دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آفت زبان

No image
آفت زبان

آمنه اسفندیاری

بیهوده گویى، به زبان آوردن سخنى است كه فایده مجاز و مشروع دنیایى یا آخرتى، مادى یا معنوى و عقلایى یا شرعى نداشته باشد. سخن گفتن از آن چه براى گوینده بهره اى ندارد، بیهوده گویى است. البته بى فایده بودن سخن براى گوینده، به معناى بى ارزش بودن آن براى همگان نیست. چه بسا سخنانى كه براى برخى بى فایده و براى دیگران سودمند و مفید است؛ از این رو مفید بودن را مى‌توان امرى نسبى به شمار آورد؛ اگر چه ممكن است برخى سخنان، براى همگان بى فایده باشد. به طور کلی شایسته نیست انسان سرمایه عمر را با سخنان بیهوده و بى فایده از بین ببرد و باید بكوشد تا از هر لحظه عمر گرانبهایش بهره مند شود و سرمایه زندگانى را به سادگى از دست ندهد. انسان باید از مدت کوتاه عمر که در اختیارش گذاشته شده، بیشترین استفاده را برده، براى آخرت خود زاد و توشه اى فراهم آورد؛ بنابراین سخن بیهوده، حتى براى یك لحظه هم هدر دادن سرمایه است.

برخی عوامل بیهوده‌گویى

عواملی وجود دارد، انسان را به وادى بیهوده گویى مى‌كشاند که ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

وقت‌گذرانى

گاهی گوینده به اشتباه گمان مى‌كند كه وقت اضافى دارد و با سخن گفتن مى‌تواند این وقت را پر كند؛ براى همین به سخن گفتن درباره هر چیزى پرداخته، وقت خویش را هدر مى‌دهد.

كنجكاوى

اشتیاق به دانستن چیزى كه براى شخص سودى ندارد یا كاوش در مسائل غیر مفید، از عوامل مهم بیهوده‌گویى است، البته این نباید با مسأله كسب دانش و فهمیدن امور مفید و نیكو، اشتباه شود. مقصود از این عامل، حرص به دانستن چیزهایى است كه فقط سرگرم كننده ولى بى فایده اند.

جلب توجه

سخن گفتن گاه براى جاى گرفتن در دل دیگران است كه در این حال، فرد با سخن گفتن مى‌كوشد توجه دیگران را به خود جلب كند تا مردم به ارتباط با او تمایل نشان دهند.

منع از بیهوده گویى در روایات

نهاد پاك آدمى، از زیان و كاستى نفرت داشته، انسان را از هر امر زیانبارى باز مى‌دارد. از سویى عمر، سرمایه اصلى بشر است كه به تندى سپرى مى‌شود و راهى براى بازگشت آن نیست. با توجه با این دو نكته، عقل انسان، به ناپسندى گفتار بیهوده حكم كرده، گزافه گو را سزاوار نكوهش مى‌داند. دین هم با صحه نهادن بر حكم عقل، انسان را از این كار باز مى‌دارد. روایات موجود در این زمینه، اهمیت پرهیز از سخن بیهوده را نمایان مى‌سازد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: رسول خدا (ص) در حدیث طولانى معراج مى‌فرماید: (دیدم) كه دوزخ، هفت در داشت و بر هر درى سه جمله نوشته شده بود. بر در پنجم نوشته بودند: و در آن چه بیهوده است، بسیار سخن نگو كه از رحمت خدا ساقط مى‌شوى. و همچنین به ابوذر غفارى فرمود: آیا عملى آسان و سبك براى بدن، و سنگین و پر بها در میزان اعمال به تو بیاموزم؟ عرض كرد: آرى، اى رسول خدا (ص) حضرت فرمود: خاموشى و خوش خلقى و ترك كار بیهوده. امام على‌(ع) نیز می‌فرمایند: در شگفتم از كسى كه سخنى مى‌گوید كه در دنیا سودى ندارد و در آخرت اجرى نخواهد داشت.

زمینه‌سازى گناهان زبان

سخن بیهوده، زمینه ورود انسان به وادى گناهان زبان را فراهم مى‌سازد و این اشتها به سخن گفتن، خطرهایى چون غیبت، دروغ، فرو رفتن در باطل و... را در پى دارد. چنان كه پیامبر (ص) مى‌فرماید: كسى كه بسیار سخن گوید، خطایش فراوان مى‌شود و كسى كه خطایش فراوان شود كار بیهوده اش فزونى مى‌گیرد و كسى كه بیهوده كارى اش فزونى گیرد، دروغش افزون مى‌شود و كسى كه دروغش فراوان شود، گناهانش بسیار مى‌شود... (دیلمى: ارشاد القلوب، ج 1، ص 104)

از دست دادن امور مفید

هنگامى كه شخص به امور بى فایده سرگرم مى‌شود، از آن چه مفید و سودمند است، باز مى‌ماند؛ یعنى نه تنها سودى نمى برد، بلكه منفعت‌هاى بسیارى را از دست مى‌دهد.

قساوت قلب

دورى از یاد خدا، دل را سخت مى‌كند، و نتیجه پر گویى در آن چه به كار نمى آید، كاهش ذكر خدا، و سرانجام آن، قساوت قلب است. رسول خدا (ص) مى‌فرماید: سخن در غیر یاد خدا را زیاد نكنید. همانا سخن بسیار در غیر یاد خدا، دل را سخت مى‌كند. همانا دورترین مردم از خدا، دل شخص سنگدل است.

تباه شدن عمر

كمترین زیان كلام بیهوده براى شخص متكلم، تباه شدن عمر او است كه بزرگ‌ترین سرمایه زندگى او شمرده مى‌شود. انسان مى‌تواند از این بخش زندگانى، براى جهان آخرت خود توشه بردارد و البته با گفتن سخنان بیهوده كه هیچ فایده دنیایى و آخرتى ندارد، این فرصت از بین مى‌رود.

چه کنیم که از آفت زبان در امان بمانیم؟

دقت در پیامدهاى سخن بى فایده و یادآورى مستمر آنها، سبب ترك این عادت ناشایست مى‌شود.

به یادآوردن ارزش والاى ذكر خدا و اندیشه در مبدأ و معاد نیز او را بر ضد بیهوده گویى، تشویق و تحریك مى‌كند. شناخت نقش گفتار در میان دیگر رفتار، گامى بسیار مهم در ترك بیهوده گویى است. آن گاه كه انسان به اهمیت نقش سخن در زندگى آگاه شود، دیگر به گفتار بى فایده روى نخواهد آورد.

سرگرم شدن به كارهاى مفید و سودمند، كوششى مناسب براى ترك عادت بیهوده گویى است؛ زیرا پرداختن به بیهوده گویى انسان را از كارهاى سودمند باز داشته است؛ پس براى ترك آن باید به ضدش عمل كرد.

پرداختن به ذكر، دعا، مسائل مفید علمى و ارشاد و تربیت، از جمله امور مفیدى است كه انسان را از بیهوده‌گویى دور مى‌سازد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS