دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق هنجاری

No image
اخلاق هنجاری

اخلاق، فلسفه اخلاق، اخلاق هنجاري

حسین راضی

در یک نگاه کلی، کارهای اختیاری انسان به دو دسته اخلاقی و غیراخلاقی تقسیم می‌شود. کارهای اخلاقی به آن دسته از کارها گفته می‌شود که در نظرآد می‌ارزشمند، مقدس، گرانمایه و تحسین برانگیز است؛ مانندسخن حق گفتن در برابر حاکم ستمگر و پذیرش مرگ و تسلیم دشمن نشدن. افعال غیراخلاقی کارهایی است که از چنین قداست وارزشمندی بی بهره است، چه مانند فروتنی نیازمندان در برابرثروتمندان بدسرشت، نفرت انگیز و نکوهیده (ضداخلاقی ) باشد و چه مانند قدم زدن در پارک، خنثی. پس افعال اخلاقی ارزشی معنوی (برتر از ارزش‌های مادی ) دارد و هر انسانی آن را می‌ستاید. انسان خوب و اخلاقی ، انسانی است که کارهای اخلاقی انجام می‌دهد؛ انسان بد، کسی است که کارهای ضدّ اخلاقی می‌کند و انسان عادی، کسی است که کارهایش نه اخلاقی است و نه ضدّ اخلاقی. البته در یک اصطلاح دیگر، فعل اخلاقی معنای عام دارد وکارهای خوب و بد، هر دو، را شامل می‌شود. در این اصطلاح کارهای خوب از ارزش اخلاقی مثبت و کارهای بد از ارزش اخلاقی منفی برخوردار است.

اخلاق هنجاری، که بخش مهمی‌از فلسفه اخلاق را شکل می‌دهد، درباره کارهای اخلاقی سخن می‌گوید و در پی تبیین نظا می‌از قواعد و اصول حاکم بر افعال اخلاقی است. اخلاق هنجاری دارای دو بخش است: بخش نخست ازمعیارهای کلی اخلاقی سخن می‌گوید. خوب‌ها و بدهای کلّی، معیار کار درست، رابطه خوبی و درستی و معیار خوبی و بدی کارها از مباحث این بخش است. بخش دوم از خوبی و بدی، درستی و نادرستی، اخلاقی یاغیراخلاقی بودن افعال خاص سخن می‌گوید؛ به عبارت دیگر، بخش نخست، از معیار کلی خوبی وبدی و درستی و نادرستی کارها بحث می‌کند و بخش دوم، مصداق‌های آن معیار کلی را تشخیص می‌دهد. پس بخش نخست تقدم منطقی بر بخش دوم دارد، زیرا مبادی تصدیقی آن را فراهم می‌سازد. آنچه در ادامه (شماره‌های بعدی) این نوشتار، مورد نظر است بخش نخست اخلاق هنجاری، است که اساس بخش دوم را شکل می‌دهد. پیش از ورود به اصل بحث، بررسی چندمسئله ضروری می‌نماید، از جمله: موضوع «اخلاق سکولار و اخلاق دینی». در این خصوص باید گفت: بیشتر آرای موجود در زمینه اخلاق هنجاری، استقلال اخلاق از دین را مفروض می‌گیرد و تلاش می‌کند مستقل از خدا و دین، نظامی ‌اخلاقی بنیاد نهد. این آرا در واقع نوعی اخلاق سکولار را عرضه می‌کند. البته این بدان معنا نیست که فرد متدینی که اخلاق خود را با استمداد از آموزه‌های دینی شکل می‌دهد، نتواند در این حوزه وارد شود، نظر دهد و به بررسی پردازد؛ بلکه باید گفت یک دین وحیانی ممکن است نظریه‌ای جامع و کامل داشته باشد، بایدها و نبایدهای کلی ارائه دهد و آنها را در نظامی ‌منسجم سامان بخشد؛ و در واقع، ما مدعی هستیم دین اسلام چنین است. آری، تنها بنا بر یک نظریه این بحث برای انسان دیندار بدون موضوع خواهد شد و آن اینکه بگوییم: جدای از بیان خداوند متعال و امر و نهی شرعی هیچ فعلی، خود به خود، خوب یا بد نیست. بنابراین، اگر دین نباشد، سخن گفتن از خوب و بد و معیارآن گزاف خواهد بود. در میان مسلمانان بیشتر متکلمان اهل سنّت، که اشاعره خوانده می‌شوند، بر آن بودند که جدا از بیان خدای متعال و فرمان‌های او هیچ چیز، خود به خود، خوب یا بد نیست و اساسا ًافعال اختیاری انسان فاقد چنین صفاتی است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS