دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مقصود شیعه از امامت ائمه

کلمه «امام» در اصل لغت به معنای «پیش» و «پیشوا» است، و «امامت» یعنی «پیشوایی».
مقصود شیعه از امامت ائمه
مقصود شیعه از امامت ائمه
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

کلمه «امام» در اصل لغت به معنای «پیش» و «پیشوا» است، و «امامت» یعنی «پیشوایی». البته پیشوایی اختصاص به راه صحیح ندارد، و پیشوایی در مسیر گمراهی و فساد نیز ممکن است. در قرآن این گونه پیشوایان «امّه ً یدعون لی النّار » و «امّه الکفر » نامیده شده‌اند.

پس کلمه امام هنگامی که در مورد شخصی اطلاق می‌شود، یعنی کسی که در جلو قرار دارد و دیگران پشت سر او حرکت کرده، از عمل او پیروی می‌کنند و او را مقتدای خودشان قرار می‌دهند.

اما «امامت» که در اصطلاح شیعه به عنوان اصلی از اصول اعتقادی تلقی می‌شود، معنایی خاص و اضافه بر معنای لغوی این کلمه دارد. این که آن معنای زاید و بیش از معنای لغوی این کلمه چیست که باعث شده حیثیت دیگری در امامت مورد نظر شیعه لحاظ شود، احتیاج به کمی توضیح دارد که ذیلا به آن اشاره می‌کنیم:

درباره بعضی از پیامبران(علیهم السلام) در قرآن آمده است که خدا آنها را امام قرار داده است: و جعلنا منهم امّه ً یهدون بامرنا لمّا صبروا و کانوا بآیاتنا یوقنون. در این آیه، از بین انبیا به حضرت ابراهیم(علیه السلام) و تعدادی از انبیای بنی اسرائیل(علیهم السلام) اشاره شده است و می‌فرماید که اینها امامان هستند و ویژگی آنها این است که به حق هدایت می‌کنند. علت این امر را که دارای این مقام شده‌اند دو چیز معرفی می‌کند؛ یکی: «لمّا صبروا». صبر در ارتباط با عمل است؛ یعنی آن هدفی را که در نظر گرفتند در راه آن هدف استقامت و شکیبایی نمودند و مشکلات را تحمل کردند. عامل دوم را «یقین» ذکر می‌کند: و کانوا بآیاتنا یوقنون. البته همه مومنان باید یقین داشته باشند، ولی از تعبیرات قرآنی و روایات استفاده می‌شود که یقین مراتبی دارد. این گروه از پیامبران مرتبه عالی یقین را داشتند. در مورد حضرت ابراهیم(علیه السلام) که از جمله این پیامبران است، می‌خوانیم:

و اذ ابتلی ابراهیم ربّه بکل مات فاتمّهنّ قال انّی جاعلک للنّاس اماماً؛

و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود، و وی آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او ] فرمود: «من تو را پیشوای مردم قرار دادم.»

حضرت ابراهیم(علیه السلام) بعد از نیل به مقام‌های: نبوت، رسالت و خلّت به مقام «امامت» رسید؛ و آن هنگامی بود که امتحان‌های الهی در مورد او به حد کمال رسید و آن حضرت از همه آنها سربلند بیرون آمد. شاید امتحان‌های حضرت ابراهیم(علیه السلام) بی نظیر بوده و کسی را در تاریخ نداشته باشیم که این چنین عجیب مورد آزمایش الهی قرار گرفته باشد. داستان در آتش انداختن حضرت بسیار عجیب است. حضرت ابراهیم(علیه السلام) در این ماجرای بسیار پر مخاطره، به احدی جز خدای متعال تکیه و توجهی نکرد. حضرت را در دریایی از آتش انداخته‌اند و در شرف سوختن است. جبرئیل(علیه السلام) به آن حضرت عرض کرد: هل لک حاجه ؛ آیا حاجتی داری؟ ابراهیم(علیه السلام) فرمود:

امّا الیک فلا و امّا الی ربّ العالمین فنعم؛

اما به تو احتیاجی ندارم، ولی به یاری پروردگار آری، نیاز دارم! این صحنه، امتحانی بسیار بزرگ بود تا معلوم شود ابراهیم(علیه السلام) در عمل تا چه حد موحّد است و به غیر خدا توجه نمی‌کند. اما بزرگ‌تر از این امتحان، داستان ذبح حضرت اسماعیل(علیه السلام) است. داستان بسیار عجیبی است. شبیه آن، داستان حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا و شهادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) است که البته از جهاتی نیز می‌توان داستان کربلا را بالاتر شمرد؛ اما این که پدری مامور شود جوانی رعنا و رشید را با آن همه مقامات عالی، ادب، عرفان و معنویت، به دست خود سر ببرد، هیچ جا چنین چیزی را سراغ نداریم. نسبت به هیچ پیغمبر و امامی، چنین آزمایشی پیش نیامده است. حضرت ابراهیم(علیه السلام) از این امتحان سخت با کمال سربلندی و سرافرازی بیرون آمد. برای بزرگداشت این امتحان نیز خدای متعال تا روز قیامت به همه حاجیان دستور داده که باید در ایام حج در منا قربانی کنند.

در هر صورت، بعد از همه این امتحانات سخت بود که خدای متعال به حضرت ابراهیم(علیه السلام) فرمود: انّی جاعلک للنّاس ماماً؛ اکنون شایسته شدی که مقام امامت به تو داده شود. امامت مقامی معنوی و بسیار عالی است که از لحاظ درجه بندی، از مقام نبوت و رسالت بالاتر است. حضرت ابراهیم(علیه السلام) این مقام را برای ذریه اش نیز درخواست کرد، که پاسخ آمد: لاینال عهدی الظّالمین؛ پیمان من به ستم کاران نمی‌رسد.

یعنی در میان ذریه ابراهیم(علیه السلام) کسانی به این مقام خواهند رسید، که در زندگی خود مرتکب ظلم نشده باشند. بنابر روایات ما، منظور از این عده، ائمه اهل بیت(علیهم السلام) هستند.

مقصود شیعه از «امامت» در مورد امامان معصوم(علیهم السلام)

اکنون پرسش این است که وقتی در مقابل مخالفان و کسانی که معتقد به امامت نیستند، می‌گوییم یکی از اعتقادات شیعه «امامت» است آیا به این معنا نظر داریم، یا اختلاف شیعه و غیر شیعه در این بحث چیزی جز این است؟

در تفسیری بسیار ساده، مقصود ما از اصل «امامت» در اصول اعتقادی شیعه این است که بعد از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) دوازده امام معصوم(علیهم السلام) یکی پس از دیگری جانشینان بر حق آن حضرت(صلی الله علیه وآله) می‌باشند. بدین ترتیب این اصطلاح را می‌توان معنای سومی برای امامت تلقی کرد.

بنابراین امامت دارای معانی متعددی است و باید کاملابه این تفاوت معانی توجه داشت. اگر ما به بزرگانی نظیر بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی(قدس سره) «امام» اطلاق می‌کنیم هرگز به همان معنایی نیست که به دوازده امام(علیهم السلام) «امام» می‌گوییم. آنچه که شیعه درباره امامت ائمه اطهار(علیهم السلام) معتقد است معنایی خاص است. بر اساس این معنا، شیعه معتقد است آن بزرگواران کلیه مقامات پیامبر(صلی الله علیه وآله) به جز وحی و نبوت را دارا هستند، اطاعتشان بر همه امت واجب و علمشان خدادادی است و دارای مقام عصمت اند. بدین ترتیب در مورد این دوازده «امام» که جانشینان پیامبر(صلی الله علیه وآله) هستند، سه ویژگی اساسی مطرح است: عصمت، علم خدادادی، و وجوب اطاعت امت از آنان. دو ویژگی اول از زمره امور تکوینی و ویژگی سوم امری تشریعی است؛ یعنی خدای متعال مسلمانان را به اطاعت از این دوازده امام امر کرده است.

علم و عصمت امام(علیه السلام) اختصاص به سنّ خاصی ندارد و حتی در سن کودکی نیز وجود دارد. داستان‌های متعددی درباره امامان(علیهم السلام) نقل شده که آنان در سنین طفولیت و کودکی به پرسش‌های دقیق و مشکل علمی و فقهی پاسخ داده‌اند. برخی از امامان، نظیر امام نهم(علیه السلام) ، در کودکی به مقام امامت رسیده‌اند و بر مردم واجب بوده از آنان اطاعت کنند. البته این امر (وجوب اطاعت از فرد غیر بالغ) از احکام متعارف اسلام خارج است و در مورد افراد عادی، مسلمانان نمی‌توانند از کسی که خود بالغ نیست و به سن تکلیف نرسیده اطاعت کنند؛ اما حساب ائمه(علیهم السلام) جدا است و بین ما و آنها علاوه بر امور تکوینی، در زمینه امور تشریعی و احکام فقهی نیز تفاوت‌هایی وجود دارد. شاید بسیاری از ما کمتر به این تفاوت توجه داریم.

در هر صورت، وجوب اطاعت از ائمه(علیهم السلام) درست مانند وجوب اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. تفاوت آن بزرگواران با پیامبر(صلی الله علیه وآله) تنها در مساله نبوت و رسالت و دریافت وحی است. مقام نبوت و دریافت وحی رسالی اختصاص به پیامبر(صلی الله علیه وآله) دارد. البته امام معصوم(علیه السلام) نیز از طریق «الهام» با عالم غیب ارتباط دارد و ملائکه از این راه با امام(علیه السلام) سخن می‌گویند. در مورد تفاوت «وحی» و «الهام» و اصطلاحات مختلف این دو واژه باید به محل خود مراجعه شود و از بحث فعلی ما خارج است. هم چنین در مورد علم ائمه(علیهم السلام) مباحث مختلفی وجود دارد که بایستی در جای خود مورد بحث و مداقه قرار گیرد.

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

چگونه در مهمانی‌ها رفتار کنیم؟

رعایت آداب مهمانی می‌تواند روابط برادرانه میان مۆمنان را مستحکم‌تر ساخته و در رشد تعالی اجتماع تأثیر بسزایی داشته باشد.
No image

نقش ابراز علاقه و معاشرت درست در اسلام

نسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏ دوستداران، محبت‏خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان‏ علاقه‏ مند مى‏ شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏ بیشترى برخوردار مى‏سازد. ما اگر بدانیم كه خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم كه رسول‏ خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این ‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.
No image

اخلاق معاشرت اجتماعی، نمونه ای از سبک زندگی اسلامی

نمونه های بسیاری از سیره ی ائمه ی معصوم علیهم السلام درباره ی تشویق و تحریض مؤمنان به دوستی و برادری با هم، ایجاد پیوند برادری و دوستی بین آنها، اصلاح اختلافات و رفع کدورت ها گزارش شده است.
No image

اخلاق معاشرت و ارتباط با خویشاوندان در اسلام

سنّتِ «صله رحم»، از نیکوترین برنامه های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شکل نوین زندگی و مشغله های زندگیهای امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزشهای دینی و سنّتهای سودمند و ریشه دار دینی، از عوامل تحکیم رابطه ها در خانواده ها است. بویژه در مناسبتهای ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.
No image

تحلیل یافته‌های الگوی دینی رفتارها در خانواده و نقش رسانه ملی

آنچه از امور فطری در بحث تربیت مورد نظر است و مبنای تربیت مطرح می‌شود، امور فطری در زمینه خواست‌ها و گرایش‌هاست. البته باید توجه داشت آن دسته از خواست‌های فطری مبنای تربیت قرار می‌گیرد که ویژه انسان است و امتیاز او بر حیوان به شمار می‌آید، نه آن بخش از خواست‌ها و گرایش‌ها که میان هر دو مشترک است؛ زیرا در این بخش، انسان مانند حیوان برای شکوفاسازی نیازی به تربیت ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

هدف از تشکیل خانواده

No image

اخلاق و معاشرت در اسلام

اگر از انسانهاى موفق بپرسيد كه عامل موفقيت شما چه بود؟ بى درنگ يكى از عوامل مهم موفقيت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام مى‏دارند، و بر عكس اگر از انسانهاى شكست خورده در زندگى بپرسيد: چگونه به اين ناكامى‏ها مبتلا گشتيد؟ خواهند گفت: دوست ناباب.
No image

تحکیم خانواده از دیدگاه اسلام

حکمت غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تاکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن، گسترش ارزشهای انسانی، انتشار آرمان‌های توحیدی و سرانجام، جهانی شدن اسلام است، و بقای نسل انسان، در واقع، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است
No image

بنياد هاي خانواده در مكتب اسلام. ازدواج و تحكيم خانواده. سبک زندگی

خانواده به عنوان اصلي ترين نهاد اجتماعي و زيربناي جوامع و منشأ فرهنگ ها و تمدن ها در تاريخ بشر بوده. اين کوچکترين نهاد، محبوب ترين نهاد در نزد خداست .
No image

ویژگی های خانواده موفق از نظر اسلام

از دیدگاه اسلام انسانها از لحاظ ویژگیها ، توانایی و استعدادها متفاوت از یکدیگر هستند. بر این اساس در نظر گرفتن این تفاوتها را نیز در تربیت فرزندان در خانواده دارای اهمیت می‌داند. از نمونه احادیثی که ذکر شد و هزاران شواهد معتبر دیگر می‌توان به نقش اهمیت خانواده از دیدگاه اسلام پی برد. اسلام سعادت و شقاوت فرد را تحت تاثیر خانواده چه در دوران قبل از تولد و چه بعد از تولد می‌داند.
Powered by TayaCMS