دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار فجور

پرسش: مفهوم فجور را توضیح داده و آثار آن را در روابط فردی و اجتماعی بیان کنید؟
آثار فجور
آثار فجور

پرسش: مفهوم فجور را توضیح داده و آثار آن را در روابط فردی و اجتماعی بیان کنید؟

پاسخ: فسق و فجور دو واژه‌ای است که به جهت قرابت معنایی در کنار هم بکار می‌روند. از آیات قرآن استفاده می‌شود که «فجور» بزرگترین بلای اخلاقی جامعه است. زیرا فجار براساس خواهش‌های نفسانی حرکت می‌کنند نه مطابق فرمان‌های الهی و دستورهای عقل. سرنوشت چنین جامعه یا افرادی جز هلاکت در دنیا و سخت‌ترین عذاب‌ها در آخرت نیست.

مفهوم فجور

«فاجر» که جمع آن «فجار» و «فجره» است، درلغت به معنای هرزه، عیاش، فاسد، خراب، زناکار، دروغ گو، بی حیا، بی شرم، وقیح و گستاخ آمده است. فجور که مصدر است به معنای «هرزگی، فسق، فساد، عیاشی، گناه و زندگی گناه آلود» می‌باشد.

(فرهنگ معاصر عربی- فارسی، ص297). «کلمه فسق» با «فجور» از نظر معنا به هم نزدیک اند. فسق به نظر می‌رسد بیشتر جهت مخالفت با خدا را بیان می‌کند و فجور گستردگی فساد و گناه فرد را می‌رساند. کتاب معجم الفروق اللغویه ص405 در فرق بین فسق و فجور آورده است: «ان الفسق هوالخروج من طاعه الله بکبیره» فسق خارج شدن از طاعت خدا به وسیله انجام گناهان کبیره است و فجور، پراکنده شدن درمعاصی و گستردگی درگناه می‌باشد. به انجام دهنده «صغیره، فاجره گفته می‌شود».

فجور از منظر قرآن

«فجار» در قرآن کریم در برابر ابرار (نیکان) به کار رفته است. این دو واژه در سوره هایی چون مطففین، دهر و انفطار درمقابل هم قرار داده شده اند، مانند آیه 81 سوره مطففین: «کلاان کتاب الابرار لفی علیین» و آیه 7 همان سوره: «کلا ان کتاب الفجار لفی سجین». قرآن درباره فجار، چهار نکته را بیان می‌کند:

1- تمایل طبیعی انسان به سمت فجور: از نظر قرآن، انسان به طور طبیعی دوست دارد آزاد باشد و «فجور» و کارهای مطابق خواست هوای نفسش را انجام دهد. «بل یریدالانسان لیفجر امامه »(قیامت-5) بلکه انسان می‌خواهد در مهلتی که درپیش دارد، فسق و فجور کند. البته داشتن میل و انگیزه در انسان تعجبی ندارد، زیرا انسان بودن، مستلزم داشتن فطرت سلیم است تا او را به پرهیز از گناه دعوت کند و هم غرایز طبیعی که او را به سوی خود بکشد: «فالهمها فجورها و تقویها» آنگاه نافرمانی و پرهیزکاری اش را در آن الهام کرد.

2- نابودی جامعه در اثر فجور: براساس آموزه‌های قرآنی، فرجام و سرنوشت جامعه گنهکار نابودی و کوتاه شدن عمر آن ملت است. حضرت نوح(ع) پس از چندسال تبلیغ، وقتی برایش ثابت می‌شود که قومش هدایت نخواهندشد و جز افراد فاجر و کافر تربیت نخواهندکرد، درخواست نابودی آنها را کرد. حضرت چنین استدلال می‌کرد که اگر اینان باقی بمانند صالحان را هم گمراه خواهندکرد. «انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجراً کفاراً.» (نوح-72)

3- جهنمی‌ها غیر از کفار و فجار نیستند: قرآن کریم دراین رابطه می‌فرماید: «وجوه یومئذ علیها غبره¤ ترهقها قتره¤ اولئک هم الکفره والفجره » درچنین روز بر چهره هایی غبار تیرگی باشد. تیرگی آنان را فرو گیرد. اینان همان کافرکیشان نافرمانند. (عبس- 04 و 14)

4- جایگاه خاص فجار در جهنم: قرآن کریم دراین زمینه می‌فرماید: «کلاان کتاب الفجار لفی سجین» چنین نیست، بی گمان کارنامه نافرمانان در سجین است. (مطففین-7)

گرچه همه دوزخیان در رنج و عذابند، شدت یا جایگاه عذاب برای بعضی از گناهان دشوارتر است. درتفسیر پرتوی از قرآن، ج1، ص142 آمده است: «سجین به قرینه وزن، مبالغه و تقابل با علیین به معنای زندان بس سخت می‌باشد که گویا سختی و تنگی آن افزوده می‌شود. سجین زندان و محیط عذاب و رنج است که اندیشه و عمل تبهکاران درباره و در شان یا درمحیط یا در جهت سجین است».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS