دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتباط با عالم معنا

No image
ارتباط با عالم معنا

ارتباط با عالم معنا

دقت و مواظبت آیت الله بافقى در مصرف مال حلال، تقید به موازین اسلامى، تهجد و شب زنده دارى و تلاش براى تطبیق رفتارهاى فردى و اجتماعى بر پایه آموزه هاى قرآنى و روایى، توسل به ائمه اطهار(علیه السلام) و... موجب شد تا وى به لطافتى از روح و معنویتى دست یابد که در زمره اهل دل و مرتبط با عالم معنا و ماوراى طبیعت قرار گیرد.

زمانى که آیت الله بافقى به همراه دیگر مؤمنان در حال ساختن مسجد حسین آباد بود، روزى هنگام کمک در بنایى به دیگران فرمود: «آجرها را از زیر برف بیرون بیاورید، من مى بینم که در این مسجد نماز نخواهم خواند و مرا یا از قم یا از مسجد جمکران بیرون مى برند.»[35] این در مقطعى بود که هنوز ماجراى آمدن زن رضاشاه و برخورد وى با رضاخان رخ نداده بود.

آیت الله بافقى هشت سال قبل از جریان قانون متحدالشکل شدن لباس و اجبار مردم به پوشیدن کلاه شاپو، در شهر رى در جمع عده اى از مردم قم که پس از زیارت حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) به ملاقات ایشان رفته بودند، فرمود: منتظریم! آن جمع گفتند: در انتظار چه هستید؟ آیت الله بافقى ادامه داده بود: «منتظر آمدن کلاهى که اطراف آن مانند (کیف) گهواره اطفال دوره دارد.» و به شرح این کلاه پرداخته بود... .

آقاى رازى مى گوید:

حاج شیخ رجبعلى خیاط، چند مرتبه قبل از فوت برایم تعریف کرد که از پیش گوییها و اخبار غیبى مرحوم آیت الله بافقى از آینده، به این نتیجه رسیدم که وى رابطه اى با عالم حقیقت و ماوراى طبیعت و مرکز ولایت آل عصمت دارد.» مرحوم رجبعلى خیاط مى گوید:

«در سال 1347هجرى که ایشان (آیت الله بافقى) از زندان آزاد شده بود، سیدى راستگو و فردى موثق از وى پرسیده بود که چه وقت به قم مراجعت مى کند. مرحوم بافقى پاسخ داده بود: هر وقت که شمالى ها (روس ها) از شمال و جنوبى ها (انگلیس ها و آمریکایى ها) از جنوب وارد ایرانشده، پایتخت را محاصره کردند و رضاخان را بردند، من هم به قم باز خواهم گشت. این سید موثق مى گوید: این مطالب را یادداشت کردم تا واقعه شهریور 1321ش رخ داد، پس از چند روز از واقعه تبعید رضاخان پیش گویى آیت الله بافقى به ذهنم خطور کرد، جویاى او در شهر رى شدم، گفتند که چند روز است به قم رفته.»[36]

رازى مى گوید:

«آیت الله بافقى همواره بر این نکته تأکید مى کرد که من زنده مى مانم و از بین رفتن رضاخان را خواهم دید.»

بافقى چهار سال پس از مرگ رضاخان وفات کرد.[37]

از آیت الله بافقى کرامات بسیارى یاد مى کنند. رازى مى نویسد:

«عده زیادى از آن دو مأمور نقل مى کنند که آن ها مى گویند: ما ناچار بودیم در متابعت از ایشان هرکجا که مى رود، در اطراف تهران برویم. لذا شب یا روز، هر وقت که به راه مى افتاد از پى او مى رفتیم حتى بعضى از شب ها که در نیمه شب به راه مى افتاد از عقب او روان مى شدیم. ولى غالباً او به طى الارض راه مى پیمود. زیرا هرچه ما تند مى رفتیم به او نمى رسیدیم، با این که او آهسته و متعارف راه مى رفت. در بعضى از شب ها که به زیارت امامزاده ابوالحسن عریضى، نزدیک شهر رى مشرف مى شد و در نیمه شب مى رسید، پشت در مى آمد و دعایى مى خواند که درِ باغ امامزاده حرم امامزاده ابوالحسن بر وى گشوده و داخل مى شد و در بسته مى شد تا ما داخل نشویم و پس از مدتى بیرون مى آمد و باز در بسته مى شد. این داستان و طى الارض او را به مافوق خود اطلاع دادیم و ما را از در منزل ایشان برداشته، او را آزاد گذاردند.»[38]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS