دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آفات زبان

نعمت بیان و زبان که یکی از مهم ترین نعمت‌های الهی است از چه جرائم و آفاتی برخوردار است؟
آفات زبان
آفات زبان

پرسش:
نعمت بیان و زبان که یکی از مهم ترین نعمت‌های الهی است از چه جرائم و آفاتی برخوردار است؟

پاسخ: در بخش نخست پاسخ به این سوال به جایگاه و اهمیت نعمت بیان، نطق و زبان از دیدگاه قرآن اشاره کردیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می‌گیریم.

بنابراین بیان از دو جهت اهمیت دارد:

1- آنکه مظهر ما فی الضمیر است و انسان آنچه در درون دارد به وسیله بیان و زبان ابراز می‌کند و حیوانات قطعاً فاقد چنین قدرتی هستند.

2- آنکه قوه بیان مبین قوه تفکر و تعقل در انسان است و بی جهت نیست که خداوند متعال پس از تعلیم قرآن و آفرینش انسان، تعلیم بیان را گوشزد می‌کند و در سوره رحمن آیه 4 می‌فرماید: خداوند رحمان، قرآن را آموخت، انسان را آفرید و به او بیان را تعلیم داد.

امام علی(ع) در نهج البلاغه خطبه 224 می‌فرماید: بدانید زبان پاره‌ای از آدمی است. هرگاه آدمی از گفتار سرباز زند، زبان یارای سخن گفتن ندارد، و هرگاه انسان مایه گفتار داشته باشد زبان او را مهلت ندهد. به راستی ما (اهل بیت پیامبر«ص») امیران سخنیم، عنان سخن در دست ما است، درخت کلام در ما ریشه دوانیده و شاخه‌های آن بر ما آویخته است. بدانید- خدا رحمتتان کند- شما در زمانی بسر می‌برید که گوینده حق کمیاب، و زبان از راست گفتن کند، و انسان حق جو و حق طلب خوار و ذلیل است...

پس معلوم می‌شود که نعمت بیان پس از تعلیم قرآن و آفرینش انسان بالاترین نعمت ها است. از این رو انسان باید قدر این نعمت را بداند و خدا را بر آن سپاس گوید هر چند که نمی‌توان تمام نعمت‌های خدا را شکرگزاری کرد. «اگر نعمت‌های خدا را بشمارید هرگز حساب آن را نتوانید کرد» (ابراهیم- 34)

کارکرد مثبت و منفی زبان

نعمت زبان دارای دو بعد مثبت و منفی است و نمی توان گفت چون زبان نعمت عظمای الهی است پس باید هر چه بیشتر آن را به کار انداخت و بدون حساب هر سخنی را بر زبان جاری ساخت بلکه باید در موارد ضروری و مفید از آن بهره برداری کرد.

سخن بهترین عبادت و زشت ترین معصیت

علی(ع) در کتاب مصباح الشریعه، باب چهل وششم می‌فرماید: «... در میان عبادات و طاعاتی که از اعضا و جوارح انسان سر می‌زند، عبادتی کم زحمت‌تر و کم ‌مونه‌تر و در عین حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد. البته در صورتی که کلام برای رضای خدا و به قصد بیان رحمت و گسترش نعمتهای او باشد، زیرا بر همه مشهود است که خداوند میان خود و پیامبرانش جهت کشف اسرار و بیان حقایق و اظهار علوم پنهانی خود چیزی را جز کلام واسطه قرار نداده و وحی و تفهیم مطالب به وسیله کلام صورت گرفته است. چنانکه میان پیامبران و مردم نیز وسیله‌ای جز سخن برای ابلاغ رسالت وجود ندارد. از اینجا روشن می‌شود که سخن بهترین وسیله و ظریف‌ترین عبادت است و همچنین هیچ گناهی نزد خداوند سنگین تر و به کیفر نزدیکتر و پیش مردم نکوهیده تر و ناراحت کننده تر از سخن نیست.»

اصولا یکی از نشانه‌های انسان عاقل آن است که بیجا سخن نمی‌گوید، زیرا زبان بیان کننده میزان عقل آدمی است. چنانکه علی(ع) می‌فرماید:
«تکلموا، تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه». سخن بگویید تا شناخته شوید چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.(نهج البلاغه، حکمت 384)
و در جای دیگر فرمود: آدمی در زیر زبان خود پنهان است. (همان، حکمت 140)
به هر حال انسان عاقل و دوراندیش اول فکر می‌کند آنگاه سخن می‌گوید. چنانکه علی(ع) فرمود: لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق و راء لسانه». زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.(نهج البلاغه، حکمت 40)

    روزنامه کیهان، شماره 19752، 6/7/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS