دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارباب خمس

No image
ارباب خمس

كلمات كليدي : خمس ، سهم امام ، سادات ، حكومت اسلامي

نویسنده : اکرم نظری

از لحاظ لغوی ارباب جمع ربّ و معنای مناسب با این بحث صاحب و مالک است که در کل ارباب خمس همان مالکان و صاحبان خمس است. ودر اصطلاح ارباب خمس را مستحقین خمس گویند، که موارد مصرف خمس را شامل می‌شود یعنی اشخاصی که بر طبق ایه خمس حق بر یک پنجم از غنائم و فوائد را دارند، که به خدا و پیامبر (ص) و امام و یتیمان و مساکین و ابن سبیل از ایشان تعلّق می‌گیرد.

در قرآن مجید در رابطه با خمس فقط یک آیه آمده است و آن هم بعد از پیروزی مسلمانان در جنگ بدر در هنگام تقسیم غنائم جنگی میان مسلمانان بوده است.

«وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»

«بدانید هر غنیمتی که بدست شما می‌رسد یک پنجم آن برای خداوند متعال و پیامبر و اهل بیت (علیهم‌السلام) و یتیمان و مستمندان و در راه سفر ماندگان می‌باشد، اگر ایمان به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائی حق از باطل (جنگ بدر) نازل کردیم، دارید و خداوند بر هر چیزی تواناست.»

در آیه فوق کلمه غَنم ذکر شده که در لسان العرب جلد 12 به معنی دسترسی یافتن به چیزی بدون مشقت عنوان شده است و فقط به غنائم جنگی منحصر نمی‌شود و به هر چیزی که بدون زحمت به انسان می‌رسد را شامل می‌شود.

سهم خدا و سهم پیامبر وسهم ذی‌القربی هر سه متعلق به رهبر حکومت اسلامی است و او زندگی ساده خود را از آن اداره می‌کند. و بقیه را در مخارج گوناگونی که لازمه مقام رهبری است مصرف خواهد نمود، یعنی در حقیقت در نیازهای جامعه و مردم هزینه می‌شود.[1]

منظور از ذی‌القربی امامان اهل بیت (ع) می‌باشد چون آنها جانشینان پیامبر و رهبران حکومت اسلامی بوده و هستند.

و مراد از ابن سبیل که در آیه ذکر شده، در راه مانده‌ای از بنی‌هاشم و سادات است. اگر چه ظاهر آیه مطلق است و قیدی دیده نمی‌شود زیرا زکات بر نیازمندان بنی‌هاشم حرام است و باید احتیاجات آنها را از طریق دیگری تأمین کرد و این خود قرینه است بر اینکه منظور از آیه فوق خصوص نیازمندان بنی‌هاشم است.

روایت ذیل مربوط به خمس از منظر آیت الله مکارم شیرازی است.[2]

«وَهُوََ حَقِّ مالی یَثْبتُ لله ولِرَسُولِه والاَئمة الهادین مِنْ اَهْلِ بَیْتِه وبنی‌هاشم فی مالِ مَخصوصِ بِالاِصالة»

«خمس حق مالی است که برای خدا و رسولش و امامان هدایت‌گر از اهل بیت پیامبر (ص) واولاد هاشم در مال مخصوصی که در اصل شریعت این حق مشاهده شده است، قرار گرفته است.»

تبیین علمی واژه

همانطور که از ظاهر آیه 41 سوره انفال استفاد می‌‌شود خمس به شش سهم تقسیم می‌شود، سه سهم که به سهم امام معروف است عبارت از: یک سهم از آن برای پروردگار و یک سهم برای حضرت رسول (ص) و یک سهم مال ذی‌القربی است.پس سهم خدا و رسول (ص) از طریق ارث و سهم ذی‌القربی که بالاصالة در اصل شریعت است تعلق می گیرد این حق متعلق به امام است. و این سه تا سهم در زمان ما به نام سهم امام شناخته شده و هم اکنون این حق، حق صاحب الزمان (عج) است که در زمان غیبت ایشان باید به نائب عام او یعنی مجتهد عادل شیعه مذهب که جامع شرائط فتوی است یا نماینده او بدهند آن گاه آن مجتهد جامع الشرایط سهم امام را با نظارت خویش در مصالح مسلمین مصرف می کند.

سه سهم دیگر از شش قسم که به سهم سادات معروف است، حق یتیمان سادات و فقراء سادات و ابن سبیل در راه ماندگان سادات می‌باشد و مشهور فقهاء می‌گویند هر کسی از ناحیه پدر منسوب به عبدالمطلب باشد از سادات است. و لذا فرزندان حضرت امیر (ع) از ناحیه ایشان از سادات می‌باشند نه از ناحیه مادر و این مبدأ سیادت برای تعلق خمس است.

جایگاه عملی واژه در علم مربوطه

تقسیم خمس و شریک قرار دادن حق تعالی به منظور اهمیت موضوع و اشاره‌ای به تشریف حق مالی و مصونیت بخشیدن به آن از ترس استیلاء و غصب ظالمان و دستمزد نااهلان است. چرا که این حق مالی را خدا به رهبر حکومت اسلامی واگذار می‌کند، اهمیتی به سزا در اداره تشکیلات دولت اسلامی دارد و بزرگترین وسیله حرکت و فعالیت دستگاه حرکت اسلامی و حیاتی‌ترین بخش اقتصاد مسلمین به شمار می‌رود.

امروزه نیمی از خمس سهم امام پشتوانه اقتصادی حوزه‌های علمیه شیعه و برنامه‌های تبلیغی و فرهنگی و هر گونه فعالیت دینی و عملی که نیاز به هزینه دارد و در کل آنچه که به صلاح دید فقهاء قرار گرفته باشد مصرف می‌شود.

و این امر سبب استقلال اقتصادی برنامه‌های علمی و تبلیغی جهان تشیع شده است. و این استقلال خود موجب پیشرفت در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی و حتی انسانی و اسلامی به سوی تکامل و تعالی می‌شود چرا که در رسیدن به مقصود علاوه بر نیروهای معنوی احتیاج زیادی به بودجه مالی هم در بخش خودسازی و خودکفائی داخلی هم در تهیه نیرو برای دفاع از حوادث خارجی است و حصه‌ی دیگر خمس جهت گذراندن زندگی اقتصادی طوائف سه گانه (یتیم و مسکین و ابن‌سبیل) از سادات مصرف می‌شود.

مقاله

نویسنده اکرم نظری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS