دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارزش و فرصت جوانی

ای اباذر! پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمار؛ جوانی خود را قبل از فرا رسیدن پیری و تندرستی خود را قبل از بیماری و غنا و توانگری را قبل از فقر و ناداری و فراغت بال و فرصت ها را قبل از اشتغال و حیات و زندگی را قبل از فرا رسیدن مرگ.
ارزش و فرصت جوانی
ارزش و فرصت جوانی

ارزش و فرصت جوانی

قال رَسُولِ اللَّه(ص):«یَا أَبَاذَرٍّ اغْتَنِم خَمساً قَبلَ خَمسٍ شَبَابَکَ قَبلَ هَرَمِکَ وَ ...»(وسائل‌الشیعه، ج1، ص114)

خداوند در قرآن مراحل زندگی را بیان کرده و آن را به سه دوره کودکی و جوانی و پیری تقسیم نموده است. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ قُوَّةٍ ضَعفاً وَ شَیبَةً یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ هُوَ العَلِیمُ القَدِیر»[1]

خدا همان کسى است که شما را آفرید در حالى که ضعیف بودید. سپس بعد از ناتوانى، قوّت بخشید و باز بعد از قوّت، ضعف و پیرى قرار داد او هر چه بخواهد مى‌آفریند، و دانا و توانا است.

همانطوری که مشاهده می‌کنید، ضعف در مقابل قوّت است، و کلمه مِن در جمله مِن ضَعفٍ براى ابتداء است. و آیه چنین معنى مى‌دهد، که خدا خلقت شما را از ضعف ابتداء کرد، یعنى شما در ابتداى خلقت ضعیف بودید؛ و مصداق این ضعف اوّل طفولیت است، هر چند که ممکن است بر نطفه هم صادق باشد. و مراد از قوّت بعد از ضعف، رسیدن طفل است به حد بلوغ، و مراد از ضعف بعد از قوت، دوران پیرى است.[2] در این آیه قوّت در میان دو ضعف قرار گرفته است و منظور از قوّت همان دوران جوانی هر انسانی می‌باشد. بی‌تردید دوران جوانی هر انسانی بهترین دوران عمر انسان محسوب می‌شود. اگر برای هر چیزی بهاری قابل تصوّر باشد به طور قطع می‌توان گفت که بهار عمر انسان، دوران جوانی او می‌باشد، استعدادهای انسان در این دوره شکوفا می‌شود.

ارزش و قدر و منزلت جوانی به قدری زیاد است که در روایات وارد شده که از جمله چیزهایی که در روز قیامت از انسان سؤال می‌شود دوران جوانی انسان است که انسان این دوران را در چه راهی استفاده نموده است.

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:

«لا تَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیَامَهِ حَتَّى یُسأَلَ عَنْ أَرْبَعَهٍ عَنْ عُمُرِهِ فِیمَا أَفْنَاهُ وَ عَن شَبَابِهِ فِیمَا أَبْلاهُ ...»[3]

روز قیامت هیچ بنده‌ای قدم بر نمی‌دارد تا اینکه در مورد چهار چیز از او سؤال می‌شود، از اینکه عمرش را در چه راهی صرف کرده و اینکه جوانیش را در چه راهی استفاده نموده است.

با توجه به اهمیّت دوران جوانی، چه خوب است دوران جوانی انسان در راه و مسیری باشد که مورد رضایت خداوند است و انسان این دوران را جهت کسب فضائل اخلاقی و دوری از محرمات الهی قرار دهد چرا که در دوره جوانی، هنوز گرد و غبار گناه بر آئینه دل انسان ننشسته است و انسان بیشتر می‌تواند در راه خود سازی و تهذیب نفس قدم بردارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS