دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق هنجاری Normative ethics

No image
اخلاق هنجاری Normative ethics

كلمات كليدي : اخلاق هنجاري، معيار ارزش، نظريه هنجاري، مصداق ارزش، داوري اخلاقي

نویسنده : احمد دبيري

یک بخش از پژوهش‌های اخلاقی را پژوهش‌های هنجاری در بر می گیرد که به این نوع تحقیقات اخلاقی اصطلاحا اخلاق هنجاری، دستوری و توصیه‌ای نیز می‌گویند.[1] اخلاق هنجاری به طور کلی در پی تبیین نظامی از قواعد و اصول حاکم بر افعال اخلاقی است. نوعی تأمل فلسفی درباره اصول اخلاقی و ارائه دلیل برای اعتقادات و ارزش‌ها. هدف اخلاق هنجاری، دفاع از داوری‌های عام ارزشی و عرضه نظریه‌ای جامع برای تبیین آنها و وظیفه آن دست‌یابی به معیارهای اخلاقی است که درست و غلط را معین کند. با توجه امور جاری زندگی می‌توان دریافت مردم در طول زندگی خود به داوری اخلاقی می‌پردازند و به خوبی و بدی، درستی و نادرستی، و بایستگی و نبایستگی اخلاقی اموری حکم می کنند. چگونه است که رفتاری را خوب و رفتاری را بد می‌دانیم و ملاک و معیار ما در این باره چیست؟ اخلاق هنجارى به دنبال‌شناسایى و تبیین‌ اساسى‌ترین مبانى و معیارهاى درستى و نادرستى و خوبى و بدى و بایستگی و نبایستگی در احکام ‌اخلاقى است.[2] در حقیقت وظیفه اصلى اخلاق‌ هنجارى به دو بخش خلاصه می‌شود:

1- ارائه طرحى کلى و فراگیر از معیارهاى عمومى الزام و ارزش اخلاقی؛ مثلاً می‌خواهید بدانید که آیا روحیه تهور و بی‌باکی، خوب است یا بد. پاسخ‌گویی به این پرسش‌های هنجاری اخلاق، ممکن است پرسش‌های جدیدی را پیش‌روی شما بگذارد؛ مانند؛ چرا شجاعت خوب است؟ چرا دروغ بد است؟ برای اینکه بدانیم دروغ گفتن یا شجاعت یا تهور یا ... خوب است یا بد، باید معیاری برای خوب بودن یا بد بودن بیابیم. در این جاست که دیدگاه‌های مختلفی نیز مطرح شده است و اخلاق هنجاری در این بخش کوششی است برای پدید آوردن نظریه اخلاقی که پاسخگوی مسائل اخلاقی باشد؛[3] برخی ملاک خوبی و بدی و درستی و نادرستی و باید و نباید اخلاقی را به هدف و غایت مبتنی می‌کنند. این غایت ممکن است لذت،‌ سود، قدرت، سعادت یا امر دیگری باشد که متناسب با آن نظریه‌های هنجاری لذت‌گرایی، سودگرایی، قدرت‌گرایی و سعادت‌گرایی پدید آمده‌اند. برخی نظریه‌های هنجاری نیز وظیفه‌گرا هستند که در این نظریه‌ها با صرف نظر از نتیجه عمل بر ویژگی‌های ذاتی عمل یا صفت اختیاری انسان تاکید می‌کنند و مثلا می‌گویند احسان کردن ذاتا خوب است یا خداوند به آن فرمان داده است و ما نسبت به انجام آن وظیفه داریم. بحث از ملاک‌های ارزش‌گذاری اخلاقی، ما را به تعیین اصول اخلاق که از وظایف اخلاق هنجاری است می‌رساند.

2- وظیفه دیگر اخلاق هنجاری علاوه بر تعیین معیارهای فراگیر اخلاقی و تعیین اصول اخلاق، تعیین مصادیق خوبی و بدی و درستی و نادرستی است. فرض کنید هنگامی که در زندان در انتظار اعدام به سر می‌برید، دوستانتان فرصتی فراهم می‌آورند تا بگریزید و با خانواده خود به دیار غربت بروید. آنها می‌گویند که می‌توانند تمهیدات لازم را فراهم سازند و از فرار شما به خطر نمی‌افتند؛ اگر بگریزید از زندگی طولانی‌تری برخوردار می‌شوید زن و فرزندان شما وضع بهتری خواهند داشت.

این وضعیتی است که سقراط به هنگام محکوم شدن به مرگ با آن مواجه بود ولی وی با ارائه یک استدلال در حوزه اخلاق هنجاری اعدام را بر فرار ترجیح می‌دهد؛ زیرا به نظر او نباید با فرارش قوانین را بشکند و به اصول اخلاقی ذیل استناد می‌کند: (1) هرگز نباید کسی را بیازاریم، (2) باید به وعده هایمان وفا کنیم و (3) باید از والدین و معلمانمان اطاعت کنیم یا به آنها احترام بگذاریم. وی در هر مورد قضیه دیگری را نیز به کار می‌گیرد که متضمن بیان واقعیت است و ان قاعده یا اصل را در مورد مبتلا به کار می‌گیرد: (الف) اگر فرار کنم به حکومت آسیب می‌رسانم (ب) اگر فرار کنم عهدی را خواهم شکست و (ج) اگر فرار کنم مطیع پدر و مادر و معلم خود نخواهم بود چون جامعه یا دولت در حکم پدر و مادر و معلم است.

خلاصه آن که ارائه معیارهای اخلاقی برای خوبی و بدی و بایستگی و نبایستگی و تعیین مصادیق خوب و بد اخلاقی و باید و نباید اخلاقی از وظایف اخلاق هنجاری است. گفتنی است روش بحث در این نوع پژوهش اخلاقی استدلالی و عقلی است و نه نقلی و تجربی.[4]

انواع نظریات اخلاق هنجاری

در اخلاق هنجاری با نظریه‌های اخلاقی مواجهیم این نظریات را می‌توان به سه دسته نتیجه‌گرا، وظیفه‌گرا و فضیلت‌گرا تقسیم کرد.

بنابر نظریات وظیفه‌گرا یک عمل، ممکن است با صرف نظر از میزان خیر و خوبی که در نتیجه آن به بار می‌آید به دلیل برخی ویژگی‌های درونی و ذاتی‌اش خوب و بایسته باشد. مانند عمل احسان که با صرف نظر از نتایج فردی و اجتماعی‌اش به دلیل عادلانه بودن یا متعلق فرمان خدا بودن خوب یا بایسته ‌شمرده شود.

نظریات نتیجه‌گرا ملاک خوبی و درستی عمل را به هدف و غایت منوط می‌کنند حال‌ آنکه این نتیجه ممکن است لذت، سود، قدرت یا معرفت باشد.

فضیلت‌گرایی به جای تمرکز بر ذات عمل یا نتایج حاصل از آن در تشخیص خوبی یا بایستگی اخلاقی بر ویژگی‌ها و خصایل شخصیتی، اهمیت قایل است.[5]

مقاله

نویسنده احمد دبيري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS