دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرص و آزمندی

حضرت امام باقر (ع) فرمودند: مَثَل حریص به دنیا مانند کرم ابریشم است؛ هرچه بر دور خود ببافد، راه بیرون رفتن برایش تنگ تر می‌گردد تا آن که از غم و گرفتاری‌ بمیرد. (تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافی)، ج‌3، ص747)
حرص و آزمندی
حرص و آزمندی

حرص و آزمندی

قال باقر(ع):«مَثَلُ الْحَرِیصِ عَلَی الدُّنْیَا مَثَلُ دُودَةِ الْقَزِّ ...»

حرص‌ عبارت است از مبالغه و اسراف در طلب که بر نفس و روح عارض مى‌شود. فرد مبتلا به این بیمارى همواره فقیر است و هر اندازه بر حرص‌ او افزوده شود، بر فقر او اضافه مى‌شود؛ چون فقر همان احتیاج است و مبتلایان به حرص همواره محتاج هستند، چون به آن‌چه به آن‌ها داده می‌شود، قانع نیستند و پیوسته نفس آن‌ها در طلب زیادت است، پس همواره فقیرند. گفته شده مراد از بى‌نیازى همان بى‌نیازى نفس است و قناعت گنجى است که فانى نمى‌شود.[1]

حرص موجب می‌شود انسان از خداوند دور شده و تمام  غصه‌اش شکم و شهوت باشد؛ چنین فردی بعد از یک عمر حرص بی‌جا در هنگام مرگ افسوس بیشتری از این همه تلاش بی‌جا می‌خورد. فرد حریص از قناعت به دور است و همین امر موجب دوری وی از آرامش روحی در دنیا خواهد شد.[2]

قال صادق(ع):

«علامة الخفض ثلاثة اشیاء: العجب و الریاء و الحرص»

و علامت خفض (اشتغال به غیر خدا) نیز سه چیز است: خودبینى، خودنمایى، حریص شدن به زندگى دنیا.[3]

اى طالب روزى به تلاش و کوشش        آرام که روزى است نصیبى مقسوم

بر آن‌چه به دستت نرسد حرص‌ مخور      زیرا که حریص است ز دنیا محروم[4]

حرص ریشه‌ کفر

امام صادق(ع) فرمود: ریشه‌هاى کفر سه چیز است: حرص‌ و تکبر و حسد. حرص در داستان آدم(ع) آمده است زمانى که از خوردن آن درخت نهى شد، حرص او را برانگیخت که از آن بخورد. حرص گاهى سبب ترک اولى و گاهى موجب گناه صغیره یا کبیره‌‌اى مى‌شود، تا به شرک و انکار خدا می‌رسد، و حرص آدم(ع) موجب ترک اولاى او شد، ولى در فرزندانش تکامل پیدا کرد تا به کفر و انکار خدا رسید، از این‌رو حرص را ریشه کفر نامیده‌اند.[5]

حرص عامل انحطاط

حضرت امیر(ع) به عمروبن عاص نامه‌اى نگاشت و چنین اندرزش داد و هدایتش کرد: "به ‌راستى دنیا چنان است که آدمى را از هر چیز جز خود باز دارد و دنیادار از دنیا بهره‌اى نبرد، مگر آن‌که هر نصیبى یابد، باب حرص‌ و آزش گشاده‌تر و میلش به دنیا فزون‌تر شود و هرگز دنیاطلب از آن‌چه به‌دست آورده است، به‌خاطر آن‌چه نصیبش نیامده، بى‌نیاز نگردد و در پس این همه باید آن‌چه را گردآورده دل برکند، و نیک‌بخت آن‌که از سرنوشت دیگران عبرت گیرد."[6]

سیری‌ناپذیری حریص

 حرص بیابانی است با انتهای نامعلوم که هر طرف روى به جایى نرسى و دریایی است بی‌کران که هرچند در آن فرو روى عمق آن را نیابى، بیچاره کسى که به آن گرفتار شد، گمراه و هلاک شد و خلاصى از براى او دشوار شود.

دیده اهل طمع به نعمت دنیا         پر نشود، هم‌چنان که چاه به شبنم[7]

پیامبر خدا(ص) فرمود: اگر فرزند آدم دو بیابان پر از طلا داشته باشد، خواهان بیابان سوّمى است. همچنین آن بزرگوار مى‌فرماید: دو گرسنه‌اند که سیر نمى‌شوند: جوینده علم و جویاى مال.[8]

نبینى که هر کس در این زندگانى‌    حریص است پیوسته بر خود ببافد

برد رنج و بافد چه کِرمِ ابریشم‌        به گردش که از غم به مرگش کشاند[9]

حرص و نابودی آدمیت

عبد الله‌بن سلام از کعب پرسید: چه چیز باعث مى‌شود که علوم پس از این که شنیده و فهمیده شده‌اند از صفحه دل دانشمندان پاک مى‌شوند؟ گفت: حرص، طمع و از مردم چیزى خواستن. یکى گفت: این سخن را بازتر کن؟ گفت: شخص به چیزى طمع مى‌ورزد و آن را مى‌خواهد، و دینش را در آن راه از دست مى‌دهد، و آزمندى نفس به این چیز و آن چیز باعث مى‌شود که انسان نخواهد هیچ چیز را از دست بدهد! و همین‌طور به چیزى نیاز پیدا مى‌کنى، وقتى کسى نیاز تو را برآورد، افسارى به دماغت زده و به هر جا که بخواهد مى‌کشد و تو تسلیم او مى‌شوى؛ به‌خاطر علاقه‌مندیت به دنیا به او سلام مى‌دهى، وقت مریضی‌اش از او عیادت مى‌کنى، در صورتى که نه سلام را براى خدا و نه عیادت از او را براى خدا انجام مى‌دهى، با این‌که اگر نیازى به او نداشتى، همه این‌ها براى تو خیر و نیکى بود.[10]

قناعت کن اى نفس بر اندکى   که سلطان و درویش بینى یکى

چرا پیش خسرو بخواهش روى   چو یک سو نهادى طمع، خسروى

و گر خودپرستى، شکم طبله کن   در خانه این و آن قبله کن[11]

[1]. مستغفرى، جعفربن محمد‌ـ‌مراغى، یعقوب و خلیلى، محمد، روش تندرستى در اسلام/ترجمه طبّ‌النبی و طب‌الصادق علیهما‌السلام، 1جلد، مومنین‌ـ‌قم، چاپ سوم، 1381ش، ص164.
[2]. شیخ حر عاملى، محمدبن حسن‌ـ‌صحت، على، جهادالنفس وسائل‌الشیعة/ترجمه صحت، 1جلد، انتشارات ناس‌ـ‌تهران، چاپ اول، 1364ش، ص295.
[3]. منسوب به جعفربن محمد(ع)، امام ششم‌ـ‌علامه مصطفوى، حسن، مصباح‌الشریعة و مفتاح‌الحقیقة/ترجمه مصطفوى، 1جلد، انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران‌ـ‌تهران، چاپ اول، 1360ش، ص11.
[4]. کلینى، محمدبن یعقوب‌ـ‌کمره‌اى، محمدباقر، أصول‌الکافی/ترجمه کمره‌اى، 6جلد، اسوه‌ـ‌ایران، قم، چاپ سوم، 1375ش، ج‌5، ص653
[5]. کلینى، محمدبن یعقوب‌ـ‌مصطفوى، سید جواد، أصول‌الکافی/ترجمه مصطفوى، 4جلد، کتاب فروشى علمیه اسلامیه‌ـ‌تهران، چاپ اول، 1369ش، ج‌3، ص396.
[6]. نصربن مزاحم‌ـ‌اتابکى پرویز، پیکار صفین/ترجمه واقعة صفین، 1جلد، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى‌ـ‌تهران، چاپ دوم، 1370ش، ص686.
[7]. کراجکى، محمدبن على‌ـ‌قمى، عباس، نزهة‌النواظر/ترجمه معدن‌الجواهر، 1جلد، اسلامیه‌ـ‌تهران، چاپ اول، بى‌تا، ص119.
[8]. ورام‌بن أبی فراس، مسعودبن عیسى‌ـ‌عطایى، محمدرضا، مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام/ترجمه تنبیه‌الخواطر، 1جلد، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى‌ـ‌مشهد، چاپ اول، 1369ش، ص30.
[9]. کلینى، محمدبن یعقوب‌ـ‌کمره‌اى، محمدباقر، أصول‌الکافی/ترجمه کمره‌اى، 6جلد، اسوه‌ـ‌ایران، قم، چاپ سوم، 1375ش، ج‌5، ص649.
[10]. ورام‌بن أبی فراس، مسعودبن عیسى‌ـ‌عطایى، محمدرضا، مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام/ترجمه تنبیه‌الخواطر، 1جلد، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى‌ـ‌مشهد، چاپ اول، 1369ش، ص310.
[11]. کراجکى، محمدبن على‌ـ‌قمى، عباس، نزهةالنواظر/ترجمه معدن‌الجواهر، 1جلد، اسلامیه‌ـ‌تهران، چاپ اول، بى‌تا، ص119.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

همسران از منظر قرآن

همسران از منظر قرآن

این آیه‌ى شریفه زن و شوهر را به منزله‌ى لباس براى یکدیگر دانسته است و روشن است که لباس داراى ویژگى‌هایى است که باید در زندگى و رابطه‌ى زن و شوهر متبلور باشد که به قسمتى از آن اشاره مى‌شود:
No image

شرط بقای نعمت

No image

ثبت عادات خوب به‌ جای بد

پر بازدیدترین ها

No image

نقـش تربیتـی خانـواد‌ه

No image

معیارهای گزینش همسر در آموزه‌های اسلامی

پیشوایان معصوم (ع)دستور داده‌اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن‌گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه‌داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند...
No image

بررسى ازدواج مسلمانان با اهل کتاب از منظرقرآن کریم

با توجه به اینکه اقدامات پیشگیرانه و احتیاطى، منطقى‌ترین روش براى جلوگیرى از نفوذ انحرافات فکرى، عقیدتى و اخلاقى بیگانه است، اعمال محدودیت از سوى اسلام نسبت به مسئله ازدواج مسلمان با اهل کتاب بر همین اساس قابل تفسیر است...
Powered by TayaCMS