دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آراستگی ظاهر

خداوند با جمال است و زیبایی را دوست دارد و من به‌خاطر پروردگارم آراسته می‌شوم. (بحار‌الانوار، ج83، ص175)
آراستگی ظاهر
آراستگی ظاهر

آراستگی ظاهر

امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: انَّ اللَّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّی

طبیعت آدمی به زیبایی تمایل دارد و از پلیدی و رجس به‌دور است. انسان که فطرتش با خوبی‌ها مزین شده است، زیبایی ظاهر را مصداقی از این خوبی‌ها می‌داند و دین اسلام که در تمامی جهات به اوج معنویت انسان می‌اندیشد، جنبه مادی و ظاهری او را نیز رها نکرده و آن‌را به‌سان پلی به‌سمت زیبایی باطن می‌انگارد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَۀَ اللَّهِ الَّتى‌ اخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ...»[1]

بگو چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزی‌هاى پاکیزه را حرام کرده است؟

علاوه‌بر تأکید به پیرایش باطن در اعمال و اقوال معصومین، آراستگی ظاهر نیز موج می‌زند‌، در موارد بسیاری به‌ما رسیده است که آخرین پیام‌آور وحی، لباس پاکیزه به تن می‌کرد، بوی خوش استعمال می‌نمود و موها را شانه می‌کرد. ایشان در عبارتی گهربار فرمودند:

«انَّ اللَّهَ یُحِبُّ اذا انْعَمَ عَلى‌ عَبْدٍ انْ یَرى‌ اثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَیْهِ»[2]

همانا خداوند -وقتى نعمتى به بنده‌اى داد- دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببیند.

بعد از ایشان ائمه معصومین این خصلت زیبا را به ارث برده و به آن، اهتمام داشتند. در بیان حضرت صادق(ع) آمده است که:

«انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ الْجَمالَ وَالتَّجَمُّلَ وَ یُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَالتَّباؤُسَ»[3]

همانا خداوند، زیبایى و آراستگى را مى‌پسندد و از فقر و فقرنمایى بدش مى‌آید.

البته باید آراستگی، علاوه‌بر جلوه نمودن در امور شخصی، در زندگی اجتماعی نیز جلوه نماید که این امر، موجب آرامش معنوی در بین همه مردم خواهد شد. کسانی‌که در عمل به آراستگی شهر خود اهمیت نمی‌دهند، در اعتقاد قائل به رعایت آن هستند، پس بهتر این‌که اعتقاد و عمل، هردو در موازات یکدیگر به زندگی انسان طراوت بخشد.

بیان شاخص

از آنجایی‌که عرف شخصی و اجتماعی مردم در بین ملل و ادیان متفاوت است، نمی‌توان معیار یکسان برای همه آنها ارائه داد؛ اما حضرت امیر(ع) در کلام نورانی خویش شاخصه‌ای را معرفی می‌نماید که براساس آن می‌توان میزان دوری و نزدیکی خویش به اهل بیت را در آن سنجید. ایشان بهترین الگوى تجمّل را چنین معرفى مى‌کند:

«انَّ احْسَنَ الزِّىِّ ما خَلَطَکَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَکَ بَیْنَهمْ وَ کَفَّ الْسِنَتَهُمْ عَنْکَ»[4]

همانا نیکوترین شکل زندگى آن است که شما را به مردم نزدیک کند و در میان آنان جمالتان بخشد و زبان آنان را نیز از [گفتگو درباره‌] شما بازدارد.

در این قول، امام سه شاخص برای زندگی آراسته، اما معتدل بیان می‌کنند.

1. زندگی آدمی در این عالم، باید به‌گونه‌ای باشد که فرد را هرچه بیشتر به مردم نزدیک کند، نه این‌که هر روز وی را از طبقه معمول مردم دور و به‌عبارتی وی را تافته‌ی جدا بافته نماید.

2. وضعیت ظاهری فرد و زندگی اجتماعی او خوش‌نما باشد.

3. نباید این آراستگی رو به افراط رود و او را انگشت‌نمای خلق نماید و به اصطلاح، به روی زبان‌ها افتد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS