دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آرزوهای طولانی

آنچه ذیلاعنوان می‌شود گوشه‌ای از وصایای مولای متقیان حضرت علی (ع) به فرزند خود امام حسن مجتبی (ع) است:
آرزوهای طولانی
آرزوهای طولانی

نویسنده: رضا جاودان

آنچه ذیلاعنوان می‌شود گوشه‌ای از وصایای مولای متقیان حضرت علی (ع) به فرزند خود امام حسن مجتبی (ع) است:

«ایاک و الاتکال علی المنی فانها بضائع النکوی و مطل عن الآخره و الدنیا؛

از تکیه نمودن برآرزوها بپرهیزید که همانا سرمایه احمقان است و مانع خیر آخرت و دنیا می‌باشد».

حضرت در این سفارش ما را از آرزوهای طولانی بر حذر می‌دارند. نظیر این سخن در روایات متعددی وارد شده است؛ به عنوان نمونه حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:

«انما اخاف علیکم اثنتان اتباع الهوی و طول الامل؛

من بیش از هر چیزی برای شما از دو چیز هراس دارم: یکی پیروی از هوای نفس و دیگری آرزوهای طولانی». یعنی حضرت علی (ع) دو خطر را برای مردم تهدیدکننده تر از هر چیز دیگر تشخیص می‌دهند: یکی به دنبال خواهش دل و تمنای نفس رفتن و از خواسته دل پیروی کردن و دیگری آرزوی دراز داشتن. پس آرزوی دراز داشتن نه تنها یک خطر عادی بلکه خطری تهدید کننده و جدی است. از همین رو حضرت به فرزندشان سفارش می‌کنند: «ایاک و الاتکال علی المنی؛ زنهار که بر آرزوها اعتماد کنی».

روانشناسان با اصرار و پافشاری فراوان ما را به امیدوار بودن و آرزوهای بلند داشتن و اهداف بلند در سرپروراندن، سفارش می‌کنند و آن را نشانه زندگی ایده‌آل و سلامت روان می‌شمارند. حال این سفارش حضرت چگونه با مباحث مطرح شده در روانشناسی و بهداشت روان، تعادل و توازن پیدا می‌کنند؟

برای اینکه بحث به طور کامل روشن شود باید به چند مطلب توجه کنیم:

ابتدا باید بدانیم که منظور از آرزو داشتن این است که آدمی مطلوبی داشته باشد که هنوز به آن نرسیده است و چیزی را دوست می‌دارد که در آینده تحقق پیدا می‌کند. آرزو و خواهش امر مطلوب و پسندیده‌ای است که در دسترس نیست و ساده و راحت هم به دست نمی‌آید؛ بلکه باید برای تحصیل آن زحمت کشید و مقدماتی را فراهم کرد و برنامه‌ریزی نمود. این مفهوم آرزو است اما متعلق آرزو چیست؟ اشیاء و امور مختلفی اعم از دنیوی و اخروی می‌توانند متعلق آرزو باشند؛ از یک امر دنیوی محض که فقط برای لذت بردن آن را آرزو می‌کنند تا یک مطلوب اخروی محض می‌تواند متعلق آرزو باشد. اگر آرزو مربوط به دنیا و بهره‌مند شدن از لذایذ مادی باشد، خود دو حالت پیدا می‌کند: گاه آرزوی چیز حرامی را در سر دارد، مثلاآرزو دارد به مال، ثروت و مقامی برسد که شرعاً برایش جایز نیست؛ حکم این قسم کاملا روشن است. حالت دوم آن است که چیزی را آرزو نماید که از نظر شرعی اشکال ندارد؛ مثلاً آرزو دارد که از راه حلال و مشروع به منزل وسیع، ماشین آخرین مدل، ثروت انبوه و … برسد. واضح است که چنین مطلوبی فی حد نفسه حرام نیست، اما آنچه ملاک قضاوت می‌باشد، آن است که به دنبال این آرزوها تا چه اندازه نیرو، زحمت، تلاش و فعالیت فردی و اجتماعی هزینه می‌شود؟ به یقین چنین آرزوهای بلند مادی که صرفاً برای لذت دنیوی است که تمام فکر و همت فرد را مصروف خود می‌گرداند، از نظر اخلاق اسلامی نه تنها ممدوح نیست بلکه مذموم می‌باشد. کسانی که به دنبال این آرزوهای دراز می‌روند خواه و ناخواه از وظایف اسلامی و تحصیل کمالات اخلاقی باز می‌مانند؛ چرا که باید سالها زحمت بکشند تا به آن برسند.

اما اگر همین پول و مقام را برای اهداف اخروی بخواهد، مثلا بخواهد به قصد خدمت به مردم و اصلاح جامعه و تبلیغ اسلام به یک مقام بلند دنیوی برسد در این صورت هر مقدار که نیرو صرف کند، ارزش دارد. به سخن دیگر به همان میزان که هدف او ارزنده و نیتش از شائبه های دنیاپرستانه دور است، ارزش دارد که برای آن تلاش کند. اگر برای انجام وظیفه می‌خواهد به چنین مقامی برسد نه تنها عیبی ندارد بلکه بسیار ممدوح و پسندیده می‌باشد.

باید توجه داشت که طلب دنیایی که در مسیر آخرت باشد چند شرط دارد: شرط اول آن است که امکان حصول آن آرزو را بررسی کند و ببیند آیا آنچه آرزوی آن را دارد و می‌خواهد به آن برسد با شرایط موجود و امکانات فعلی قابل دستیابی هست یا نه؟ چقدر احتمال دارد که به این هدف و آرزو برسد؟ باید احتمال رسیدن به آن بسیار قوی باشد. شرط دیگر آن است که حساب کنیم چه اندازه این آرزو ارزش دارد، یعنی اگر به این آرزو و هدف رسید چه اندازه می‌تواند از این هدف به نفع آخرت و به نفع خدمت به اسلام و جامعه اسلامی استفاده کند؟ با شناختی که از خود و از شرایط اجتماعی دارد چه اندازه خواهد توانست از این آرزو برای خدمت به اسلام استفاده کند؟ به یقین باید میزان احتمال و محتمل هر دو بالاباشند تا تلاش برای تحصیل آن آرزو نابخردانه تلقی نگردد و مذموم شمرده نشود.

    پند جاوید، آیت الله مصباح یزدی، ج2، صص91-86 (با تغییر و تلخیص)

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS