دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق و آداب کارکردن

No image
اخلاق و آداب کارکردن

کار کردن در ساختن زندگی فرد و اجتماع بسیار مهم است و پیشرفت هر ملت وابسته به آن مقدار کاری است که انجام می‌دهد. در برنامه‌های تعلیمی و تربیتی نوجوانان مقوله کار باید گنجانده شود تا آنها دوستدار کار باشند و وجودشان با کار و عشق به کار کردن تلفیق شود. در آموزه‌های اسلامی برای کار و اخلاق کاری احادیث بسیار زیادی وارد شده است. یکی از این موارد رعایت اعتدال در کار است. در این خصوص امام حسن (ع) می‌فرمایند: طلب روزی بیشتر، سنت است و اعتدال در کسب، عفت و عفت‌ورزی هیچ روزی‌ای را از بین نمی‌برد. امام صادق (ع) می‌فرمایند: باید کسب تو برای تأمین زندگی از حد آدم‌های کم‌کار بگذرد و به اندازه اشخاص حریص دنیادوست و دل به دنیا داده نرسد؛ پس خود را در کار و کسب در حد انسانی با انصاف و آبرودار قرار ده و از اشخاص سست و ناتوان بالاترآور و به کسب آن چه مورد نیاز است بپرداز.

 امام صادق (ع) در خصوص استفاده از مهارت و رعایت امانت‌داری در کار می‌فرمایند: هر صنعتگری ناگزیر باید سه خصوصیت داشته باشد تا کار و کسب او رونق پیدا کند، (یکی) این‌که در کار خود ماهر باشد و دیگر این‌که در کار خود امانت به خرج دهد. امام صادق (ع) در خصوص خوش برخوردی در کار می‌فرمایند: یکی از اصول دیگری که صنعتگر باید رعایت کند این است که بتواند نظر مشتری را جلب کند و خوش‌برخورد و خوش رفتار باشد. پیامبر (ص) می‌فرمایند: وای بر صنعتگران امت من از «امروز و فردا کردن».

اهمیت خیرخواهی

در روایات تعبیرات حساس و حیاتی از نصح و خیرخواهی آمده است كه به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:محبوب‌ترین عمل :پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله می‌فرماید: «قالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ اَحَبُّ ما تَعَبَّدَ لِی بِهِ عَبْدِی النُّصْحُ لِی؛خداوند عزّ وجل فرمود: محبوب‌ترین چیزی كه بنده من به آن مرا عبادت می‌كند، خیرخواهی برای من و در راه رضایت من است.‌» در واقع، با خیرخواهی گستره بندگی خداوند بیشتر می‌شود و این تنها ناصح نیست كه بندگی می‌كند؛ بلكه نصیحت پذیرها نیز در مسیر بندگی قرار می‌گیرند. هر كس در مسیر خیرخواهی مردم قدم بردارد، از باب «اَلْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِیالُ اللَّهِ ‌»در مسیر خدا قدم برداشته و حركت در مسیر الهی باعث بالا رفتن مقام و منزلت اخروی او می‌شود. پیامبر (ص) فرمود: «اِنَّ اَعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ یوْمَ الْقِیامَةِ اَمْشاهُمْ فِی اَرْضِهِ بِالنَّصِیحَةِ لِخَلْقِهِ؛ به راستی بلندمرتبه‌ترین مردم در پیشگاه خداوند در قیامت كسی است كه از همه بیشتر تلاش در خیرخواهی مردم كرده است.». برترین عمل :امام صادق علیه السلام فرمود: «عَلَیكُمْ بِالنُّصْحِ لِلَّهِ فِی خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقاهُ بِعَمَلٍ اَفْضَلَ مِنْهُ؛ بر شما لازم است كه خیرخواه خلق خدا برای رضای خدا باشید؛ چرا كه هرگز با عملی كه با فضیلت‌تر از خیرخواهی باشد خدا را در روز قیامت ملاقات نخواهید كرد.»

 امّا نشانه ناصح و خیرخواه چهار چیز است:

 1. به حق داوری و حكم می‌كند؛

 2. و خود نیز حق را مراعات می‌كند و به حق رفتار می‌كند؛

 3. و آنچه برای خود می‌پسندد، برای مردم نیز می‌پسندد؛

 4. و بر هیچ كس تعدّی و تجاوز روا نمی‌دارد. عملی ضروری و فراگیر:نُصح و خیرخواهی فقط یك توصیه اخلاقی نیست؛ بلكه یك وظیفه دینی و اسلامی است و بر همگان لازم است در هر حال خیرخواه برادران مؤمن خویش باشند. امام علی علیه السلام فرمود: «اِمْحَضْ اَخاكَ النَّصِیحَةَ حَسَنَةً كانَتْ اَوْ قَبِیحَةً؛ برادرت را خالصانه نصیحت و خیرخواهی كن؛ خواه اندرز و خیرخواهی تو در نظر او نیك باشد یا زشت.» و امام صادق علیه السلام فرمود: «یجِبْ لِلْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ النَّصِیحَةُ لَهُ فِی الْمَشْهَدِ وَالْمَغِیبِ؛ بر مؤمن واجب است كه خیرخواه برادر مؤمن خود باشد؛ چه در پشت سر و چه در حضور او.»

نگریستن در عاقبت کار

فرجام اندیشی و آینده نگری در هر کاری، نقش بسزایی در سرانجام آن کار خواهد داشت. اگر انسان پیش از انجام دادن هر کار، درباره نتیجه و آینده آن کار تأمل نماید، مسلّما سود و زیان آن، تا حدّ زیادی قابل پیش بینی و کنترل خواهد بود. اگر کار خوبی باشد، سود آن بسیار بیشتر از کار بدون تفکر و اندیشه است و اگر کاری ناشایست یا بیهوده باشد، می توان با خودداری از انجام دادن آن یا آگاهی داشتن نسبت به سود و زیان آن، خسارت احتمالی آن را به حدّاقل رساند. این موضوعی است که در قرآن کریم و احادیث، نسبت به آن، تأکید فراوان شده است و بزرگان دین ما سفارش نموده اند که قبل از انجام دادن هر عملی به «عاقبت» آن فکر کنیم و چنانچه آن را «سودمند» یافتیم، به انجام شدن آن «خوشبین» و به انجام دادن آن «امیدوار» باشیم؛ زیرا دوراندیشی باعث می شود که فرد، کمتر دچار خطا گردد، و پشیمانیِ کمتری به بار می آورد؛ خوش بینی، ذهن را خلاّق و زندگی را شیرین می کند و امید، استعدادها را شکوفا و انگیزه ها را دوچندان می سازد. قرآن کریم و همچنین احادیث، دوراندیشی و آینده نگری را از خصوصیات بارز یک انسان عاقل برمی شمارند و در مقابل، اقدام به انجام دادن کار بدون اندیشه و برنامه را از خصوصیات افراد کم خِرد به حساب می‌آورند. حضرت علی(ع) در نامه ای به مالک اشتر به وی سفارش می کند که در امور کارگزارانش دوراندیش باشد و می فرماید: «در امور کارگزارانت ژرف بنگر، و بر مبنای ارزشیابی درست به کارشان بگمار، نه به انگیزه گرایش های شخصی و نه بر مبنای خودکامگی؛ چرا که این دو، شاخه های جور و خیانت را ریشه اند. به ویژه برای کار، کسانی را برگزین که از تجربه و نجات، بهره مندند که چنین کسانی در اخلاق برترند و در آبرومندی سالم تر، به آزمندی‌های مادّی کمتر نظر دارند و به پایان کار، بیشتر می اندیشند. امام باقر(ع) می فرماید: پیامبر اکرم(ص) فرمود: چون در اندیشه انجام دادن کاری برآمدی، در عاقبت آن تدبّر کن، تا اگر نیک است و در راه درست، به آن دست یازی و اگر مایه گمراهی است، آن را فروگذاری. امام علی(ع) فرمود: آن کس که بدون نگریستن در عاقبت کار، دست به اقدام بزَنَد، خود را گرفتار پیشامد می سازد. اندیشیدن در کار، پیش از اقدام کردن به آن، سبب ایمنی از لغزش‌هاست. کار امروز را به فردا مسپار! این، همیشه و همه جا باید مدّ نظر انسان باشد؛ زیرا هیچ کس از فردای خویش خبر ندارد که زنده است یا مرده. انسان باید از امروز خود به بهترین شکل استفاده کند و بهره کافی از ایام عمر خویش ببرد؛ زیرا معلوم نیست فردا هم از آن او باشد.

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب اخلاق و آداب در تبلیغ

کتاب اخلاق و آداب در تبلیغ

این کتاب به بیان بایسته های اخلاقی و معنوی, شرایط موفقیت در تبلیغ دینی و ویژگی های عملی و اخلاقی مبلغان پرداخته است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS