دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادخال سرور

رسول اکرم اسلام فرمودند: محبوب‌ترین کار نزد خدای بزرگ، شادمان کردن مؤمنان است.» (اصول کافی، ج2، ص151)
ادخال سرور
ادخال سرور

ادخال سرور

قال رسول الله(ص): «انَّ احَبَّ الْاعْمالِ الَی اللَّهِ عَزَّوَجلَّ ادْخالُ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤمِنینَ»

از جمله کارهایی که در فرهنگ اسلام ارزش والایی دارد و توصیه فراوانی به آن شده، و پاداشی بس بزرگ برای آن در نظر گرفته شده، «ادخال سرور» در قلب مؤمن است. سروری که نزد خداوند متعال مأجور بوده و موجب شادی رسول خدا و ائمه اطهار ‌شود. آنچه در نگاه اول از معنای سرور به ذهن سبقت می‌گیرد خنداندن دیگران است، اما این پندار شایع معنای تام و کاملی از ادخال سرور نیست، و حتی شاید در بعضی مواقع یک کار لغو و بیهوده محسوب شود. روزی امیرالمؤمنین(ع) به همراه عده‌ای از یارانشان از مسیری عبور می‌کرد. شخصی از راه رسید و عبای ایشان را از دوش حضرت برداشت و فرار کرد. همراهان حضرت از پی او دویدند و در نهایت او را به همراه عبا تسلیم حضرت کردند. امام علی(ع) با اشاره به آن فرد از همراهانش پرسید که او کیست؟ عرض شد: این فرد دلقکی است که با کارهایی از این قبیل مردم مدینه را می‌خنداند و موجبات شادی آنها را فراهم می‌کند. حضرت بی‌توجه به آن شخص فرمود: به او بگویید خدا روزی دارد که در آن روز اهل کارهای بیهوده و باطل می‌فهمند که دستشان خالی است.[1]

ادخال سرور در معنای واقعی خویش جایی است که شادی جای غم می‌نشیند و این امر زمانی حاصل می‌گردد که غم از دل به کلی برود؛ حال اگر کسی را که مشکلات فراوان مادی وی را احاطه کرده و توانایی رفع آنها را ندارد خنداندی؛ غم را از دل وی شسته‌ای؟ قطعاً چنین نیست.

براساس مطالب بیان شده می‌توان نتیجه گرفت که هر کار خیر در قبال مؤمنین که باعث شادی قلبی ایشان شود در قالب «ادخال سرور» معنا می‌یابد. امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید: هرکس بر مؤمنى سرور وارد کند (کنایه از این‌که او را از گرفتارى‌ای نجات دهد، قرضش را ادا کند، به عیادتش برود، حاجتش را روا نماید) خداوند، عمل او را مجسم کند تا وقت مرگش به او بگوید: اى دوست خدا! بشارت باد تو را به کرامت و رضوان الهى. این عمل مجسم با او هست تا داخل قبر شود. باز همان بشارت را بدهد چون به محشر درآید، باز هم همان بشارت را بدهد و در هر هولى با او هست‌ و همان بشارت را مى‌دهد؛ مؤمن از این چهره بشارت دهنده مى‌پرسد: کیستى؟ پاسخ مى‌دهد: سرورى هستم که براى فلان کس آوردى.[2]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS