دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاص Devotion

No image
اخلاص Devotion

كلمات كليدي : اخلاص، شرك، ريا، مخلص

نویسنده : اصغر صفرزاده

از نظر قرآن، شخصیّت واقعى ما همان روح ماست؛ روح ما با هر عمل اختیارى، از قوّه بسوى فعلیّت گام بر مى‌دارد و خاصیتى متناسب با هدف خود کسب مى‌کند؛ این آثار و ملکات جزء شخصیت ما مى‌شود و ما را به عالمى متناسب خود از عوالم وجود مى‌برد. از طرفی اسلام عمل با روح مى‌خواهد نه عمل بى‌روح، و روح و جان عمل، نیت است

تأثیر نیّت تا آن حدّ است که انسان به صرف هوادارى از گروهى در ثواب و عقاب با آنها شریک مى‌شود[1]و همانطورى که تن آدمى شریف است به جان آدمیّت، شرافت عمل آدمى نیز بستگى به جان آن دارد که اخلاص است.[2]

تعریف اخلاص

تعریف لغوی: اخلاص در لغت ویژه کردن را گویند؛ یعنى پاک کردن چیزى از هر چیزى که غیر آن باشد و با آن در آمیخته باشد.[3]

تعریف اصطلاحی: در بیان اندیشمندان اسلامی عبارت است از پاک و خالص ساختن قصد و نیّت از غیر خدا. به عبارت دیگر «حقیقت اخلاص آن است که نیّت انسان از هرگونه شرک خفى و جلىّ پاک باشد»[4]. پس هر کسى که طاعتى را بجا آورد و قصد قربت داشته باشد ولی با آن غرضى دنیوى بیامیزد عملش خالص نمی باشد، مثلاً برای رسیدن به سلامتی بدن و پالایش آن از چربیهای اضافی روزه بگیرد و هدف اصلی و محرک واقعی او برای روزه گرفتن چنین قصدی باشد و...[5]

اسباب و عوامل اخلاص

در آموزه های دینی ما عواملی برای کسب این فضیلت ارزشمند بیان شده است که به مواردی از آنها اشاره می شود:

1.یقین منشأ اخلاص است.[6]

2.اخلاص عمل از یقین قوى و نیک اندیشى سر چشمه مى‌گیرد.[7]

3.اخلاص میوه علم و معرفت است.[8]

4.سر آغاز اخلاص ناامیدى از ما سوى اللّه است.[9]

5.آرزوهایت را کم کن تا اعمالت خالص شود. [10]

6.اخلاص میوه عبادت است.[11]

نتیجه آنکه اخلاص محصول یقین، قدرت ایمان، علم، قطع امید از مردم، کم کردن آرزوها و عبادت پروردگار است.[12]

دفع یک شبهه

این‌که گفته مى‌شود کار براى خدا یعنى کار براى خلق، راه خدا و خلق یکى است و براى خدا یعنى براى خلق، وگرنه کار براى خدا منهاى خلق، آخوند بازى و صوفیگرى است، سخن نادرستى است.

از نظر اسلام راه، راه خداست و بس، و مقصدْ خداست نه چیز دیگر، اما راه خدا از میان خلق مى‌گذرد. کار براى خود کردن نفس پرستى است، کار براى خلق کردن بت‌پرستى است، کار براى خدا و براى خلق کردن هم شرک و دوگانه‌ پرستى است، بلکه کار خود و کار خلق براى خدا کردن توحید و خداپرستى است و راه صحیح و صراط مستقیم در اسلام آن است که کارها به نام خدا آغاز شود.[13]

نشانه های اخلاص

این نشانه‌ها بصورت اختصار مطرح می‌شود:

1ـ کسی که دلش پاک، اعضاء و جوارحش سالم، خیرش زیاد و شرّش مأمون است (یعنى مردم از خیرش بهره‌مند و از شرّش در امانند).[14]

2‌ـ یکسان بودن ظاهر و باطن و کردار و گفتارش.[15]

3ـ کمال اخلاص دوری از گناهان است.[16]

4ـ زهد.[17]

5ـ ناامیدی از غیر خدا و از چیزی غیر از گناهش نترسیدن.[18]

6ـ از غیر خدا در مورد اعمالش انتظار تعریف نداشتن .[19]

تذکر لازم

در اینجا یاد آورى یک نکته ضرورت دارد و آن اینکه خوشحالى از تعریف و تمجید مردم در صورتى به حساب ریا گذاشته مى‌شود که محرّک اصلى در انجام کار، ستایش مردم باشد اما اگر هدف از انجام کار خیر، تنها رضاى خدا و امتثال امر او باشد ولى با دیدن مردم و ستایش آنان قهرا خوشحال شود این دلیل بر ریا کاری او نیست. زیرا طبیعى است که انسان موفقیت و خوشنامى را دوست مى‌دارد و از بدنامى گریزان است.

حضرت إبراهیم نیز از خدا مى‌خواهد:

«خدایا نامم را بر زبان آیندگان نیکو و سخنم را دلپذیر گردان.»[20]

وسوسه ریا

با اینکه در مسئله اخلاص در عبادت و دورى از ریا باید کمال مراقبت را مبذول داشت اما گاهى از اوقات این مراقبت از حدّ عادى بیرون مى‌رود و به صورت وسوسه در مى‌آید و بخصوص آنها که در آغاز راه هستند بیشتر دچار این گونه وسوسه‌ها مى‌شوند. در اینجا وظیفه آن است که به وسوسه اعتنا نکنیم و همین که از خطور این گونه تصورات و اوهام ناراحت هستیم دلیل بر آن است که ریایى در کار نیست و این شیطان است که مى‌خواهد ما را از راه باز دارد.

از رسول‌ خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم نقل شده است:

«اگر کسى در نماز باشد و شیطان او را به ریا کارى وسوسه و متهم کند تا وقت باقى است هر چه مى‌خواهد نمازش را طولانى کند و نیز اگر مشغول یک کار اخروى است باز هم به وسوسه شیطان اعتنا نکند و به کار خود ادامه بدهد اما اگر کارى که در دست دارد مربوط به دنیا است[21] بى‌درنگ آن را رها کند.»[22]

اخلاص در منظر قرآن وسنت

کسى که کارى را هم براى خدا وهم براى غیر خدا انجام دهد، خدا آن کار را نمى‌پذیرد؛ زیرا دین کما و کیفا مخصوص خداست. قرآن کریم در کیفیت عمل مى‌فرماید:

«ألا لله الدین الخالص»[23]

فقط به نام و یاد خدا باید این مجموعه را فهمید و به آن عمل کرد و آن را به دیگران آموخت. بنابراین تنها کسانى متدین واقعى و دیندارند که مخلص باشند. از این‌روخداى سبحان مى‌فرماید :

«مردم هیچ مأموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى ‌خدا انجام دهند»[24]

یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى بهشت است.[25]

در روایات نیز در مورد این مسأله مطالب فراوانی عرضه شده است. از رسول اکرم (ص) در روایت متواتر میان شیعه و سنّى رسیده است که:

«همانا کارها وابسته به نیّتها است».[26]

در حدیثى به این شکل روایت شده است که:

«همانا اعمال، وابسته به نیّت است؛ براى انسان همان است که قصد کرده و هدف قرار داده است. هر کس به خاطر خدا و رسول هجرت کرده است هجرتش به سوى خدا و رسول است و هر کس به خاطر زنى که با او ازدواج کند و یا به خاطر ثروتى که به چنگ آورد هجرت کرده است هجرتش به سوى همان خواهد بود».[27]

آفات اخلاص

آفاتى که اخلاص را تیره و آشفته مى‌سازد در آشکار و پنهان بودن درجاتى دارد که واضحتر از همه ریاى ظاهر است.

سپس نیکو بجا آوردن عبادت و سعى در خشوع در عبادت در میان مردم و آشکارا نه در خلوت، به قصد اینکه تو مرجع مردمى و آنچه از تو مشاهده مى‌کنند فرا مى‌گیرند.

و پس از آن، عمل را در خلوت خوب انجام دادن به قصد آنکه خلوت و آشکاراى او یکسان باشد و این نوعى ریاى پیچیده و پوشیده است. زیرا چنین شخصى عبادت خود را در خلوت نیکو مى‌کند تا در ملأ و آشکارا نیز همین گونه عمل نماید، پس فرقى بین دو نوع عبادت او (در خلوت و در جلوت) در اینکه به مردم توجّه و التفات دارد نیست.

ریاى پنهان‌تر این است که وقتى انسان در حضور مردم در عبادت است شیطان که از بکار بردن حیله های قبلی ناامید است به وى گوید: «تو در پیشگاه خداى سبحان ایستاده‌اى، در جلال و عظمت او بیندیش و شرم کن از اینکه او به دل تو مى‌نگرد و قلب تو از او غافل است» آنگاه حالت حضور قلب و خشوع جوارح به خود مى‌گیرد. و این پنهان‌ترین نیرنگ شیطان است و اگر این اندیشه ناشى از اخلاص بود در خلوت از او جدا نمى‌شد و تنها در حالت حضور غیر، به ذهنش خطور نمى‌کرد

آن را روا بود که زند لاف مهر دوست کز دل به در کند همه مهرى و کینه‌اى.[28]

مراتب اخلاص

این مراتب فهرست‌وار به صورت ذیل می‌باشد:

مرتبه اول: پاکسازی عمل است -چه عمل قلبى یا عمل ظاهری- از شبهۀ رضاى مخلوق و جلب قلوب آنها، چه براى خوش‌آمد گویی آنها یا براى جلب منفعت یا براى غیر آن.

مرتبه دوم: پاکسازی عمل است از بدست آوردن منافع دنیایی هر چند که انگیزه و مشوق آن عنایت الهی باشد تا به این واسطه عنایت فرماید. مثل خواندن نماز شب براى توسعه روزى و بجا آوردن نماز اوّل ماه (مثلا) براى سلامت از آفات آن ماه و دیگر مقاصد دنیوى...

مرتبه سوّم: پاکسازی عمل است از اینکه بخاطر بهشتهای جسمانی و حورالعین و قصرها و امثال آن از لذات جسمانی، اعمال عبادی خویش را انجام دهد.

مرتبه چهارم: آن است که عمل را تصفیه کند از ترس عقاب و عذابهای جسمانى که وعده داده شده است.

البته در نظر اهل معرفت فرق نمی‌کند که انسان عملى را از ترس حدود و تعزیرات دنیایی یا ترس عذاب آخرتى یا براى رسیدن به زنهاى دنیائى یا بدست آوردن زنهاى بهشتى انجام دهد. زیرا هیچ یک براى خدا نیست؛ ناگفته نماند مطابق قواعد فقهیّه عمل با این نیات از مرحله بطلان صورى خارج می‌شود ولى در بازار اهل معرفت این متاع ارزشى ندارد.

مرتبه پنجم: پاکسازی عمل است از رسیدن به لذّات روحی همیشگی و خود را در جرگۀ ملائکه وارد کردن، این درجه نیز گرچه درجۀ بزرگ و مقصد عالى و مهمى است، ولى از منظر عارفان واقعی این مرتبه نیز دارای نقصان بوده و سالک آن نیز در زمرۀ کاسبین به شمار مى‌رود.

مرتبه ششم : پاکسازی آن است ازترس عدم دستیابی به این لذّات و محروم شدن از این سعادتها.

مرتبه هفتم: پاکسازی عمل است از اینکه بخاطر بهشت لقاء الهی عمل کند و این مرتبه، از مهمترین اهداف اهل معرفت و سالکان کوی دوست است.

و نوع مردم از دستیابی به آن ناتوانند، و کمتر کسی از اهل معرفت به این سعادت می رسند،البته این مرتبه درجۀ نهایی عروج آنان نیست، بلکه از مقامات معمولى آنها بشمار می رود.

و پس از این مرتبه، مراتب دیگرى است که از حدود خلوص خارج بوده، بیان آن مراتب از حوصلۀ اینجا خارج است.[29]

فواید اخلاص

برای عمل مخلصانه آثار زیادی بیان شده است که به چند مورد اشاره می شود:

1. بصیرت و نورانیت دل.[30]

2. خضوع تمام ما سوى اللّه در برابر انسان مخلص.[31]

3. کفایت امر و در مانده نشدن در کارها.[32]

4. سعادت و کامیابى.[33]

5. کمال عبادت.[34]

یعنى اصل عبادت اخلاص است و سایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا مى‌کند و کامل مى‌شود.

البته، آثار و فواید دیگرى نیز بر اخلاص مترتّب است که به این مقدار بسنده می شود.[35]

خلاصه:

از مباحثى که گذشت به این نتیجه مى‌رسیم که اساس و شالوده و زیربناى سعادت انسان بندگى مخلصانۀ اوست و اگر کسى عملى را انجام دهد که بوى ریا و تظاهر از آن به مشام برسد ذرّه‌اى اثر ندارد و در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته نمى‌شود و روز قیامت با دست تهى وارد صحراى محشر مى‌گردد، چون در دنیا براى خدا کارى انجام نداده است که در سراى دیگر اجر و پاداش آن را از خداوند بخواهد.

مقاله

نویسنده اصغر صفرزاده
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS