دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آراستگی از نظر اسلام

به درستی که خداوند زیبا است و زیبایی را دوست می دارد.
آراستگی از نظر اسلام
آراستگی از نظر اسلام

آراستگی از نظر اسلام

قال الصادقُ(ع) عن علیٍّ(ع): «إنَّ اللهَ جَمِیلٌ، یُحِبُّ الجَمَالَ» (کافی، ج6، ص438، باب التجمّل)

در مورد استفاده از انواع زینت‌ها، اسلام مانند تمام موارد، حد اعتدال را انتخاب کرده است؛ نه مانند بعضی که خیال می‌کنند که استفاده از زینت‌ها و تجمّلات هرچند به‌صورت اعتدال، مخالف زهد و پارسایی است و نه مانند تجمّل‌پرستانی که غرق در زینت و تجمّل می‌شوند و تن به هرگونه عمل نادرستی برای رسیدن به این هدف نامقدس می‌دهند. اگر ساختمان روح و جسم انسان را در نظر بگیریم، می‌بینیم که تعلیمات اسلام در این زمینه درست هماهنگ ویژگی‌های روح و ساختمان جسم او است؛ در اسلام استفاده از زیبایی‌های طبیعت، لباس‌های زیبا و متناسب، به‌کار بردن انواع عطرها و ...، نه تنها ردّ نشده، بلکه به آن  سفارش و توصیه نیز شده است.[1] البته انسان باید در استفاده از زینت‌ها، انگیزه‌ای جز جلب رضایت خداوند و رعایت آداب و موازین اخلاقی نداشته باشد. اسلام در بعضی از موارد، توصیه و تأکید دارد که مؤمن از زینت‌ها به‌طرز ویژه استفاده کند و در این صورت است که مؤمن با چنین انگیزه‌ای اگر با استفاده از زینت‌ها به آرایش خود بپردازد و به سر و وضع خود برسد، کار او دارای ارزش مثبت است و عبادت شمرده می‌شود. مثلاً اسلام  به اجتماعات مؤمنین اهمّیت زیادی داده است و به‌منظور انس گرفتن مؤمنین باهم دستورات زیادی دارد و از آنجاکه ظاهر مطلوب، آراستگی و پاکیزگی ظاهری موجب انس افراد می‌شود، به‌ویژه بر زینت و آراستگی مؤمنین برای یکدیگر اهتمام می‌ورزد؛ تا از این رهگذر، رغبت آنان را برای معاشرت باهم افزایش دهد. کسی که دارای وضع آشفته و ژولیده‌ای است، دیگران علاقه‌ای ندارند که با او معاشرت کنند و با او انس بگیرند؛ اگر مؤمنین، این‌گونه به ظاهر خود بی‌اعتنا باشند، این وضع آشفته، خود، کم‌کم موجب پراکندگی آنها از یکدیگر خواهد شد. بنابراین با هدفی که اسلام در انس و ألفت مؤمنین با یکدیگر دارد، سازشی ندارد. از اینجا است که از نظر اسلام زینت کردن مؤمنین به هنگام شرکت در اجتماعات، مطلوب و دارای ارزش اخلاقی مثبت است.[2]

در سیره پیامبر اسلام (ص) وارد شده که وقتی کسی به ملاقات ایشان می‌آمد، ایشان، سر و وضع خود را مرتب می‌کرد و با ظاهری آراسته و زیبا با آن شخص دیدار می‌کرد. امام صادق(ع) روایتی را از امام باقر(ع) نقل می‌کند که:

«وَقَفَ رَجُلٌ عَلَى بَابِ النَّبِیِّ(ص) یَسْتَأْذِنُ عَلَیْهِ قَالَ: فَخَرَجَ النَّبِیُّ فَوَجَدَ فِی حُجْرَتِهِ رَکْوَةً فِیهَا مَاءٌ فَوَقَفَ یُسَوِّی‌ لِحْیَتَهُ وَ یَنْظُرُ إِلَیْهَا فَلَمَّا رَجَعَ دَاخِلاً قَالَتْ لَهُ عَائِشَةُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! أَنْتَ سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَقَفْتَ عَلَى الرَّکْوَةِ تُسَوِّی لِحْیَتَکَ وَ رَأْسَکَ قَالَ: یَا عَائِشَةُ! إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا خَرَجَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ إِلَى أَخِیهِ أَنْ یَتَهَیَّأَ لَهُ وَ أَنْ یَتَجَمَّل»‌[3]

روزی شخصی به در خانه پیامبر(ص) آمد و می‌خواست پیامبر(ص) را ملاقات کند پیامبر(ص) بیرون آمد و در داخل اتاق، ظرف آبی را دید، پس در مقابل آن ظرف آب ایستاد، در ظرف آب نگاه کرد و محاسن خود را مرتّب کرد، زمانی‌که پیامبر به خانه برگشت، عایشه به پیامبر عرض کرد: یا رسول الله! شما سرور فرزندان آدم و فرستاده پروردگار عالم هستید؛ در مقابل ظرف آب می‌ایستید و موی سر و صورت خود را مرتب می‌کنید؟ پیامبر(ص) در جواب عایشه فرمودند: خداوند دوست می‌دارد وقتی بنده مؤمنش به‌سوی برادرش می‌رود خود را برای او آماده و مرتّب کند و خود را آراسته و زیبا سازد.

    پی نوشت:
  • [1]. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ هفدهم، 1374، ج6، ص150.
  • [2]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ 1380، سوم، ج2، ص299.
  • [3]. طبرسی، رضی‌الدین حسن‌بن‌فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، 1412هق، ص96.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS