دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار عجب

پرسش: عجب که یکی از رذایل اخلاقی به حساب می‌آید چه آثار و تبعاتی در حیات فردی و اجتماعی انسان دارد؟
آثار عجب
آثار عجب

پرسش: عجب که یکی از رذایل اخلاقی به حساب می‌آید چه آثار و تبعاتی در حیات فردی و اجتماعی انسان دارد؟

پاسخ: در بخش نخست پاسخ به این سوال به مسائلی همچون: مفهوم عجب، تفاوت عجب و تکبر و آثار عجب از منظر قرآن شامل عجب و خوشحالی نابجا و گمراهی آوردن عجب اشاره شد. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی می‌گیریم.

3- نادیده گرفتن حق: قرآن کریم در سوره غافر آیه 83 می‌فرماید: آنگاه که پیامبرانشان برای آنان پدیده های روشنگر آوردند از آن مقدار علمی که داشتند، شادمانی کردند و (تبعات) آنچه ریشخندش می‌کردند آنان را فرو گرفت.

مراد از «بما عندهم من العلم» آن چیزی است که دل های آنان و نفس آنان را به خاطر زینت های دنیا مشغول نموده و منظور تدبیری است که برای رسیدن به لذایذ و مطامع دنیا می‌کنند و قرآن این فن تدبیر دنیوی را علم خوانده و آگاهی آنان را تنها در این دانسته است. (المیزان، ج 17، ص 356)   

4- عذاب نتیجه آخرتی عجب: خداوند در سوره آل عمران آیه 188 می‌فرماید: هرگز کسانی را که به خاطر آنچه کرده اند شادمانی می‌کنند و دوست دارند برای آنچه نکرده اند ستوده شوند، رسته از عذاب نپندار و عذابی دردناک در پیش دارند...

بنابراین، عجب از رذایل اخلاقی بوده و زمینه ساز دور ماندن از خوبی‌ها و باقی ماندن بر بدی هاست. کسی که گرفتار عجب باشد به سبب غرور و خودپسندی، تکامل نخواهد داشت. قرآن خودپسندی را منشا دلبستگی های بی ارزش، گمراه کننده، گره زننده به علم باطل و در نهایت سبب عذاب دردناک معرفی می‌کند.

امام خمینی(ره) در کتاب شرح چهل حدیث، صفحه 61 می‌نویسد: عجب بنا به فرموده حکما (رضوان الله علیهم) عبارت است از بزرگ شمردن عمل صالح و کثیر شمردن آن و مسرور شدن و ابتهاج نمودن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن است.

آثار عجب از دیدگاه روایات:

علی(ع) در مذمت عجب و خودپسندی می‌فرماید: اوحش الوحشه العجب: وحشتناک ترین وحشت خودپسندی است. (نهج البلاغه، کلمات قصار، ح 83) همچنین آن حضرت در جای دیگر می‌فرماید: لاوحده اوحش من العجب: هیچ تنهایی وحشت آورتر از خودپسندی نیست.

امام رضا(ع) در روایتی چگونگی گرفتار شدن در عجب را اینگونه بیان می‌فرماید: علی بن سویه می‌گوید از حضرت ابی الحسن(ع) راجع به خودبینی و عجبی که عمل را فاسد می‌کند، پرسیدم، حضرت فرمود: خودبینی چند وجه دارد: بعضی از آن درجات این است که کردار زشت بنده به نظرش جلوه کند و آن را خوب پندارد و از آن خوشش آید و گمان کند کار خوبی می‌کند و بعضی از درجاتش این است که بنده به پروردگارش ایمان آورد و بر خدای عزوجل منت گذارد. در صورتی که خدا بر او منت گذاشته (که به ایمان هدایتش فرموده).

علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: سیئه تسوک خیر عندالله من حسنه تعجبک: آن بدی که تو را بد آید بهتر است از آن خوبی که تو را به عجب درآورد.

بنابراین عجب از این جهت مذموم است که انسان را از خود و اعمالش غافل می‌کند، در حالی که اولین قدم خودسازی، بیداری و رهایی از غفلت است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS