دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از بین بردن تنبلی

No image
از بین بردن تنبلی

عادت به تعويق انداختن كار در انسان، مثل بسياري از عادت‌هاي ديگر از جمله پرخوري، سيگار كشيدن و. . . جنبه فراگير دارد و مردم با اينكه از زيان آن آگاه هستند، از كنارش بي توجه مي‌گذرند. عدم تمايل به درس خواندن، ميزان بالاي تماشاي تلويزيون و. . . از نشانه‌هاي تنبلي هستند. چطور مي‌توانيم تنبلي و سستي را درمان و بي حالي و بي حوصلگي را از خود دور كنيم؟

راه‌هایی عملی برای از بين بردن تنبلی وجود دارد كه عبارتند از:

تلاش برای پرهيز از تنبلی و بی حالی

با عزم و اراده بايد با سستي و بي حالي برخورد كرد. اگربدانيم كه تنبلي عامل برانگيزاننده خشم خداوند است، راحت‌تر با آن مبارزه مي‌كنيم.

پرهيز از توجيه

گاهي افراد براي فرار از مسئوليت، بهانه تراشي مي‌كنند. با عذر و بهانه تراشي، فرد رفتار خود را منطقي جلوه مي‌دهد، در نتيجه با اين رفتار سستي را در خود تقويت مي‌كند. براي درمان فرد بايد از توجيه اجتناب كند و خود را گول نزند. براي پرهيز از توجيه گرايي، به چند مورد بايد توجه كرد: فرد براي موجَه جلوه دادن تاخير در انجام كار، دلايل گوناگون را دستاويز براي دفاع از خود قرار ندهد. براي فرار از وظيفه، از ديگران هم توجيه را نپذيرد، تا اهمال در خود او و ديگران تقويت نشود. از آن كسي كه مسئوليت كاري را داشته، تنها نتيجه كار سوال شود؛ چرا كه مديريت زمان از وظایف اوست و به ما ربطي ندارد. به اهمالكار گوشزد شود كه ما در برابر برنامه‌ريزي نادرست او، هيچ مسئوليتي نداريم و حتي نمي‌توانيم توجيهات او را بشنويم.

تنبيهِ خود

مي توان براي كم كاري خود تنبيهي مناسب در نظر گرفت. نوع تنبيه به ميل و سليقه هر كس بستگي دارد. ‌ميهمان كردن اين و آن، كمك به مستمندان، كمك بيش از اندازه معمول به ديگران و هر كار ديگري كه انجامش چندان مورد رغبت نباشد، مي‌تواند براي تنبيه انتخاب شود.

ايجاد عشق و علاقه

گاهي دليل تنبلي، بي انگيزگي است. محبت، دشواري‌ها را آسان و براي كارهاي بزرگ، انگيزه ايجاد مي‌كند.

يافتن دوست منضبط

اهمالكاران به دليل نداشتن برنامه مشخص در زندگي روزمره و نيز به جهت نداشتن اراده قوي، هميشه به عاملي براي به حركت در آمدن نياز دارند. يكي از موثرترين عوامل محرك، دوست با اراده و منظم است. افراد از تمام روحيات، خلقيات، اعمال و رفتار دوست خود اثر مي‌پذيرند. نشست و برخاست با دوست منضبط به خصوص اگر مستمر باشد، خود به خود مسير حركت انسان را تغيير مي‌دهد و گاه تاحدي بدون زحمت انسان را منظم و با اراده مي‌كند.

خود تنظيمی

خوب است كه هر وقت كاري را به عقب انداختيم، آن را در تقويم يا دفتري يادداشت كنيم جلوي چشم باشد. در اين روش هم تنبيه وجود دارد هم تشويق؛ در واقع كاهش دفعات سستي تشويق است و زياد شدن دفعات آن تنبيه به شمار مي‌رود. اين روش همان محاسبه در كارها است.

پيمان بستن

راه ديگر درمان تنبلي اين است كه فرد با خود پيمان ببنددكه تنبلي نكند و تلاش كند كه آن را انجام دهد. در اين گونه موارد مي‌تواند پيماني را كه با خداوند، يا با پيامبر و امام بسته، با همسر يا دوست خود در ميان بگذارد و از آنها كمك بخواهد.

تمرين مبارزه با كمرویی

وقتي كسي نمي‌تواند كارش را به درستي يا به موقع انجام دهد، دچار كمرويي و شرم مي‌شود. براي مبارزه با آن تلاش كنيد و بر اعصاب خود مسلط باشيد. نگذاريد كه اتفاقات و حوادث، لحظه‌اي شما را تحت تاثير قرار دهد. تلاش كنيد تا شيوه و رفتار كسي را كه به نظر شما انساني كامل است، تقليد كنيد. برخورد با ديگران، پيش سلام بودن، احوال پرسي كردن، ارتباط برقرار كردن، همدردي، حضور در جمع مردم، شركت در غم و شادي آنها و. . . مي‌تواند راهكار خوبي براي مبارزه با كمرويي باشد. پس از قدري نشست و برخاست با كساني كه تنها رضايت خدا را ملاك كارها مي‌دانند، مطمئن باشيد شما هم اين گونه مي‌شويد و كمتر به قضاوت مردم اهميت مي‌دهيد.

خود آشكاری حقيقی

گاهي علت اينكه دچار تنبلي مي‌شويد اين است كه مي‌ترسيد وارد كاري شويد؛ چرا كه از قضاوت اين و آن دل خوشي نداريد.

راه مبارزه و درمان

خود را نبازيد و كار را ادامه دهيد، خود را شاد و پر نشاط وارد معركه كنيد، ممكن است در اولين برخورد موفق نشويد ولي مهارت‌هايي را كسب خواهيد كرد. اگر وارد كار نشويد هميشه در نقطه صفر باقي خواهيد ماند. هرگز نگوييد مي‌ترسم در گفتارم اشتباهي باشد و آبرويم برود بلكه بگوييد مي‌گويم و مي‌خواهم اشتباهاتم را اصلاح كنم يا مي‌خواهم حرفم را بزنم، به خود جرات شركت در جمع را بدهيد و خود را از آنها بدانيد و با آنها باشيد.

نقش بازی كردن

اين روش در جمع دوستان و آشنايان كاربرد دارد. به اين منظور مي‌توان اين تمرين را انجام داد: فرض كنيد براي يك سخنراني آماده مي‌شويد كه هنوز جرأت ارائه آن را نداريد. از دوست يا همسر خود بخواهيد تا در برابر شما به طور جدي و به عنوان شنونده بنشيند و شما مقاله خود را در برابر او ارائه دهيد. از او بخواهيد تا كار شما را ارزيابي كند و مورد نقد قرار دهد. گاه مي‌توان درمقابل آيينه اين تمرين را انجام داد يا نوار صوتي يا تصويري خود را ضبط كرد.

دسترسی به استعدادهای انسانی

وقتي با ديدي منفي به موضوع نگاه مي‌كنيم، توانايي خود را به فراموشي مي‌سپاريم يا از آن غافل مي‌شويم. شايد هم نظر كردن به نقاط منفي ما را از جهات مثبت و امتيازات آن كار غافل كرده است.براي رفع اين مشكل، بايد از برنامه‌هاي كوتاه مدت بهره گرفت. هر برنامه را مقدمه برنامه‌هاي بعدي و گام به گام نتايج كار را مدنظر قرار دهيد. ناراحتي‌ها و سختي‌هاي زودگذر را فداي اهداف عالي بعدي كنيد كه ثمرات ماندگاري در بر خواهد داشت.

از دست ندادن لحظه حال

گاهي اوقات بر اثر شكست‌هاي گذشته شخص به سستي مبتلا مي‌شود. چون پيش از اين خود را از انجام كار ناتوان ديده است و رغبتي براي شروع مجدد كار در خود نمي‌بيند. آن چه از دست رفت، گذشت و آن چه در آينده در پيش داري، به زودي فرا مي‌رسد. پس برخيز و فرصت بين دو نيستي(گذشته و آينده) را درياب.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS