دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادله عدالت صحابه

No image
ادله عدالت صحابه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : صحابه، عدالت صحابه، عملكرد صحابه، صحابه نزد اهل سنت، صحابه نزد فرق اسلامي

از مسائل مهمی که همواره در منازعات علمی مورد بحث واقع می­شود مسأله عدالت صحابه است که اهل­سنت بدان پرداخته­اند تا حدی که گفته شده باید به پاکی و افضلیت همه صحابه از افراد بعد از ایشان، اعتقاد داشت که این اعتقاد تمام علماء و معتمدین است؛[1] در حالی که تشیع انتقادی جدی به آن وارد می­نماید.[2] در این مقاله به ادله مدافعین عدالت صحابه که به بیانات مختلف از اهل­سنت بیان شده، می­پردازیم.

آیات قرآن

خطیب بغدادی در کتاب الکفایه به چند آیه اینگونه استدلال می­کند که این آیات در مورد تمام صحابه می­باشد و معنی هر یک دلالت بر طهارت و پاکی و منتخب بودن تمام آنها از سوی خداوند است، مانند:

1. شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده‌اند.[3]

2. همان‌گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‌اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است.[4]

3. به معروف امر می­کنند و از منکر نهی می­کنند.[5]

4. خداوند از مؤمنان- هنگامى که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضى و خشنود شد خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود مى‌دانست از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزى نزدیکى به عنوان پاداش نصیب آنها فرمود.[6]

5. و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.[7]

6. پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند و باغهایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ.[8]

7. اى پیامبر! خداوند و مؤمنانى که از تو پیروى مى‌کنند، براى حمایت تو کافى است (فقط بر آنها تکیه کن).[9]

8. این اموال براى فقیران مهاجرانى است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالى که فضل الهى و رضاى او را مى‌طلبند و خدا و رسولش را یارى مى‌کنند و آنها راستگویانند! و براى کسانى است که در این سرا (سرزمین مدینه‌) و در سراى ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانى را که به سویشان هجرت کنند دوست مى‌دارند، و در دل خود نیازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‌کنند و آنها را بر خود مقدّم مى‌دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند کسانى که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده‌اند رستگارانند! (همچنین) کسانى که بعد از آنها (مهاجران و انصار) آمدند و مى‌گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‌اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمى.[10]

اهل­سنت با این آیات استدلال نموده­اند که تمام صحابه عادل هستند و نباید نسبت به حال آنها بررسی و جستجو شود؛ چرا که این آیات تمام صحابه را شامل می­شود.

روایات

اهل­سنت برای استدلال بر عدالت مجموع صحابه به روایاتی از رسول­اکرم(ص) استناد جسته­اند از جمله:

1. خیر القرون قرنی.‌[11]

بهترین قرنها قرن من است.

2. لاتسبوا اصحابی فلو أنفق أحدکم مثل أحد ذهبا ما بلغ مد أحدهم و لا نصیفه.[12]

به اصحاب من دشنام ندهید، چراکه اگر کسی از شما مانند کوه احد طلا انفاق کند مانند یک مد طعام انفاق آنها نمی­شود.

3. اصحاب من مانند ستارگان هستند؛ به هر کدام از ایشان اقتداء کنید هدایت می­شوید. همچنین از آن حضرت روایت نموده­اند که: خداوند اصحاب من را از جمیع مردم (به جز انبیاء) انتخاب نمود.[13]

4. خدا را، خدا را (در نظر بگیرید) نسبت به اصحابم. ایشان را بعد از من هدف اغراضتان قرار ندهید. پس کسی که ایشان را دوست دارد پس به دوستی خودم ایشان را دوست می­دارم و کسی که بغض آنها را داشته باشد مبغوض من هستند، کسی که ایشان را بیازارد من را آزرده و کسی که من را بیازارد خدا را آزرده، و کسی که خداوند را بیازارد ، نزدیک است که (ایمانش) گرفته شود.[14] البته واضح است که این روایات از روی احادیث نبوی که در شأن اهلبیت(ع) بیان شده، جعل شده­است؛ چراکه رسول الله(ص) فرمودند: ای فلانی به علی دشنام نگو؛ چون هر کس به او دشنام دهد مرا ناسزا گفته و هر کس به من دشنام دهد به خدا ناسزا گفته.[15] همچنین فرمودند: أَیُّهَا النَّاسُ اللَّهَ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی فَإِنَّهُمْ أَرْکَانُ الدِّینِ وَ مَصَابِیحُ الظُّلَمِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْم.[16]

اجماع

ابن­حجر عسقلانی مدعی است که عدالت تمام صحابه اتفاقی است و فقط عده­ای از بدعت گزاران عقیده­ای برخلاف این اتفاق نظر دارند.[17] در واقع ابن­حجر اجماعی بودن این نظریه را دلیلی بر این نظریه عنوان نموده در حالی که خود معترف است که مخالفتهائی با این نظر وجود دارد اما وی نظر مخالف را باطل و بدعت می­داند.

ابن عبدالبر در استیعاب نیز اینگونه ادعای اجماع نموده که: ما از بحث کردن از احوال صحابه بی­نیاز هستیم زیرا اجماع اهل حق از مسلمین (اهل سنت و جماعت) بر این است که تمام صحابه عادل هستند. [18] ابن­اثیر گفته: تمام صحابه عادل هستند و جرحی برای ایشان راه ندارد.[19]

عقل

اگر هیچ آیه و روایتی برای فضیلت صحابه هم وارد نمی­شد اعمال و رفتار صحابه در نصرت دین و جهاد و و دفاع از رسول­الله(ص) و بذل مال و جان خود و....موجب یقین به عدالت آنها است.[20] و به عبارت دیگر با وجود صحابه دین و قرآن و سنت ثابت می­شود و اگر کسی عدالت صحابه را قبول نداشته باشد، با دین و قرآن و سنت به مخالفت پرداخته و به همین دلیل ابو زرعه رازی گفته است: اگر کسی نقصی به یکی از اصحاب رسول­الله(ص) وارد کرد بدان که زندیق است؛ زیرا که پیامبر(ص) حق است و قرآن حق است و آنچه را که پیامبر(ص) آورده حق است و تمام این امور حقه را صحابه به ما رسانده­اند و این افرادی که به صحابه اشکال وارد می­کنند می­خواهند شاهدهای ما را نابود کنند تا اینکه کتاب و سنت را باطل کنند. [21] این بود ادله­ای که اهل­سنت با آن در صدد اثبات عدالت صحابه هستند و ما در مقاله دیگری به نقد این ادله پرداخته­ایم و ثابت نموده­ایم که ادله عدالت شامل تمام صحابه نمی­شود.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS