دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ابراء

No image
ابراء

كلمات كليدي : ابراء، اسقاط دین، ذمه، قانون مدنی، ایقاع

نویسنده : شعبانعلی جباری

ابراء

ابراء در لغت، مصدر باب افعال از ریشه «بری» به معنای تخلیص، بیزاری کردن، بهبود بخشیدن. رهایی از بدهی و اسقاط حق ثابت در ذمه است.

در فقه و حقوق به اسقاط حق خود که بر ذمۀ دیگری باشد، ابراء می‌گویند. مثل کسی که مبلغی از دیگری طلب دارد، ولی او را از پرداخت آن برئ می‌کند. پس ابراء عبارت است از اسقاط دین به وسیلۀ طلب‌کار.

قانون مدنی ابراء را یکی از اسباب سقوط تعهدات دانسته در تعریف آن چنین می‌گوید:

«ابراء عبارت است از این‌که دائن از دین خود به اختیار صرف‌نظر کند».

حقوق‌دانان نیز گفته‌اند که ابراء، مجانی است و اگر در قبال آن عوضی گرفته شود، باطل است گر چه می‌توان در آن شرط عوض کرد.

ماهیت ابراء

ابراء، عمل حقوقی یک‌طرفه است و آن این‌که طلب‌کار به اختیار خود از بدهی مدیون صرف‌نظر کرده و ذمۀ او را برئ می‌کند، پس ماهیت ابراء ایقاع است.

شرایط ابراء کننده

الف- قصد و رضایت داشته باشد.

ب- اختیار قانونی داشته باشد.

ج‌- اهلیت برای معامله داشته باشد.

شرائط موضوع ابراء

موضوع ابراء باید کلی باشد و آن دینی که در ذمۀ شخص دیگری است و اگر عین معین باشد و طلب‌کار بخواهد از آن صرف‌نظر کند، به آن اعراض گفته می‌شود.

1) موجود باشد، یعنی دین باید به وجود آمده باشد تا بتوان آن را ابراء کرد.

2) آزاد باشد، یعنی موضوع دین به نفع شخص دیگری بازداشت نشده باشد.

آثار ابراء

الف) سقوط تعهد مدیون.

ب) آزادی ذمۀ مدیون؛ رجوع از ابراء ممکن نیست، مگر این‌که ابراء مشروط به شرطی بوده و از آن شرط تخلف شده باشد.

ج) صحت ابراء ذمۀ میت؛ مادۀ 291 قانون مدنی، ابراء ذمۀ میت را صحیح دانسته زیرا اگر چه میت فاقد شخصیت حقوقی است ولی براساس اعتقادات از جهت بقای روح دارای شخصیت است و به این اعتبار تعهد برای او قابل تصور است.

مبنای مشروعیت ابراء

در فقه اسلامی، اصلی‌ترین مبنای ابراء حقی است که خداوند به انسان در تصرف اموال و حقوق خویش داده است و شخص می‌تواند در اموال خود هر گونه تصرفی را بکند که یکی از آن تصرفات مشروع، ابراء ذمۀ مدیون است.

ابراء عمل حقوقی تبعی است، به این معنا که اعتبار و نفوذ آن، تابع وجود دین است بنابراین اگر پیش از وجود دین پا پس از سقوط آن، ایجاد شود، بی‌اثر است.

در ابراء رضایت مدیون اصلی شرط نیست، زیرا ابراء عمل حقوقی یک‌طرفه است و نیازی به رضایت طرف دیگر ندارد.

انواع ابراء

ابراء به اعتبار شمول و عدم شمول، به ابراء عام و ابراء خاص تقسیم می‌شود.

ابراء عام: ابراء هر دینی که ابراء کننده در ذمۀ دیگری دارد.

ابراء خاص: ابراء دینی که مشخص است مثلاً این صد هزار تومان بابت فروش گندم را ابراء کردم، چرا که علم تفصیلی به وجود دین و مقدار آن در تحقق ابراء شرط نیست.

ارکان ابراء

1) ابراء کننده؛ کسی که ابراء می‌کند.

2) صیغۀ ابراء، که عبارت ازقصد و الفاظ ابراء می‌باشد.

3) وجود دین.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS