دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادخال سرور others happy

No image
ادخال سرور others happy

كلمات كليدي : ادخال سرور، نفع، مؤمنين، شادي، حاجت

نویسنده : اصغر صفرزاده

براساس آموزه‌های دینی، مؤمنین، برادران دینی همدیگر بوده[1] اعضای به هم پیوسته یک پیکرند که روح برادری بر کالبد آن سایه‌انداخته است و باید در سختیها و مشکلات یکدیگر شریک باشند و با این کار گره‌ای از مشکلات همدیگر باز کرده، شادی برای یکدیگر هدیه دهند.

تعریف ادخال سرور

در بیان عرف و شرع ادخال سرور تعبیر عامی است و شامل هر عملی می‌شود که مشکلی از مؤمنی برداشته شده و باعث شادی وی گردد. چرا که برآوردن حاجات برادران دینى موجب سرور و خوشحالى ایشان مى‌گردد و ثواب چنین کاری از حدّ و اندازه بیرون است.

شاد کردن دلى بهتر از آباد کردن کشورى است. زیرا دلهاى غمناک، خانه خداوند پاک است.[2] پس کسى که آن را به شادى مرمّت کند خانه خدا را مرمّت کرده است و همه مخلوق و بندۀ خدا هستند و هر که بندۀ کسى را شاد کند مولاى او را شاد کرده است.

ادخال سرور از منظر قرآن و سنت

در قرآن کریم مؤمنین یار و یاور همدیگر خوانده شده‌اند[3] و در مورد همدیگر مسئول هستند و باید در روز قیامت جوابگو باشند. به همین خاطر در کتابهای حدیث و اخلاقی حقوق و آدابی در رابطه با برادران دینی بیان شده است که به مواردی در ادامه مطالب اشاره خواهد شد.

در بیان معصومین، مخلوقات خداوند که سرسلسله آنها بندگان الهی هستند عیال الهی شمرده شده‌اند و محبوبترین بندگان خدا کسى است که به خانواده خدا سود رسانده، شادی و سرور را بر اهل بیتش ارزانی دارد،[4] و شاد ساختن مؤمنان در زمره بهترین عبادتها شمرده شده است آنجا که امام باقر علیه السلام می فرماید:

«لبخند شخص به روى برادر مؤمن حسنه است و برداشتن خار و خاشاکى از وى حسنه است و خدا به چیزى محبوبتر از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده است».[5]

در جای دیگری نیز فرموده‌اند:

«در مناجاتى که خدا با بندۀ خود موسى علیه السّلام کرد فرمود: مرا بندگانى است که بهشت خویش را بر آنان مباح و ارزانى داشته‌ام و آنان را در آن فرمانروا ساختم. پرسید: خدایا، اینان کیانند؟ فرمود: هر که مؤمنى را خوشحال سازد. آنگاه امام فرمود: مؤمنى در مملکت پادشاه ستمگرى بود و آن ستمگر قصد او کرد. مؤمن از آنجا به سرزمین شرک گریخت و به خانۀ یکی از مشرکین وارد شد. وى به او پناه داده با او با مهربانى رفتار نمود و ادب میزبانى را در حق او رعایت کرد. چون مرگ آن مشرک فرا رسید خداوند به او وحى کرد که به عزت و جلالم سوگند اگر براى تو در بهشت جائى بود تو را در آن جاى مى‌دادم و لیکن بهشت بر کسى که مشرک بمیرد حرام است. امّا اى آتش او را بترسان و مسوزان و آزارش مرسان و بامداد و شامگاه روزى او مى‌رسد. راوى گوید: پرسیدم که از بهشت؟ فرمود: از هر کجا که خدا خواهد».[6]

ابان بن تغلب ـ یکی از اصحاب خاص امام صادق(ع)ـ می‌گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند: هر کس خانۀ خدا را طواف کند خدای تعالی برای او در نامۀ اعمالش شش هزار ثواب نوشته و شش هزار گناه محو می کند و رتبه‌اش را شش هزار درجه بالا می‌برد -و در روایتی دیگر شش هزار حاجت او را برآورده می‌سازد- آنگاه فرمودند: فضیلت قضای حاجت مؤمن بیشتر از یک طواف است و همین طور ارزش آن را شمردند تا به ده طواف رسیدند(یعنی ارزش برآورده کردن حاجت مؤمنی بیش از ارزش ده طواف می‌باشد.)[7]

با اینکه در احادیث و آموزه‌های دینی ما مزاح بسیار و بذله گویی مورد نکوهش واقع شده است اما مزاح اندک که از حق تجاوز نشود و مشتمل بر سخن باطل یا ایذاء و اهانتى نباشد و باعث شکفتگى خاطرى گردد ناپسند نیست و مکّرر از حضرت رسول اکرم-صلّى اللّه علیه و آله– و امامان(ع) صادر شده است.[8]

آثار و فوائد ادخال سرور

آثار ونتایجی در آموزه های دینی در این مورد بیان شده است که به مواردی از آنها اشاره می‌شود:

1ـ شاد و مسرور کردن خداوند متعال و خاتم انبیاء حضرت محمد (ص).[9]

2ـ هر تبسم بر روی برادر دینی با این زحمت کم به عنوان یک حسنه شمرده شده است.[10]

3ـ از محبوبترین اعمال شمرده شده است.[11]

4ـ برآوردن حاجت مؤمن برابر با خدمت در راه خدا در تمام عمراست.[12]

5ـ اقدام در جهت قضای حاجت مؤمن هر چند که موفق به آن نشود برابر با اعتکاف دو ماه است.[13]

6ـ بخشودگی هفتاد و سه گناه از او.[14]

7‌ـ برطرف کردن73 سختی از او، یکی در دنیا و 72مشکل در قیامت.[15]

همان قدر که براى ادخال سرور بر قلب برادران دینى فضیلت بیان شده، به همان مقداربرای اندوهگین کردن آنها معصیت و عذاب ذکر شده است. و کسى که از غمناکى بندگان خدا شاد شود ، دارای نفسی خبیث و طینتی ناپاک است.

چنین افرادی به دنبال آن هستند که أخبار وحشتناک و ناراحت کننده را به مردم برسانند و چون خبرى بشنوند که موجب غم و اندوه کسى شود، آرام نمى‌گیرند تا آن خبر را به او برسانند.[16]

مقاله

نویسنده اصغر صفرزاده
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS