دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار بلاها (۱) (پرسش و پاسخ)

بلاها و مصیبت‌ها را با چه منظری باید نگاه کرد و چگونه می‌توان آثار آن را برای افراد و طیف‌های مختلف تشخیص داد و از یکدیگر تفکیک نمود؟
آثار بلاها (۱) (پرسش و پاسخ)
آثار بلاها (۱) (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

پرسش:

بلاها و مصیبت‌ها را با چه منظری باید نگاه کرد و چگونه می‌توان آثار آن را برای افراد و طیف‌های مختلف تشخیص داد و از یکدیگر تفکیک نمود؟

پاسخ:

بر اساس آموزه‌های وحیانی هر بلا، مصیبت و سیئه‌ای که حادث می‌شود ریشه در نفس انسان دارد و بالعکس هر حسنه و نیکی و خوبی که به وجود می‌آید ریشه در ذات مقدس الهی دارد که او مظهر کمال مطلق خوبی‌ها است. قرآن کریم در سوره نساء آیه 79 می‌فرماید: «ما اصابک من حسنه فمن‌الله و ما اصابک من سیئةً فمن نفسک» آنچه از خوبی(ها) و نیکی(ها) به تو می‌رسد، از ناحیه خداست و آنچه از بدی(ها) به تو می‌رسد از ناحیه خود تو است. این در حالی است که در آیه قبل تمامی حسنات و سیئات را خدای متعال به خودش نسبت می‌دهد و این بدان معنی است که قدرت بر انجام حسنه و سیئه بر اساس توحید افعالی از ناحیه خداوند است، اما وقتی انسان از آن قدرت الهی در مسیر غیرالهی سوءاستفاده می‌کند، تبدیل به سیئه می‌شود که ریشه آن به نفس انسان برمی‌گردد نه به خدای متعال.

همچنین خدای متعال در سوره شوری آیه 30 می‌فرماید: «ما اصابکم من مصیبةً، فبما کسبت ایدیکم» آنچه از مصیبت به شما می‌رسد، به دست خود شما انجام گرفته است.

مرحوم علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان، ج1، ص 158 روایتی را از قول امام رضا(ع) نقل می‌کند که بزنطی گفت: به حضرت رضا(ع) عرضه داشتم: بعضی از اصحاب ما قائل به جبرند و بعضی دیگر به استطاعت، شما چه می‌فرمایی؟ حضرت به من فرمود: بنویس! خدای متعال فرمود: ‌ای پسر آدم! آنچه تو برای خود می‌خواهی، و می‌پنداری، خواستت مستقل از خودت است، چنین نیست، بلکه به مشیت من می‌خواهی، و واجبات مرا با نیروی من انجام می‌دهی، و به وسیله نعمت من است که بر نافرمانی من نیرو یافته‌ای، این منم که تو را شنوا و بینا و نیرومند کردم. آنچه خیر و خوبی به تو می‌رسد از خداست. و آنچه مصیبت و بدی به تو می‌رسد از خود تو است، و این بدان جهت است که من به خوبی‌ها سزاوارتر هستم و تو به بدی‌ها سزاوارتر از من هستی، باز این بدان جهت است که من از آنچه می‌کنم بازخواست نمی‌شوم، و انسان‌ها بازخواست می‌شوند. ‌ای بزنطی با این بیان همه حرف‌ها را برایت گفتم، هرچه بخواهی می‌توانی از آن استفاده کنی.

بنابراین تمامی مصیبت‌ها، بلاها و حوادث ناگوار ریشه در نفس انسان و عملکرد او دارد. و به اعتبار شخصیت و شاکله افراد هر کدام احکام جداگانه‌ای دارد و برای اهداف خاصی صورت می‌گیرد. در روایتی امام علی(ع) می‌فرماید: همانا بلا و مصیبت برای ظالم ادب و تنبیه کردن، برای مؤمن امتحان و آزمایش، برای انبیا درجه و ارتقا و برای اولیای خدا کرامت است. (بحارالانوار، ج 64، ص 235)

طبق این حدیث سراسر حکمت بلا بر چهار گونه است:

1ـ بلاء و مصيبت به هدف مجازات و تأدیب ظالمین تا شاید از این راه متنبّه شده به راه راست بازگردند. «وَ لَنُذيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‌ دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ: به آنان از عذاب نزديك(عذاب اين دنيا) پيش از عذاب بزرگ(عذاب آخرت) مى‌چشانيم، باشد که بازگردند.» (السجدة:21) همچنین فرمود: « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‌: ظاهر شد فساد، در خشكى و دريا به خاطر كارهايى كه مردم انجام داده‌اند؛ تا [خداوند جزاى‌] برخى از آنچه كرده‌اند را به آنها بچشاند، باشد كه باز گردند.»(الروم:41)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS