دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار سوءظن

سوءظن و خصلت بدگمانی در انسان چه آثار زیانبار فردی و اجتماعی را به همراه دارد
آثار سوءظن
آثار سوءظن

سوءظن و خصلت بدگمانی در انسان چه آثار زیانبار فردی و اجتماعی را به همراه دارد

سوءظن یا خصلت بدگمانی یکی از شاخص‌های بیماری روحی انسان به حساب می‌آید همان گونه که حسن ظن یا گمان خوب داشتن نسبت به دیگران یکی از نشانه‌های ایمان و سلامت روح او تلقی می‌گردد. پیامبراعظم(ص) در این زمینه فرمود:

«گمان خود را نسبت به برادران دینی خوب کنید که بدین وسیله به صفا و طهارت طبع می‌رسید».

در اینجا به آثار زیانبار فردی و اجتماعی سوء ظن اشاره می‌کنیم تا بهتر معلوم شود این پدیده ضد ارزشی تا چه اندازه خطرناک بوده و چه مفاسدی را به دنبال دارد. باشد تا بیماری‌های خود را هرچه بیشتر مورد شناسایی قرار داده و هر چه زودتر درصدد بهبود و اصلاح آن برآییم.

الف)آثار زیانبار سوءظن

1- گوشه گیری: یکی از زیانهای فردی سوءظن این است که شخص بدگمان به دلیل عدم اعتماد به مردم همیشه در رنج و ناراحتی بسر می‌برد، و به گمان بد خود، دیگر کسی را نمی یابد که با او معاشرت کند. زیرا افراد بدبین به خاطر ترسی که از مردم دارند و آنان را مورد اعتماد خود نمی‌دانند، جز اینکه گوشه نشینی اختیار کرده و دور از اجتماع زندگی کنند، و به طور کلی روابط خود را با مردم قطع نمایند، چاره‌ای ندارند. چرا که از همه می‌ترسند. علی(ع) می‌فرماید: «من لم یحسن ظنه استوحش من کل احد»

کسی که بدبین است از همه وحشت دارد.[1]

2- غیبت قلبی: علمای اخلاق سوءظن را خود نوعی مصداق «غیبت قلبی» می‌دانند. به این معنی که اگر انسان در دل و ضمیر خود نسبت به برادر مسلمانش بدبین شد در دل از او غیبت کرده است که علمای اخلاق از آن تعبیر به «عقدالقلب» کرده‌اند و عقد قلب مقدمه غیبت زبانی، تهمت، سخن چینی و... خواهد شد.

3- تباه شدن عبادت

از مفاسد دیگر سوءظن این است که سبب فساد و تباهی عبادت انسان می‌شود. از این رو علی(ع) مردم را از عاقبت این بلایی که دامنگیر افراد می‌شود برحذر داشته و می‌فرماید:

ایاک ان تسیئی الظن فان سوءالظن یفسد العباده و یعظم الوزر.

از گمان بد دوری کنید زیرا بدگمانی (اثر) عبادت را از بین می‌برد و گناه (انسان) را بزرگ می‌سازد.[2]

و نیز آن حضرت فرمود: لاایمان مع سوءظن. ایمان با سوءظن جمع نمی شود.[3]

4- بدترین گناه و زشت ترین ظلم: علی(ع) در این زمینه می‌فرماید:

«سوءالظن بالمحسن شرالاثم و اقبح الظلم»

بدگمانی نسبت به انسان نیکوکار (و بی گناه) بدترین گناه و زشت ترین ستم است.[4]

دلیل این امر هم روشن است زیرا سوءظن از پلیدی نفس سرچشمه می‌گیرد و اگر کسی از طینت پاکی برخوردار باشد، با ظن و گمان آبروی کسی را نمی برد و براساس حدسیات و یا ظنیات حیثیت و شخصیت افراد را لکه دار نمی‌کند.

ب) تشدید تفرقه و اختلافات زیان اجتماعی سوء ظن

یکی از زیانبارترین آثار اجتماعی سوءظن این است که رشته الفت و مودت مردم را از بین می‌برد و میان آنان تفرقه، جدایی و بی اعتمادی به وجود می‌آورد. علی(ع) می‌فرماید:

«من غلب علیه سوءالظن لم یترک بینه و بین خلیل صلحا».

بر هر کس بدگمانی غلبه کند هرگونه صلح و صفایی بین او و دوستانش از بین می‌رود.[5]

در پایان ذکر این نکته ضروری است که از مجموعه آیات و روایات به وضوح استفاده می‌شود که سوءظن (در صورتی که به مرحله عقد قلب و ترتیب اثر عملی برسد) حرام است. برای اینکه گمان های بد به مرحله باور و عقد القلب نرسد دستور این است که به تصورات و خاطرات بدی که احیاناً در ذهن انسان خطور می‌کند اعتنا نکند. قرآن با اینکه تنها بعضی از ظنون را گناه می‌داند ولی می‌فرماید: اجتنبوا کثیرا من الظن... از بسیاری از ظنون اجتناب کنید مبادا گرفتار سوءظن حرام شوید. [6]

    پی نوشت:
  • [1]. فهرست موضوعی غرر، ص 227
  • [2].  فهرست موضوعی غرر، ص 227
  • [3]. همان، ص 228
  • [4]. همان، ص 227
  • [5]. همان، ص 228.
  • [6]. حجرات- 12.
    روزنامه کیهان، شماره 19771، 29/7/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS