دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آرزوهای نیک بکاریم

No image
آرزوهای نیک بکاریم

هر انسانی با مراجعه به فهم و عقل خود می‌تواند این حقیقت را درک کند که « امید و آرزو داشتن» از جمله مهمترین عواملی است که می‌تواند نقش مهمی را در حرکت دادن چرخ پیشرفت زندگانی ایفا کند. درست است که منشأ آمال و آرزوها، از ضعف و ناتوانی خود انسانها سرچشمه می‌گیرد، که در اثر نرسیدن به امور مورد علاقه خود، آن علاقه شان به صورت آرزو در می‌آید، اما خیلی از مواقع هم این آرزوها و تمنیات، از روح سالم و بلند اشخاص سرچشمه می‌گیرد، که در واقع با امید به آینده، استارت حرکت و تلاش و عامل سعادت و خوشبختی خود را رقم می‌زند.سوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود این‌ است که؛ نگاه اسلام و روایات اسلامی به آرزو کردن و أمل چیست؟مقدمتا باید بگوییم: آرزوها و آمال، می‌تواند به دو صورت انجام شوند:یکی آرزوهای کاذب و منحرفی که هیچ گاه شخص به آنها دست نمی یابد؛ که در واقع غفلت و بدبختی اشخاص را به همراه دارند. آرزوهایی همچون عمر جاودان و مال و ثروت کذایی داشتن و ...و دیگری، آرزوهای سالم و صادق که سعادت و خوشبختی شخص را به همراه دارد؛ همچون داشتن علم و تقوا و...با حفظ این مقدمه باید گفته شود که در دین مبین اسلام، به هر دو دسته از این آرزوها اشاره شده است.اول: دسته ای که در روایات و متون اسلامی، از آنها به، طول أمل و آرزوهای طولانی تعبیر شده است و این عمل ، خطرناک ترین آفت برای انسان شمرده شده است، زیرا این نوع از آرزوها، علاوه بر اینکه دست نیافتنی هستند، با زیبا جلوه دادن ظاهر خود، موجب فریب خوردن انسان ها می‌شوند، که نتیجه ای جز افسوس و حسرت را به دنبال نخواهند داشت.امام علی (ع) می‌فرمودند: « أَیُّهَا النَّاسُ... إِنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی‌ الْقَلْبَ‌ وَ یُكَذِّبُ الْوَعْدَ وَ یُكْثِرُ الْغَفْلَهَ وَ یُورِثُ الْحَسْرَهَ ...[1] ای مردم، بدانید آرزو ، دل را دچار فراموشی می‌کند و وعده را دروغ می‌نمایاند و غفلت را زیاد می‌كند و موجب حسرت مى‌ شود.»خدای سبحان در آیات نورانی قرآن کریم، کافران را به خاطراینکه در اثر آرزوهای کذایی، دچار غفلت و فراموشی حق شده بودند، مورد مذمت و نکوهش قرار داده است. آیاتى از قرآن به طور صریح یا اشاره وار، مومنان را از برخى آرزوها بازداشته است. ‌از ظاهر این آیات استفاده می‌شود که آرزوهایی همچون داشتن ثروت زیاد واموری که باعث غفلت از یاد خدا و قساوت قلب و ارتکاب معصیت شود، نکوهیده و مورد مذمت است.در آیه 32 سوره نساء مومنان از آرزو كردن چیزى كه برخى بندگان به آن برترى یافته‌اند، نهى شده‌اند: « وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ ... : و زنهار، آنچه را خداوند به [سببِ‌] آن، بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مكنید.... »در روایاتى كه سبب نزول این آیه را بیان كرده‌اند، مواردى از آرزوهاى ناروا بیان شده است. بنا به نقل مجاهد، اُمّ‌سلمه به پیامبر(ص)گفت: اى رسول‌ خدا! مردان به جهاد مى‌روند؛ ولى زنان نمى‌روند و ما نصف مردان ارث مى‌بریم. كاش ما نیز مرد بودیم؛ به جهاد مى‌رفتیم و به دیگر فضایل مردان نائل مى‌شدیم. در پى این سخنان، آیه پیشین نازل شد و مومنان را از چنین آرزوهایى بازداشت. « رُّبَمَا یَوَدُّ الَّذِینَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِینَ ، ذَرْهُمْ یَأْكُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (حجر2و3) : چه بسا كسانى كه كافر شدند آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند، بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو [ها] سرگرمشان كند، پس به زودى خواهند دانست. .»همچنین در سوره مبارکه قصص، می‌فرماید: وقتی که قارون با تمام جاه و جلال و زیورآلات خود، خارج شد، عده‌ای آرزو کردند که ای کاش ما هم بهر ه ای از این اموال می‌داشتیم. ولی همین عده بعد از اینکه عذاب قارون را دیدند، گفتند: روزی بندگان به دست خداوند است، لذا از آرزو هایی که کرده بودند، سخت پشیمان شدند.«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (قصص 79): پس [قارون‌] با كوكبه خود بر قومش نمایان شد كسانى كه خواستار زندگى دنیا بودند گفتند: «اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم‌] داده مى‌شد واقعاً او بهره بزرگى [از ثروت‌] دارد.» ‌از ظاهر این آیات استفاده می‌شود که، آرزو هایی هم چون داشتن ثروت زیاد، واموری که باعث غفلت از یاد خدا و قساوت قلب و ارتکاب معصیت شود، نکوهیده و مورد مذمت است.دوم: امید وآرزو های خیر و سالم است که موجب سعادت و خوشبختی انسان می‌شود که در حدیث نبوی، رسول خدا (ص)، آرزو و أمل را، رحمتی برای امت خود دانسته اند : « الْأَمَلُ‌ رَحْمَهٌ لِأُمَّتِی‌ وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَهٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً.(2): امید و آرزو، برای امت من رحمت است و اگر امید و آرزو نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‌داد و هیچ باغبانی نهالی نمی‌ كاشت. قطعا مراد رسول گرامی اسلام از این آرزو، آرزوهای طولانی ومنحرف نبوده است. براساس آیات 118 و 119 سوره نساء شیطان تأكید كرده است كه گروهى از مردم را گمراه، و‌در دل آنان آرزو ایجاد مى‌كند: «...و قَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا ، وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ...» عمده‌ترین كار شیطان ایجاد آرزو در دل [التفسیر الكبیر، ج‌11، ص‌50] و مشغول كردن آنها به آرزو است. از پیام‌هاى روشن آیه این است كه انسان پس از گمراهى، زمینه بیشترى براى ابتلا به آرزوها دارد و آرزو، ابزارى شیطانى براى دورنگه‌داشتن انسان از خداوند و نافرمانى از او است؛ ازاین‌رو ابتلا به آرزوها مى‌تواند نشانه سلطه شیطان بر انسان باشد.[راهنما، ج‌4، ص‌56‌]. براساس آیه بعد، شیطان به عده‌اى وعده مى‌دهد و آنها را به آرزو وامى‌دارد. قرآن کریم می‌فرماید: برای انسان جز به مقداری که سعی کرده و عمل‌ نشان داده نیست. اساس سعادت بشر در دنیا و آخرت عمل و سعی و کوشش است. جهان، جهان حرکت و تکاپو و فعالیت است، یک قطره و یک ذره‌ بیکار نیست. ابر و باد و مه و خورشید و فلک و همه چیز در کار و گردش و فعالیت‌اند، هر کدام در راه خود و مدار خود در حرکتند، انسان‌ هم مثل همه موجودات دیگر مداری و خط سیری دارد و اگر بخواهد به سعادت‌ نائل شود باید مدار خود را طی کند. معمولا افرادی که از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافی پیدا نکرده‌اند کمتر به تخیل و به هم بافتن آرزوهای دور و دراز و نامعقول‌ می‌پردازند، همیشه عملی فکر می‌کنند و عملی آرزو می‌کنند .به عبارتی آرزوهای آنها در جهت همان مداری است که در زندگی دارند، روی بال و پر خیال‌ نمی‌نشینند و آرزوی امور ناشدنی را نمی‌کنند، ولی افراد ضعیف که مبتلا به‌ بیماری روانی هستند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده‌ای موجود نیست، بیشتر بر مرکب سریع السیر خیال سوار می‌شوند و با خیالات خود را سرگرم می‌سازند و کمتر به عمل و فعالیت توجه می‌کنند و به اصطلاح دینی مبتلا به‌ طول امل می‌شوند و آرزوهای نامعقول می‌کنند، همان طوری که افراد ضعیف یک‌ خاصیت دیگر هم دارند و آن اینکه زیاد آه و ناله می‌کشند، در فکر چاره و اصلاح کار خود نیستند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS