دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آگوست کنت (August Comte)

No image
آگوست کنت (August Comte)

كلمات كليدي : آگوست كنت، پوزيتيويسم، الوهي، متافيزيكي، علمي

نویسنده : شاهين كاوه

آگوست کنت نخستین کسی است که واژه‌ی پوزیتیویسم به نام او ثبت شده است. وی در 1798 در پاریس به دنیا آمد. پدر و مادر آگوست تا 14 سالگی وی را یک کاتولیک و سلطنت‌طلب بار آوردند، اما در این سن او رسماً اعلام کرد که دیگر کاتولیک نیست و احتمالاً در همین سنین نیز جمهوری‌خواه شده است.

از 1814 تا 1816 در دانشگاه پلی‌تکنیک فرانسه درس ‌خواند و در همین دوران به این نتیجه رسید که جامعه باید توسط دانشمندان اداره شود. در 1816 به دلیل گرایشات سلطنت‌طلبانه‌ی دانشگاه پلی‌تکنیک از دانشگاه اخراج شد. وی مطالعات‌اش را به صورت انفرادی ادامه داد. در 1817 منشی سن‌سیمون شد و تا هفت سال با او در ارتباط باقی ماند.

در 1822 برنامه‌ی تحقیقات علمی لازم برای بازسازی جامعه را نوشت. سن‌سیمون نیز معتقد بود که جامعه باید تحت لوای یک علم تجربی مربوط به رفتار و روابط اجتماعی _ انسانی بازسازی شود. کنت فیزیک، نجوم و شیمی را علومی می دانست که در آن‌ها ابتدا موضوع مورد مطالعه به اجزاء تشکیل دهنده تقسیم می شود و پس از مطالعه رفتار اجزاء، از طریق جمع رفتار اجزا، آگاهی از رفتار کل سیستم امکان‌پذیر می گردد. در مقابل کنت زیست‌شناسی و جامعه‌شناسی (واژه‌ی دیگری که به نام کنت ثبت شده است) را علوم ترکیبی می دانست که تنها با رویکردی کل‌گرایانه مورد مطالعه قرار می گیرند. بنابراین کنت به نوعی گسست در روش‌شناسی علوم معتقد بود که هنوز هم در جامعه‌شناسی طرفدار دارد. بر این اساس می توان گفت که سن‌سیمون از نظر اعتقاد به آرمان "وحدت علوم تجربی" به پوزیتویست های منطقی نزدیک‌تر بود تا کنت. کنت روان‌شناسی را به دلیل این که هویات روانی مشاهده پذیر نیستند، علمی نمی دانست. کنت روش هر علم را مختص به آن علم و وابسته به مرحله‌ی تاریخی‌ای می‌دانست که آن علم در آن قرار دارد، و بنابراین از این نظر نیز با پوزیتیویست‌های منطقی تفاوت داشت.

قبل از 1826 کنت ایده‌ی مشهور خود را مبنی بر گذر ذهن بشر از سه مرحله‌ی الوهی، متافیزیکی و علمی ارایه کرد. در 1826 (دو سال بعد از اختلاف شخصی با سن‌سیمون و جدایی از وی) کنت که با تدریس ریاضیات و ارایه‌ی سخنرانی روزگار می‌گذراند، نخستین سخنرانی‌های خصوصی‌اش در مورد پوزیتویسم را آغاز کرد، اما در اثر فشارهای زندگی نتوانست آن را به پایان رساند. در 1829، پس از یک خودکشی ناموفق، سلامت‌اش را بازیافت و ادامه‌ی سخنرانی‌هایش "مجموعه درسنامه ها‌ی فلسفه‌ی پوزیتیو" را تشکیل داد.

ایده‌ی کنت مبنی بر دین انسانیت در "گفتاری درباره دورنمای پوزیتیویسم" (1844) و "گفتاری درباره پوزیتیویسم به عنوان یک کل" (1848) ظاهر شد. در 1851 تا 1854 چهار جلد "نظام سیاست پوزیتیوی" منتشر شد. از 1856 کنت نوشتن کتابی را درباره‌ی ترکیب علوم به فراخور نقشی که برای رفع نیازهای طبیعی بشر دارند آغاز کرد؛ اما این پروژه با مرگ وی در 1867 ناتمام ماند.

کنت هرگز کرسی دانشگاهی نداشت و خرج زندگی‌اش را دانشجویانی می‌دادند که وی برایشان تدریس می‌کرد.

مقاله

نویسنده شاهين كاوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS