دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اجتناب از موضع تهمت

از جمله مباحث مهم در زندگی اجتماعی و آداب معاشرت و اخلاق جمعی پرهیز از موضع تهمت است.
اجتناب از موضع تهمت
اجتناب از موضع تهمت
نویسنده: مصطفی یاسینی

از جمله مباحث مهم در زندگی اجتماعی و آداب معاشرت و اخلاق جمعی پرهیز از موضع تهمت است. انسان در زندگی اجتماعی و روابط خود با دیگران باید به گونه‌ای رفتار کند که موجب سوء ظن نشود و به تعبیر بهتر نباید با اعمال نسنجیده و رفتار‌های بی مورد خودش را در موضع اتهام قرار دهد و اسباب سوء ظن دیگران را فراهم سازد؛ یعنی در حالی که آدمی نباید بیش از حد به نظر دیگران و قضاوت مردم اهمیت بدهد و در اعمال و رفتارش باید ملاک اصلی را رضایت خداوند قرار دهد، در عین حال نباید رفتارش به گون‌های باشد که زمینه سوء ظن دیگران را فراهم سازد.

باید توجه داشت که بین قضاوت مردم، که سوء ظن نوعی از آن است، و بین تحصیل خواست مردم تفاوت فاحش و روشنی وجود دارد. آدمی نباید موجبات قضاوت نابجای مردم را فراهم کند و خود را در موضع سوء ظن قرار دهد و از سوی دیگر نیز نباید درصدد تحصیل رضایت مردم باشد؛ بلکه می‌باید تنها در جلب رضایت خداوند بکوشد. به عبارت دیگر گاهی مردم چیزی از انسان می‌خواهند که خداوند متعال نمی‌خواهد و نمی‌پسندد و گاه نیز مردم دست به قضاوت‌های نسنجیده می‌‌زنند و بی‌جهت کسی را مدح یا ذم می‌‌کنند. اکنون با توجه به این دو مسئله، سخن این است که آدمی نباید ضابطه اعمال و رفتار خود را جلب نظر مردم قرار دهد، ولی می‌‌باید مراقب باشد کاری نکند که مردم نسبت به او بدبین شوند. به عبارت دیگر در حالی که نباید در کار‌های خود صرفاً درصدد تحصیل رضایت مردم باشد، اجتناب از ایجاد سوء ظن نیز لازم است. در یک کلام تحصیل رضایت خداوند متعال در هر حال ضروری است و انسان باید ببیند که خداوند از او راضی است یا نه؟ ‌

ملاک ارزشیابی، کلام خداوند متعال و قضاوت حضرت حق است نه حرف مردم و انسان نباید حرف مردم را میزان ارزش خود و اعمالش قرار دهد؛ بلکه باید به معیار واقعی ارزشیابی، یعنی خواست خداوند و بعد کلام پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) مراجعه نماید و براساس آن عملکرد خویش را محک بزند. نه تنها تحصیل رضایت دل مردم و خشنودی آنها لازم نیست بلکه اصولا نباید در پی رسیدن به خوشبینی دیگران بر آمد؛ چه این عمل یک نوع شرک است. آنچه توصیه شده و مطلوب است اجتناب از ایجاد سوءظن در اذهان مردم است. آدمی نباید با این اندیشه و انگیزه رفتار کند که مردم از او تعریف و تمجید کنند. مؤمن موحد باید همیشه و در هر کاری خداوند متعال را مد نظر داشته باشد و البته اگر کسی با خدا باشد، خداوند متعال نیز دل‌های مردم را نسبت به او مهربان خواهد کرد:

«ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا»(مریم: 96)

شخص مومن نباید به گونه‌ای عمل کند که تمام هم و غم وی تحصیل رضایت مردم و خشنودی آنها باشد و همیشه تلاش کند تا مردم وی را دوست بدارند؛ بلکه می‌‌باید پیوسته در پی کسب رضایت خداوند متعال باشد و خداوند منان نیز هر وقت صلاح بداند دل‌های مردم را نسبت به او مهربان می‌‌کند. از آن طرف نیز مومن نباید کاری کند که مردم نسبت به او بدبین شوند و نباید خود را در معرض اتهام و سوء ظن و تهمت قرار دهد. غفلت از ظرافت این کلام روشنگر و بیان الهی باعث شده است که برخی افراد و بعضی از طوایف اهل تصوف دچار لغزش و انحراف شوند. آنها می‌‌پندارند کشتن نفس و مبارزه با آن، انجام اعمال و رفتاری است که باعث بدبینی و سرزنش مردم شود. از آنجا که این گروه مبارزه با نفس را در تحمل ملامت دیگران می‌‌دانند، به آنها «ملامتیه» می‌‌گویند. این گروه که طوایفی از اهل تسنن هستند، می‌‌پندارند راه مبارزه با نفس آن است که آدمی خود را نزد مردم بد و ناپسند جلوه دهد تا به او بدبین شوند و این نوع قضاوت و بینشِ مردم را موجب تقرب به خداوند می‌‌دانند. به یقین این راه اصلاح نفس، روشی ابداعی است نه الهی و هرگز خداوند سبحان دوست ندارد که مؤمن در جامعه مورد اتهام واقع شود. مصالح زندگی اجتماعی و شئون مسلمانی اقتضا می‌‌کند که مردم نسبت به یکدیگر خوشبین باشند و تعالیم الهی و آموزه‌های آسمانی به شخص مؤمن اجازه نمی‌دهد تا به دست خویش آبروی خود را ببرد و موجبات بدبینی دیگران را فراهم سازد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS