دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادب و تربیت نیکو

هیچ ارث و میراثی مانند ادب نیست.
ادب و تربیت نیکو
ادب و تربیت نیکو

ادب و تربیت نیکو

قال علی (ع) :« لا میراثَ کالأدب » (نهج البلاغه ، حکمت 113)

یکی از مسائلی که در اسلام مورد تأکید قرار گرفته، ادب و تربیت نیکو برای فرزندان است. در اسلام، فرزند صالح و شایسته که در سایه آداب اسلامی پرورش یافته، گلی از گلهای بهشت خوانده شده است.

پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند :

« الولدُ الصالحُ ریحانةٌ من ریاحین الجنّة »[1]

فرزند نیکو و شایسته، گلی از گلهای بهشت است.

در مقابل، فرزند بد که تحت تربیت اسلامی و ادب صحیح قرار نگرفته باشد، باعث سرافکندگی و بی‌آبرویی خانواده خود خواهد بود.

حضرت علی(ع) می‌فرمایند :

« ولدُ السّوء یَهدم الشّرفَ و یَشین السّلفَ »[2]

فرزند بد، باعث خراب شدن شرافت و بزرگی می‌شود و گذشته انسان را زشت و نابود می‌کند.

بنابراین، ضروری است که فرزندان خود را از همان دوران طفولیت و کودکی به آداب اسلامی تربیت کنیم. امام صادق (ع) می‌فرمایند :

« إنّ خیرَ ما وَرث الآباء لأبنائهم الأدب، لا المال؛ فان المال یَذهب و الأدب یَبقی »[3]

همانا بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث می‌گذارند، ادب وتربیت است نه مال؛ چراکه مال از بین می‌رود ولی ادب باقی می‌ماند.

آورده‌اند، روزی که می‌خواستند سقراط را محاکمه کنند، از او پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟ سقراط گفت : بزرگترین آرزوی من این است که به بلندترین مکان در آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم: ای رفقا! چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال‌های عمر خود را به جمع‌آوری ثروت و طلا می‌گذرانید؟ در حالی‌که آنگونه که شایسته است در تعلیم و تربیت اطفالتان؛ که روزی مجبور هستید ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همّت نمی‌گمارید!؟[4]

    پی نوشت:
  • [1]. حر عاملی، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت لاحیاء الثراث، 1404هق، جلد 21، ص358
  • [2]. آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378ه.ش، حدیث 9356
  • [3]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ج8، ص 150
  • [4]. رحمتی شهرضا، محمد، گنجینه معارف، انتشارات پیام علمدار، چاپ دوم، 1388هش، جلد 3، ص239

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS