دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادات مفاجأه

"مفاجأه" مصدر باب "مفاعله" از مادهی "فجأ" و در لغت به معنای رسیدن و وارد شدن ناگهانی است...
No image
ادات مفاجأه

 

نویسنده: سهيله خائفي

كلمات كليدي : مفاجأه، "بَيْنَا"، "بَيْنَما"، "إذ" فجائيه، "إذا"‌ي فجائيه

"مفاجأه" مصدر باب "مفاعله" از مادهی "فجأ" و در لغت به معنای رسیدن و وارد شدن ناگهانی است.[1] "مفاجأه" در اصطلاح نحو عبارت است از رسیدن و وارد شدن ناگهانی آنچه بعد از ادات مخصوص آمده هنگام تحقق معنای کلام سابق.[2] این ادات مخصوص که در میان کلام واقع می‌شوند عبارتند از: "إذ" و "إذا".[3] به عنوان مثال "إذا" در عبارت «إشتدت الریحُ فإذا البحرُ هائج» از ادات مفاجأه بوده و بر وقوع طوفان و متلاطم شدن ناگهانی دریا هنگام وزیدن شدید باد دلالت دارد.

 وجه نامگذاری[4]

معنای لغوی مفاجأه (رسیدن و وارد شدن ناگهانی) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که ذکر ادات مخصوص مفاجأه در کلام بر وارد شدن و رسیدن ناگهانی آنچه بعد از آن ادات آمده به هنگام تحقق کلام سابق، دلالت دارد. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل رسیدن و وارد شدن ناگهانی به غیر ادات مخصوص[5] نیز می‌شود.

 جایگاه "ادات مفاجأه"

در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "ادات مفاجأه" سه رویکرد مشاهده

می‌شود؛ بعضی[6] در ضمن بررسی اسمهای مبنی، با عنوان ظروف مبنی به بررسی ادات مفاجأه پرداخته و بعضی دیگر[7] در مباحث پایانی عنوان کلی "ظرف زمان و مکان" با بررسی بعضی از ظروف مبنی به "ادات مفاجأه" اشاره کردهاند و در مقابل بعضی[8] "ادات مفاجأه" را در ضمن عنوان کلی "ادات" در کنار سایر ادات، مورد بررسی قرار دادهاند.

ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی مفردات، هر یک از ادات مفاجأه را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آنها در مفاجأه اشاره می‌کند.

 نحوه‌ی کاربرد و جایگاه "ادات مفاجأه" در کلام

در این بخش با توجه به نوع "ادات مفاجأه"، به بررسی نحوهی کاربرد و جایگاه آنها در کلام اشاره می‌شود:

 1. "إذا"

این لفظ از ادات مفاجأه بوده که در این صورت به جمله اسمیه، اختصاص دارد؛[9] مانند: «فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إذا هُمْ یُشْرِکُونَ»؛[10] در این آیه شریفه "إذا" از ادات مفاجاه بوده[11] و بر جملهی اسمیه (هُمْ یُشْرِکُونَ) وارد شده است.

"اذا"ی فجائیه نیاز به جواب نداشته و در ابتدای کلام واقع نمی‌شود.[12]

 2. "إذ"

این لفظ از ادات مفاجأه بوده که در این صورت قبل از آن لفظ "بَیْنَا" یا "َبَیْنَمَا"[13] و بعد از آن فعل ماضی به کار می‌رود؛[14] مانند: «بَیْنَا أَنَا مُنْطَلِقٌ إذْ جَاءنی زید»؛ در این مثال "إذْ" از ادات مفاجاه است که قبل از آن لفظ "بَیْنَا" آمده و بعد از آن فعل ماضی (جَاء) به کار رفته است.

ذکر این نکته قابل توجه است که لفظ "بین" در "بینا" و "بینما"، اسم و ظرف زمان بوده و "الف" و "ما"ی متصل به آخر آن حرف زائد هستند. این ظرف به جمله بعد خود اضافه شده[15] و کلام بعدی مترتب بر آن جمله و به منزله جواب است.[16]

 نکته

در میان عالمان نحو در بیان نوع کلمه "إذا" و "إذ" فجائیه دو رویکرد مشاهده میشود؛ بعضی آن دو را حرف[17] و بعضی دیگر ظرف دانستهاند.[18]

 "ادات مفاجأه" در قرآن و حدیث

1. آیه «فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ یَنْکُثُونَ»،[19] (اما هنگامی که بلا را پس از مدت معینی که به آنها میرسیدند از آنها بر می‌داشتیم پیمان خویش را می‌شکستند)؛ در این آیه شریفه "إذا" از ادات مفاجأه بوده و بر جمله اسمیه (هُمْ یَنْکُثُونَ) وارد شده است.[20]

2. حدیث «إِنَّ أَهْلَ اَلدُّنْیَا کرَکْبٍ بَیْنَا هُمْ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ فَارْتَحَلُوا»،[21] (و همانا مردم دنیا چون کاروانی باشند، که هنوز بارانداز نکرده کاروانسالار بانگ کوچ سر دهد تا بار بندند و برانند!)؛ در این حدیث شریف "إذ" از ادات مفاجأه بوده و بر فعل ماضی (صَاحَ) وارد شده است.

 نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که ادات مذکور ممکن است در غیر مفاجأه نیز بهکار روند؛ از این رو در بخش مفردات هر یک از آنها با عنوان مستقلی مطرح شده و کاربردهای دیگر آن مورد بررسی قرار می‌گیرند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS