دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آراستگي به ادب

No image
آراستگي به ادب

يکي از عوامل مؤثر در تربيت و رشد اخلاقي آدمي، پايبندي به ارزش‌هاي اخلاقي در گفتار و رفتار است. در حقيقت، ارزش‌هاي اخلاقي نشان دهنده شخصيت آدمي است و نقش اخلاق در ايجاد زندگي سالم در ساحت فردي و اجتماعي، امري حتمي است. رعايت ارزش‌هاي اخلاقي براي جوان، دستور ائمه معصومين عليهم السلام است. حضرت علي (ع) در رهنمودي گران‌بها به جوانان مي‌فرمايد: يا مَعْشَرَ الفِتْيانِ حَصِّنُوا اعْراضَکُمْ بالْاَدَبِ.‌ اي جوانان! شخصيت و آبروي خود را به وسيله ادب حفظ کنيد. سعادت و خوشبختي جوان، در سايه دوري از رذيلت‌ها و کسب فضيلت‌هاي انساني به دست مي‌آيد. دوري از پستي‌ها و زشتي‌ها، فطرت او را پاک مي‌دارد. جوانان از دوران کودکي گذر کرده و در سن استدلال و انديشه پا گذاشته‌اند. از اين رو، به خوبي مي‌توانند با انديشه پاک و با بهره‌گيري از زلال فطرت و در سايه آموزه‌هاي قرآن و سنت، بسياري از ارزش‌ها را شناسايي و خود را از پندار ناصواب برهانند. آموزش آداب، از ضرورت‌هاي زندگي انسان مؤمن و تعالي خواه است. پس از شناخت آداب نيکو، بايد خود را به زيور آن آراست. امام صادق (ع) در سفارشي نيکو و زيبا مي‌فرمايد: اِنْ اُجِّلْتَ في عُمُرِکَ يَوْمَيْنِ فَاجْعَلْ اَحَدَهُما لِاَدَبِکَ لِتَسْتَعينَ بِهِ عَلي يَوْمِ مَوْتکَ. اگر در زندگي دو روز مهلت داده شدي، يک روز را براي آموزش «ادب» قرار ده تا در روز مرگ از آن ياري بگيري. در تمام جوامع بشري متانت و وقار، فضيلت به شمار مي‌آيد و اين ويژگي براي جوانان، يک زيبايي معنوي و نشانه رشد عقلي و شخصيتي است. پيامبر رحمت چه خوب آراستگي به متانت را ستوده و فرموده است: خَيْرُ شَبابِکُمْ مَنْ تَشَبَّهُ بِکُهُولِکُمِ و شَرُّ کُهوُلِکم مَنْ تَشَبَّهَ بِشَبابِکُم. بهترين جوانانتان کساني هستند که خود را مانند کهنسالان، باوقار قرار مي‌دهند و بدترين پيرانتان کساني هستند که خود را شبيه جوانان مي‌کنند. تلاش براي تأمين نيازهاي روحي و معنوي و نيازهاي جسماني، از سفارش‌هاي آموزه‌هاي اسلام است. براي نمونه، در اين سخن صادق آل محمد عليهم السلام، به هر دو محور اشاره شده است: اِقْصِرْ نَفْسَکَ عَمّا يَضُرُّها مِنْ قَبْلِ اَنْ تُفارِقَکَ واسْعَ في فَکاکِها کَما تَسْعي في طَلَبِ مَعيشَتِکَ فَإِنَّ نَفْسَکَ رَهينَهٌ بَعَمَلِکَ. روح و جانت را از آنچه برايش زيان آور است، دور کن، پيش از اينکه جانت از تو جدا شود و مرگت فرا رسد در آزادي جانت بکوش، همچنان که در طلب معاش خود مي‌کوشي، که نفس تو به يقين در گرو کارهاي توست. در دوران جواني در هر دو زمينه بايد کوشيد، ولي هيچ گاه نبايد اولويت‌ها را از نظر دور داشت؛ زيرا تلاش در امور غيرضروري آدمي را از راه تکامل و بالندگي باز مي‌دارند. از آن جا که فرصت جواني محدود است، بايد با برنامه‌ريزي و آينده‌نگري، اين فرصت طلايي را براي به دست آوردن موقعيت‌ها و موفقيت‌هاي ضروري و ارزشمند صرف کرد. امام علي (ع) مي‌فرمايد: مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِمالا يَجِبُ ضَيَّعَ مِنْ اَمْرِه مايَجِبُ. کسي که خود را به امور غيرضروري سرگرم کند، امور ضروري را از دست مي‌دهد. جواني که از فرصت گرانمايه و بي‌بديل دوران جواني آگاه است، فرصت‌سوزي نمي‌کند و بيش از هر چيزي به اصلاح و پاکسازي نفس خود مي‌پردازد و در اين امر کوتاهي نمي‌کند که اين امر، پايه و اساس زندگي و عامل حفظ ارزش‌هاي انساني و دوري از پليدي‌هاست. تلاش در اين زمينه، را ائمه دين بسيار تأکيد مي‌کنند، چنان که اسوه پاکان حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: لاتَتْرُکِ الاجْتِهادَ في إِصْلاحِ نَفْسِکَ فَإِنَّهُ لايُعينُکَ عَلَيْها إلاّ الجدُّ. کوشش و تلاش در اصلاح درون و خودسازي را رها نکن، زيرا جز تلاش و سختگيري چيزي تو را در برابر نفست ياري نمي‌کند. اين خود جوان است که بايد با تلاش فردي در ساختن بناي شخصيت خود بر اساس آموزه‌هاي ديني گام بردارد. بنابراين، نقش پويا و مؤثر وي در اصلاح نفس بسيار ضروري است.

با يکديگر مدارا کنيم

تلاش براى داشتن يك زندگى دور از تنش و پرخاش و مشكلات رفتارى، موجب آسايش روح و سلامت خانواده است. همه‌ افراد، در خصلت‌هاى اخلاقى و شيوه‌ رفتار، يكسان نيستند. اين تفاوت در برخى موارد بروز مى‌كند و مايه‌ اختلاف مى‌شود، اختلافى كه البته قابل اجتناب است، آن هم با شيوه‌ «مدارا و سازگارى» در اخلاق و برخورد. بعضي‌ها با ديگران، چه در محيط خانه و محل كار، يا در محله و منطقه‌ سكونت، «ناسازگارند». ناسازگارى با ديگران نشانه‌ نوعى غرور و خودخواهى و خودبرتر‌بينى نسبت به مردم است و نتيجه‌ آن هم تنها ماندن و انزواست. از سوى ديگر، بى‌طاقتى در مقابل حالات و رفتار دشوار و ناهنجار ديگران نيز، ريشه در كم‌ظرفيتى دارد و به تشديد اين تعارض و ناسازگارى مى‌انجامد. اگر در دستورهاى دينى ما به «حسن خلق»، تأكيد شده است، يكى از مصداق‌هاى بارز آن «مدارا» است. «مدارا» يك تكليف اخلاقى در اسلام است. از رسول خدا (ص) روايت است: «امرنى ربى بمداراه الناس كما امرنى باداء الفرائض»؛ همان گونه كه پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است، به مدارا با مردم دستور داده است. در حديث ديگرى چنين آمده است كه جبرئيل، به محضر رسول خدا (ص) آمد و از سوى خدا چنين پيام آورد كه: «اى محمد! پروردگارت سلام مى‌رساند و به تو مى‌گويد: با بندگان من مدارا كن.» نيز در حديث است از پيامبر اكرم (ص) كه فرمود: نيمى از ايمان، مداراى با مردم است و نيمى از زندگى، رفق و ملاطفت با آنان است. آنان كه خواستار يك زندگى دلنشين و پسنديده باشند، در سايه‌ همزيستى مسالمت‌آميز و نرمش با ديگران و رفتار شايسته، بهتر به اين خواسته مى‌رسند، تا در سايه‌ خشونت و برخورد ناسازگارانه و بهانه‌جويانه و عيب گيرانه و خودپسندانه! سعه‌ صدر و ظرفيت براى تحمل ديگران، لازمه‌ دست يافتن به يك زندگى خوب است. در مواردى كه اختلاف سليقه و ديدگاه، يا تفاوت در مشى و رفتار و روش وجود دارد، باز هم با وسعت نظر و «مدارا» مى‌توان مانع بروز مشكلات شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS