دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش معنوی صدقه

No image
ارزش معنوی صدقه

 یکی از آموزه‌های دستوری قرآن،صدقه است. در بسیاری از روایات، صدقه با دو اثر جذب منفعت و دفع بلا مورد تأكید قرار گرفته است.

از این‌رو صدقه دادن در هر روز به ویژه برای دفع بلا و رفع گرفتاری‌ها به عنوان مستحب معرفی شده و از مؤمنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بیمه كنند. فرموده‌اند: شخصى از مال فراوان و بسیار خود، صد هزار دینار صدقه می‌دهد، و دیگرى از تمام دارایى خود که دو درهم است یک درهم صدقه می‌دهد که غیر از آنها هیچ ندارد، پس همین یک درهم از آن صد هزار بهتر و برتر است». آیا این روایت معتبر است؟ دلیل آن چیست؟ یعنی با این‌که یک درهم نسبت به صدهزار درهم بسیار ناچیز است، باز ارزشش نزد خدا به دلیل ایثار شخص بیشتر است؟ ارزش صدقه نزد خدا به مقدار صدقه است، یا این‌که شخص چه کسری از اموال خود را بخشیده است؟ در ارزش‌گذاری یک عمل، عوامل بسیاری دخالت دارند؛ مانند اخلاص، کمیت، سختی عمل و... بنابراین اگرچه کمیت و مقدار عمل نیز در ارزش‌گذاری اعمال دخالت دارد، امّا بدون شک میزان و ارزش واقعی بر اساس اخلاص و پاکی خود عمل است.خداوند می‌فرماید: آن‌کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مى‌‌‌کنید، و او شکست ‌‌ناپذیر و بخشنده است.[1]همین‌طور اگرچه مقدار صدقه مهم است، اما با توجه به آیاتی از قرآن، نسبت صدقه به کل دارایی نیز از معیارهای مهم برای ارزش‌گذاری صدقه است:الف. آنهایى که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیب‌جویى می‌‌کنند، و کسانى را که (براى انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانایى خود دسترسى ندارند، مسخره می‌‌نمایند، خدا آنها را مسخره می‌‌کند (و کیفر استهزا کنندگان را به آنها می‌‌دهد) و براى آنها عذاب دردناکى است.[2]ب. آنان که امکانات وسیعى دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدستند، از آنچه خدا به آنها داده انفاق نمایند، خداوند هیچ‌کس را جز به مقدار توانایى‌ای که به او داده تکلیف نمی‌کند، خداوند به زودى بعد از سختی‌ها آسانى قرار می‌‌دهد. [3]  همچنین پیامبر اسلام (صلی الله علیه ‌و آله) فرمود: بهترین صدقات بذل مال نمودن مرد فقیر است‌.[4] لذا گفته شد سخى‌‌ترین مردم آن کسى است که با نداشتن چیزى،‌ بخشش کند.بر این اساس معیارهای متعددی برای وزن اعمال وجود دارد که برخی بر برخی دیگر مقدم هستند.بله، اگر دو مورد از هر جهت مانند میزان اخلاص و میزان سرمایه در یک اندازه باشند، حتماً مقدار انفاق، میزان برتری است، امّا اگر دو نفر یکی با سرمایه چند میلیاردی و دیگری با سرمایه یک میلیونی هر کدام نیم میلیون در راه خدا انفاق کردند روشن است ارزش انفاق کسی که یک میلیون سرمایه دارد از ارزش انفاق کسی که چند میلیارد سرمایه دارد بیشتر است؛ چون گذشت و ایثار این فرد بیشتر از آن سرمایه دار است. 

  ارزش صدقه

در روایات صدقه به عنوان امری مستحب چنان مورد تأكید قرار گرفته است كه می‌توان آن را در زمره مستحبات مؤكد برشمرد. «امام صادق (علیه السلام) فرمود: برای شیطان هیچ چیز از صدقه دادن مؤمن گران تر نیست. و صدقه قبل از آن كه به دست بنده برسد، در دست پروردگار متعال قرار می‌گیرد.» (وسایل الشیعه، ج9، ص406) آن حضرت(علیه السلام) در بیان ارزش و اهمیت صدقه دادن به این نكته اشاره می‌كند كه صدقه از چیزهایی است كه خداوند خود به طور مستقیم آن را از بنده می‌پذیرد و پیش از آن كه دست سائل به آن برسد در دستان خداوند قرار می‌گیرد. در یكی از فرمایش‌های آن حضرت(علیه السلام) آمده است كه: «خدای متعال چیزی را خلق نكرد مگر آن كه برای آن نگاهبانی است كه آن را نگه می‌دارد، مگر صدقه كه خدای متعال خودش آن را نگه می‌دارد و پدرم وقتی صدقه می‌داد، آن را در دست سائل قرار می‌داد، پس آن را از وی می‌گرفت و می‌بوسید و می‌بویید، سپس آن را به سائل برمی‌گرداند.» این مضمون در روایات دیگر هم وارد شده و شخص باید بداند كه صدقه در دست چه كسی قرار می‌گیرد؛ از این رو نه تنها منت‌گذاری و تكبر هنگام صدقه دادن امری ناپسند شمرده شده، بلكه هرگونه آزار و منت‌گذاری در واقع، منت نهادن بر خداوند بلندمرتبه است. بنابراین انسان می‌بایست همواره مواظبت نماید تا مبادا آزار و منتی از سوی وی واقع شود؛ زیرا تواضع و فروتنی از سوی صدقه دهنده به معنای خضوع نسبت به پروردگار است. در روایات آمده است كه هر كس صبح صدقه بدهد، از بلاهای آسمانی در آن روز مصون می‌ماند و اگر در اول شب صدقه دهد، از بلاهای آسمانی در آن شب در امان می‌ماند، و اگر كسی خانواده مسلمانی را كفایت نماید، گرسنگی شان را رفع نماید، بدن آنها را بپوشاند و آبروی آنها را حفظ كند، از هفتاد حج برتر است. امام باقر از علی بن ابیطالب- علیهما السلام- نقل می‌كند كه: آن حضرت فرمود: روزی یك دینار انفاق كردم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله)- به من فرمود: آیا نمی‌دانی كه صدقه مؤمن از دستش بیرون نمی‌رود، تا آنكه از دهان هفتاد شیطان آزاد گردد (همه گویند: نده!) و در دست سائل قرار نگیرد، تا نخست در دست خدای بزرگ قرار گیرد، آیا خداوند چنین آیه ای نفرموده: آیا ندانسته اند كه این فقط خداست كه توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد. (بحارالانوار، ج96، ص.127)

 

پی نوشت‌ها:

[1] ملک، 12.

[2]. توبه، 79.

[3] طلاق، 7.

[4]. «أفضل الصدقة جهد المقل»‌، کراجکى‌، ابو الفتح، معدن الجواهر، ص 22، تهران، مرتضوى‌، چاپ اول، 1394ق‌.

 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS