دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادی عقیده

No image
آزادی عقیده

آزادي عقيده، آزادي مذهب، آزادي فكر و و جدان

نویسنده : محمد ابراهيمي

واژه «عقیده»[1] و «حق آزادی عقیده»[2] در کنار حق آزادی مذهب در بیشتر اسناد بیان شده است، اما این اصطلاح نظیر آزادی مذهب مورد تعریف قرار نگرفته است. بطور کلی عقیده و اعتقاد مفهومی گسترده تر از واژه مذهب دارد. این واژه بیشتر به جهت جلوگیری از اختلافهای سیاسی بین کشورهای غربی و کشورهای کمونیست بعد از واژه مذهب در اسناد مربوطه به ویژه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966) و اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) گنجانده شده است.

هدف این واژه‌ها این است که هر دو دیدگاه معتقدان به خدا و منکران خدا و سایر رویکردهای موجود که الگوهای مذهبی و مذهب را به رسمیت نمی‌شناسند، بطور یکسان و برابر مورد حمایت قرار دهد.[3]

بنابراین واژه مذهب که در این اسناد آمده است را باید در ارتباط با واژه مذهب و بطور مضیق مورد تفسیر قرار داد که اشاره به عقاید سیاسی، اقتصادی، علوم تجربی یا دیگر عقاید ندارد بلکه این واژه بیان شده است تا از حق اظهار عقاید غیر مذهبی یا منکران خدا حمایت کند.[4]

از این روی همانگونه که هر کس حق داشتن مذهب یا اظهار آن را دارد و هیچ کس نباید این حق او را مورد تعرض قرار دهد، بطور یکسان هر کس حق دارد هیچ مذهبی نداشته باشد یا عقایدی مغایر با مذهب دیگران را داشته باشد و این دو حق بطور یکسان توسط اسناد حقوق بشری تضمین شده‌اند.

تقریباً در تمامی اسنادی که به حق آزادی مذهب تصریح نموده‌اند در کنار آن حق آزادی عقیده نیز بطور عطف تضمین شده است. به عنوان نمونه در اسناد بین المللی نظیر ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)[5]، ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)[6]سازمان بین المللی کار در ارتباط با تبعیض در استخدام و شغل[7]، قسمت (a) بند 1 ماده 1 کنوانسیون شماره 111 بر اساس مذهب یا عقیده (1981)[8] و....حق آزادی عقیده و ممنوعیت تبعیض بر اساس عقیده به رسمیت شناخته شده‌اند. علاوه بر این حق آزادی عقیده در اسناد منطقه‌ای مهمی نظیر ماده 9 کنوانسیون اروپای حقوق بشر[9]، ماده 12 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر[10] ماده 8 منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها[11] و....نیز تضمین شده است.

حق آزادی عقیده در بعد داخلی و درونی خود مطلق است و هیچ قید یا محدودیتی ندارد و هر کس حق دارد هر عقیده‌ای را که به آن مایل است داشته باشد و اصولاً این بعد از حق آزادی عقیده بیشتر ذهنی و باطنی است و قابل تعرض نیست. اما از بعد جلوه بیرونی و خارجی، حق آزادی عقیده شامل آزادی اظهار عقیده یا ترویج و تبلیغ آن نیز می‌شود. این بعد اخیر از حق آزادی عقیده مطلق نیست و دارای قیود ومحدودیتهایی است که به موجب قانون و در جهت حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادیهای اساسی دیگران در صورت ضرورت تعیین‌ می‌شود.

حق آزادی عقیده چنانکه در ماده 4 میثاق بین الملل حقوق مدنی و سیاسی [12] به آن تصریح شده است در زمره حقوق غیرقابل انحراف (غیر قابل تعلیق) است که حتی در شرایط جنگی و فورس ماژور نیز به حال تعلیق درنمی‌آید و در هیچ شرایط و اوضاع و احوالی نباید مورد نقض قرار گیرد.

در اصل بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»

مقاله

نویسنده محمد ابراهيمي
جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS