دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احساس بوی بد گناه

خودتان را با استغفار و توبه معطّر کنید، تا بوی بد گناه شما را رسوا نکند. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
احساس بوی بد گناه
احساس بوی بد گناه

قال امیرالمومنین (علیه السلام)

تعطروا بالاستغفار لا تفضحنّکم روائح الذنوب

بحار/ ج 6/ ص 22

خودتان را با استغفار و توبه معطّر کنید، تا بوی بد گناه شما را رسوا نکند.

توضیح

احساس بوی بد گناه

آن کس که ریشه بدی دارد، اولین آسیب را خود احساس می کند. مگر این که بر اثر سُکر طبیعت، مسموم و بر اثر لذّت جوانی، مقام، پُست و ریاست مزکوم‌باشد و زُکام، شامّه او را بسته باشد؛ اما زُکام امری عارضی و زوال‌پذیر است. اگر بدن، عرق آلود بود و انسان مدّتی با بدن آلوده زندگی کرد بالاخره روزی شامّه اش باز می شود و اولین کسی که بوی بد عرق بدن، را استشمام می کند، خود اوست.

نیز کسی که به اخلاق آلوده مبتلا می شود، اولین بوی بد گناه را خود استشمام می کند. امام علی (علیه السلام) فرمودند:

تعطروا بالاستغفار لا تفضحنّکم روائح الذنوب[1]

خودتان را با استغفار و توبه معطّر کنید، تا بوی بد گناه شما را رسوا نکند! انسان ابتدا پیش خود و سپس پیش دیگران خجالت می کشد. باطن گناه،آبروی انسان را می برد و بسیار بدبوست. دهان بدبو یا لباس بدبو با شستشوی ظاهری پاکیزه می شود؛ اما اگر جان، بدبو شد راهی برای ترمیم آن وجود ندارد.

از این رو انبیا پیش از هر چیز سعی کردند یاد خدا را در دلها زنده کنند، یاد خدا بر هر چیز، حتی بر یاد خود انسان هم، مقدّم است؛ زیرا خدا به ما از خود ما هم نزدیکتر است؛ گرچه بحسب ظاهر در سیر صعود انسان، ابتدا خود و سپس خدا را می شناسد: "من عرف نفسه فقد عرف ربّه"[2]ولی وقتی مسیر خود را تحلیل کند، می بیند معنا این نیست که اگر کسی خود را بشناسد، خدا را می شناسد؛ بلکه این است که اگر کسی خود را بشناسد، معلوم می شود قبلاً خدای خود را شناخته، چون متن حدیث "... یعرف ربّه" نیست، گویا فرموده: "من عرف نفسه فقد عرف ربّه سابقاً علی معرفة نفسه" زیرا خدا بر ما مقدّم و به ما از خود ما هم نزدیکتر است.

    منبع: برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ص234-235
    پی نوشت:
  • [1] - بحار، ج 7، ص 278
  • [2] - شرح غرر الحکم، ج 5، ص 194.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS