او را پذیرفتند به شیبانیه معروف شدند و به تشبیه در مورد خداوند معتقد شدند.

13. رشیدیه

عده­ای از عجارده زکات اموال کشاورزی خود را که با آب چشمه و جویبار سیراب می­کردند را به مقدار نصف از کشاورزی دیمی می­پرداختند ولی بعد از مدتی این حکم را غلط دانستند و از فردی به نام زیاد بن عبدالرحمن در حکم این مسأله سوأل نمودند و او به یک، دهم یعنی به مقدار کشاورزی دیمی فتوی داد و گفت از عجارده­ای که در این حکم با شما مخالفت نمودند، بیزاری نجوئید.در این هنگام فردی به نام رشید گفت:اگر ما می­توانیم از مخالفین در این حکم بیزاری نجوئیم پس مثل آنها زکات به مقدار کشاورزی دیمی می­دهیم. از این پس عده­ای تابع او شده و به رشیدیه شناخته شدند.

14. مکرمیه

ایشان پیروان ابی­المکرم هستند. ایشان معتقدند که ترک کننده نماز از جهت جهل به خداوند کافر است همانطور که در تمام گناهان کبیره اینگونه است.

عقائد کلی عجارده

به دلیل ماهیت عجارده به عنوان یکی از اصلی­ترین فرق خوارج، عقائد کلی خوارج در دیدگاه ایشان نیز پایدار است، مانند:[8]

1. تکفیر عثمان

2. تکفیر امیرالمومنین علی(ع)

3. تکفیر اصحاب جمل

4. تکفیر حکمین (ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص)

5. تکفیر کسانی که به حکم حکمین رضایت دارند

6. تکفیر مرتکبین گناه به سبب گناه

7. وجوب قیام و خروج بر پیشوای جائر

8. این گروه سوره یوسف را از قرآن نمی­دانستند و بلکه آن را یک داستان عشق و عاشقی می­پنداشتند.[9]

با توجه به این مقدار از عقائد مشترک بین طوائف خوارج ، از جمله عجارده می­توان سلف تکفیری را در جامعه خوارج دانست. عدم قدرت بر استدلال منطقی برای بیان عقائد، این فرق انحرافی افراطی را به سوی تکفیر کشانده­است و این دیدگاه بزرگترین آسیب اجتماعی و فرهنگی بر پیکره جامعه اسلامی را به دنبال داشت که امروزه بدست وهابیت ادامه دارد.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب غیرشیعی - خوارج - عجارده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

چگونه در مهمانی‌ها رفتار کنیم؟

رعایت آداب مهمانی می‌تواند روابط برادرانه میان مۆمنان را مستحکم‌تر ساخته و در رشد تعالی اجتماع تأثیر بسزایی داشته باشد.
No image

نقش ابراز علاقه و معاشرت درست در اسلام

نسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏ دوستداران، محبت‏خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان‏ علاقه‏ مند مى‏ شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏ بیشترى برخوردار مى‏سازد. ما اگر بدانیم كه خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم كه رسول‏ خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این ‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.
No image

اخلاق معاشرت اجتماعی، نمونه ای از سبک زندگی اسلامی

نمونه های بسیاری از سیره ی ائمه ی معصوم علیهم السلام درباره ی تشویق و تحریض مؤمنان به دوستی و برادری با هم، ایجاد پیوند برادری و دوستی بین آنها، اصلاح اختلافات و رفع کدورت ها گزارش شده است.
No image

اخلاق معاشرت و ارتباط با خویشاوندان در اسلام

سنّتِ «صله رحم»، از نیکوترین برنامه های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شکل نوین زندگی و مشغله های زندگیهای امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزشهای دینی و سنّتهای سودمند و ریشه دار دینی، از عوامل تحکیم رابطه ها در خانواده ها است. بویژه در مناسبتهای ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.
No image

تحلیل یافته‌های الگوی دینی رفتارها در خانواده و نقش رسانه ملی

آنچه از امور فطری در بحث تربیت مورد نظر است و مبنای تربیت مطرح می‌شود، امور فطری در زمینه خواست‌ها و گرایش‌هاست. البته باید توجه داشت آن دسته از خواست‌های فطری مبنای تربیت قرار می‌گیرد که ویژه انسان است و امتیاز او بر حیوان به شمار می‌آید، نه آن بخش از خواست‌ها و گرایش‌ها که میان هر دو مشترک است؛ زیرا در این بخش، انسان مانند حیوان برای شکوفاسازی نیازی به تربیت ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

هدف از تشکیل خانواده

No image

اخلاق و معاشرت در اسلام

اگر از انسانهاى موفق بپرسيد كه عامل موفقيت شما چه بود؟ بى درنگ يكى از عوامل مهم موفقيت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام مى‏دارند، و بر عكس اگر از انسانهاى شكست خورده در زندگى بپرسيد: چگونه به اين ناكامى‏ها مبتلا گشتيد؟ خواهند گفت: دوست ناباب.
No image

تعریف خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
No image

تحکیم خانواده از دیدگاه اسلام

حکمت غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تاکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن، گسترش ارزشهای انسانی، انتشار آرمان‌های توحیدی و سرانجام، جهانی شدن اسلام است، و بقای نسل انسان، در واقع، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است
No image

ویژگی های خانواده موفق از نظر اسلام

از دیدگاه اسلام انسانها از لحاظ ویژگیها ، توانایی و استعدادها متفاوت از یکدیگر هستند. بر این اساس در نظر گرفتن این تفاوتها را نیز در تربیت فرزندان در خانواده دارای اهمیت می‌داند. از نمونه احادیثی که ذکر شد و هزاران شواهد معتبر دیگر می‌توان به نقش اهمیت خانواده از دیدگاه اسلام پی برد. اسلام سعادت و شقاوت فرد را تحت تاثیر خانواده چه در دوران قبل از تولد و چه بعد از تولد می‌داند.
Powered by TayaCMS