دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارض

No image
ارض

كلمات كليدي : ارض، كره زمين، مكان، مقابل آسان پائين

نویسنده : روح‌الله رضائی

ارض به معنای آن چیزی است که مردم بر آن زندگی می‌کنند[1] و برخی می‌گویند به معنای آنچه که پائین و مقابل آسمان است.[2]

ارض 461 بار در قرآن کریم تکرار شده؛ اما هیچ‌گاه جمع نیامده است، تنها در یک آیه با لفظ مفرد اراده جمع شده و آن آیه هفت آسمان است که می‌فرماید:

«اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ»[3]

«خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها»

ارض در اصطلاح همان معنای لغوی را دارد، اما قرآن آن را در معانی متعددی به کار برده است که برخی از آن‌ها عبارتند از:

1.کره زمین؛

«وَهُوَ الَّذِی خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ»[4]

«او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز (دوران) آفرید»

خداوند دراین آیه از خلقت زمین و آسمان‌هایی که آن را احاطه کرده‌اند صحبت می‌کند این احاطه آسمان‌ها بر زمین با اشاره به کروی بودن زمین، نشان می‌دهد اینجا منظور از «ارض» کره زمین است.[5]

2.مکان خاص؛

ارض در قرآن کریم گاهی به معنای مکانی خاص از زمین، نه همه آن به کار می‌رود.[6] مثلاً در مورد شهر، کشور یا منطقه‌ای استفاده می‌شود مکان‌هایی که در قرآن ارض به جای آن‌ها به کار رفته مانند.

الف) مصر؛

«تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیَاء فِی الأَرْضِ»[7]

«بزرگی (و ریاست) در زمین، از آنِ شما دو (نفر) باشد»

دراین آیه ارض به معنای سرزمین مصر است.

ب) مکه؛

«وَإِن کَادُواْ لَیَسْتَفِزُّونَکَ مِنَ الأَرْضِ»[8]

«و نزدیک بود (با‌‌ نیرنگ و توطئه) تو را از این سرزمین بلغزانند»

ارض در آیه به معنای شهر مکه است.

ج) شام؛

«وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ»[9]

«و او و لوط را به سرزمین (شام) نجات دادیم»

منظور از ارض در آیه منطقه شام است.

3.سرزمین؛

«قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأَرْضِ»[10]

«گفتند: ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم»

خداوند ارض را به معنای سرزمین گرفته است.

4.اجتماع (زندگی جمعی مردم)؛

« وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ »[11]

«و اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین را فساد فرا می‌گرفت»

منظور از فساد زمین، فساد ساکنین زمین، یعنی فساد اجتماع انسانی است.[12]

5.عیش مادی؛

«قُل لَّوْ کَانَ فِی الأَرْضِ مَلآئِکَةٌ یَمْشُونَ مُطْمَئِنِّینَ لَنَزَّلْنَا عَلَیْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَکًا رَّسُولاً»[13]

«بگو (حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی می‌کردند، و) با آرامش گام برمی‌داشتند، ما فرشته‌ای را به عنوان رسول، بر آنها می‌فرستادیم»

چون هدایت کردن و رسول فرستادن از خصیصه‌های زندگی مادی است؛ پس ارض در این آیه به معنای زندگی مادی است.[14]

تبیین علمی واژه

امروزه در جهان علم، مطالب علمی با محوریت زمین به قدری رسیده که چندین رشته علمی را به خود اختصاص داده است، قرآن کریم نیز در بین آیات خود اشاراتی به برخی از مطالب علمی درباره زمین دارد که مفسرین در بحث اعجاز علمی آن‌ها را مطرح ‌کرده‌اند:

1- کروی بودن زمین:

«الَّذِینَ کَانُواْ یُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا...»[15]

«و مشرق‌ها و مغرب‌های پر برکت زمین را به آن قومِ به ضعف کشانده شده»

تعبیر مشارق و مغارب دلالت مطابقی بر کرویت زمین ندارد؛ اما به صورت التزام بر آن دلالت می‌کند به عبارت دیگر هر چیزی که بیش از یک مشرق و یک مغرب داشته باشد، به صورت دایره باید فرض شود و صورت دیگری ندارد.[16]

2-نیروی جاذبه در زمین:

« أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفَاتًا »[17]

«آیا زمین را قرار نداده‌ایم فرا گیرنده»[18]

کلمه‌ "کفات" به معنای در برگرفتن است و اینکه خداوند می‌گوید زمین در برگیرنده است یعنی اشیاء را به سوی خود می‌کشد و نیروی جاذبه دارد.[19]

3-حرکت زمین:

دانشمندان پس از پیشرفت‌های علمی بسیار و حدود 13 قرن بعد از نزول قرآن از حرکت‌های زمین سخن می‌گوید. قرآن نیز در این باره قرن‌ها پیش مطالبی آورده که موجب حیرت و عبرت تفکر کنندگان می‌شود.

آیاتی که ادعا شده به حرکت‌های زمین اشاره دارد، بر سه قسم است.

اول: اشاره به حرکت وضعی

دوم: اشاره به حرکت انتقالی

سوم: اشاره به دیگر حرکت‌ها مثل حرکت‌های پوسته زمین.

در اینجا یک ایه از قسم اول را برای نمونه ذکر می‌کنیم؛

«وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا»[20]

«و به زمین و کسی که آن را گسترانیده»

معنای کلمه "طحا" توسعه چیزی، دفع و حرکت دادن آن است، لازمه اینگونه دفع که بر جسم کروی، «زمین» وارد شده و آن را رانده است، حرکت وضعی آن می‌باشد.[21]

مقاله

نویسنده روح‌الله رضائی
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - هستی شناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS